![]() |
||||
|
|
||||
|
پاسخی به یک نقدپاسخی به یک نقد
نیازی نمیبینم که خدمات دولت اصلاحات را بار دیگر به نگارش در بیاورم، تنها باید این مهم را همیشه به یاد داشته باشیم که انسانی پیشرفت میکند که بتواند احساس تغییر را در خود به وجود بیاورد و در پی این مهم جامعهای پیشرفت میکند که بتواند در همه حال در فکر اصلاح کردن خود باشد و تغییر کند. پیشرفتهای امروز جهان مدیون تغییر و تحولات افکار انسانهای بزرگیست که با اصلاحات و تغییرات فکری خود بدون هیچگونه تعصب به افکار گذشته، جهانِ امروزِ ما را شکل دادهاند، پس کلمهی "اصلاحات" مورد احترام همهی جوامع بشری است و باید اذعان داشت شروع پیشرفت هر کشوری با اصلاحات و تغییر خواهد بود. یکی از مهمترین عواملی که در کشورهای خصوصاً جهان سوم مورد نظر است دور شدن از تعصبات و اندیشیدن به اصلاحات خواهد بود. شما به کشورهای عربی نیندیشید. اکثر آنها در فکر تغییر قوانین اساسی خود نیستند و چنین جوامعی به آزادی و پویایی نخواهند رسید. هدف از نگارش موارد فوق جوابیهای به نوشتههای آقای مهدی تندپور بود. وقتی مقالهی ایشان را میخواندم با توجه به تعهدی که نسبت به مردم و قلم دارم لازم دانستم که چند نکتهای را به نگارش درآورم. 1ـ مقالهنویس! وقتی فردی قلم به دست میگیرد باید به یاد داشته باشد برای نوشتن مقالهای نزدیک به واقعیت، احساسات خود را کنار بگذارد و بیطرفانه بنویسد. 2ـ شما نمیتوانید خدمات شایستهی دولت اصلاحات را بدون هیچ مدرکی، نادیده بگیرید، چون که خدمات آن دولت در اذهان مردم و صفحات تاریخ ثبت شده است. 3ـ این اوج بیانصافی است و شاید ناآگاهی که دوران دولت اصلاحات را به " استبداد مطبوعاتی" متهم میکنید. به یاد داشته باشید هر دولتی نکات قوت و ضعف خاص خودش را دارد. وقتی اصلاحات را محکوم به استبداد مطبوعاتی کردید بر همگان مشخص شده است که نوشتهی شما بیشتر غرضورزی است تا نوشتن یک نقد بر دوران اصلاحات. 4ـ برای آنالیز کردن یک حزب سیاسی باید به برنامهها و هدفهای آن حزب بیندیشید نه اینکه مثلاً اصلاحات را در فرد و اشخاص معنا کنید. چنین نگرشی منطقی نیست. 5ـ چرا نام اصلاحطلبانی که به جامعه خیانت کردهاند و به دلارهای آمریکا تکیه کردهاند را نمیبرید تا جامعه نیز از کشف شما آگاه گردد!! 6ـ میبایست عنوان میکردید که اصلاحطلبان در کدام موضوع از مشکلات اساسی کشور سنگاندازی کردهاند. لطفاً اگر اطلاعی دارید به نظر افکار عمومی جامعه نیز احترام گذاشته و به اطلاع مردم برسانید! 7ـ شما فکر میکنید بیست و چند میلیون مردمی که به اصلاحات رأی دادند در اشتباه بودند؟! آنها به همان اصلاحاتی رأی دادند که به حقوق انسانی و شهروندی اقلیت احترام میگذاشت و حقوق آنها را تا جایی که در توان داشت پاس میداشت. 8ـ مایهی تعجب است که با اظهار نظر شخصیِ یک فرد (مشاور ملی آمریکا) اصلاحات را "خانمان سوز" میدانید؟ 9 ـ از یاد بردهاید که یکی از شعارهای اصلاحات این بود: «زنده باد مخالف من». آری؛ باید به مخالف فکری خود نیز احترام قائل شد اما شما این اصل را فراموش کرده و بیشتر به توهین و تهمت زدن فکر کردهاید که در شأن و جایگاه یک روزنامهنگار نیست. به جایگاه خود در بین مردم نیز بیندیشید و به پیامدهای نوشتههای خود فکر کنید. 10ـ شما در اظهار نظرتان" 18 تیر" را فاجعه میدانید. لطفاً برای آگاهی افکار عمومی در این مورد هم نظرتان را مرقوم نمایید تا افکار عمومی از این نظر شما بهرهمند گردند!! 11ـ لطفاً بگویید که اصلاحطلبان کدام منافع ملی و آیندهی مملکت را فدای زد و بندهای سیاسی و گروهی خود قرار دادهاند و آیا اینگونه نوشتن برای دولتی که بیست و چند میلیون رأی داشت سزاست؟ 12ـ آیا اندیشیدهاید که چرا دولت نهم بنزین را سهمیهبندی کرده است؟ لطفاً در شهر گشتی بزنید تا مردمی را که برای رفتن به مقصدشان باید گرمای سخت تابستان را در نبود تاکسی تحمل کنند، ببینید. آیا شما فکر نمیکنید که سهمیهبندی کردن بنزین تأثیر خاص خود را در زندگی روزمره مردم میگذارد؟ به نظر شما مسئله سهمیهبندی کردن بنزین خللی در پیشرفت پروژههای عمرانی نداشته است؟ آیا شما به بازار سیاهی که در نبودِ بنزین ـ با توجه به نزدیک شدن سهمیهها به پایان آن ـ به وجود آمده است فکر نکردهاید؟ آیا شما معتقد نیستید که هزینههایی که مسئولین دولت به کشورهای عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و ... اختصاص دادهاند در حد قابل تأملی افزایش یافته است و آیا همین هزینهها نمیتوانست پالایشگاههایی در کشور ایجاد کند تا وارد کردن بنزین از خارج کمتر شود؟ آیا شما به مشکلاتی که برای کارمندان دولت در موضوع سهمیهبندی بنزین دچار آن شدهاند فکر نکردهاید؟ چرا که آن کارمندان با استفاده از ماشین شخصیشان جهت درآمدی برای کمک به هزینههای زندگی برنامهریزی کرده بودند. 13 ـ مقتضیات زمان ایجاب میکند که با گفتوگو و مدارا به خواستهها و اهداف رسید نه با جنجال و درگیری، چون معتقد هستم که هزینهی بسیار سنگینی برای کشور دارد. پس گفتوگو و مدارا با دیگران منطقیترین شیوهی ارتباط است. 14ـ شرایط ویژه و مهم کشور که در حال حاضر با آن روبهرو هستیم و فشارهای بینالمللی که هر روز بر ما بیشتر میشود باید زنگ خطری برایمان باشد تا اتحاد خود را فرای مسلک، مذهب، نژاد ... محکمتر کنیم. مهم ملیت همهی ماست که عنوان ایرانی بودن را یدک میکشیم. در چنین شرایطی که بسیار حائز اهمیت و دقت است منطقی نیست که مسئولین و مردم بزرگوارمان را به "خودی" و "غیر خودی" تقسیم کنیم. لذا برای محکمتر شدن اتحاد مردمان، قلم را به حرکت درآورید نه برای "تفرقه" که کار بسیار خطرناک و پر هزینهای است. فراموش نکنید که جامعهای پویا، آزاد و پیشرفته خواهد شد که افراد آن جامعه به آزادی مذهب، آزادی مطبوعات، آزادی بیان، آزادی اندیشه و ... معتقد باشند. بیاییم در کنار همدیگر انسانها را همانطور که هستند بپذیریم. به رنگ پوست، نژاد، عقیده ... به عنوان موضوعی خصوصی بنگریم و انسانها را برای انسان بودنشان مورد احترام قرار دهیم. بدانید "اصلاحطلبی" تسلیم و وادادگی نیست، پروسهای است برای رسیدن به جامعهای پویا، مدرن و آزاد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه