![]() |
||||
|
|
||||
|
زیر خط فقر بودن فرهنگیان کجا و پیشرفت علمی کشور کجا؟!زیر خط فقر بودن فرهنگیان کجا و پیشرفت علمی کشور کجا؟!
دوازده میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی میکنند. این تازهترین آماری است که از طرف وزیر رفاه دولت عدالت محور اعلام گردیده است. گر چه آمارهایی که از طرف مسئولان وزارت خانهها و سازمانها اعلام میشود نسبت به آمارهای بانک مرکزی دارای اختلاف میباشد و در کل به آمارها در ایران چندان اعتمادی نمیتوان کرد اما فرهنگیان با آمار کاملاً معلوم یک میلیون و دویست هزار نفر جزو آن دسته از ایرانیان قرار میگیرند که متأسفانه زیر خط فقر گذران عمر میکنند. زیر خط فقر بودن بیکاران، بیسرپرستان و ... گر چه پذیرفتنی نیست، شاید توجیه پذیر باشد، اما چرا کسانی که دارای تحصیلات عالیه بوده و دارای شغل ثابت و رسمی آن هم از نوع دولتی میباشند و سی سال از عمر آن هم بهترین زمان جوانی خود را وقف دولت خواهند نمود باید زیر خط فقر بوده از تأمین کردن امکانات اولیه زندگی ناتوان باشند و احیاناً اگر پای خود یا فرزندانشان به جهت بیماریهایی که امروزه به آسانی قابل درمان میباشند (البته با مقداری پول ناقابل) به بیمارستان باز شد یا باید بمیرند یا با قرض و وام و ... خود را مداوا کرده و تا آخر عمر زیر دین دیگران باشند. حقوق دریافتی فرهنگیان نسبت به تورم و گرانی آن قدر پایین است که این تصور را به وجود میآورد که دولت از مستخدمین خود بیگاری میکشد. به نظر میرسد نه تنها در هیچ یک از کشورهای دنیا افراد تحصیلکرده و شاغل زیر خط فقر نبوده بلکه این گونه شاغلین با حقوق سالهای ابتدایی خدمت خود خواهند توانست. امکانات لازم برای زندگی از جمله منزل مسکونی، خودرو و... را تهیه نمایند. در ایران اما با وجود درآمدهای هنگفت نفتی به دست آوردن اینچنین امکاناتی برای فرهنگیان نه تنها در اوایل خدمت بلکه تا آخر خدمت سی ساله رویایی بیش نیست. طی این سالها بارها مسئولان جمهوری اسلامی از جمله ریاست جمهوری، رییس قوه مقننه، قضائیه، نمایندگان ملت و همه و همه خواهان بهبود وضعیت معیشتی کارمندان دولت خصوصاً فرهنگیان شدهاند. این جای بسی خوشحالی است اما در این میان آن کس و مقامی که باید این رسیدگی را انجام دهد معلوم نیست همه منتقد وضعیت معیشتی فرهنگیان میباشند اما در عمل حرکت جدی و کار سازی در جهت بهبود آن دیده نمیشود و هر سال با اضافه شدن سی چهل هزار تومان به حقوق فرهنگیان به آنها وعده آینده داده میشود و این آینده هیچ وقت نرسیده است! مگر نه این است که گویند با وارد شدن فقر از در، ایمان از پنجره بیرون میرود، پس چرا در یک کشور اسلامی این چنین به وضعیت معیشتی مردم مسلمان و فرهنگیان که رسالت پیامبر بر دوششان گذاشتهایم بیتوجهی میشود؟ در حالی که نقش آموزش و پرورش در پیشرفت یک کشور قابل قیاس با دیگر سازمانهای و نهادها نمیباشد و بیشترین سرمایهگذاریها باید در آموزش و پرورش و نظام علمی کشورها صورت گیرد اما در کشور ما عدهای از مسئولان با نگاه مصرفی و عدم در آمدزایی به آموزش و پرورش اصلاً هزینه در آن را سرمایهگذاری نمیدانند و به دلیل همین نوع نگاه هر ساله تعداد زیادی از نخبهگان کشور از رتبههای برتر کنکور گرفته تا مدال آوران المپیادهای علمی و اساتید دانشگاه … به کشورهای پیشرفته کوچ کرده و دیگر باز نمیگردند و کشورهای پیشرفته به این شکل با ایجاد فضای مناسب و تأمین امکانات، صاحب نخبهگان دیگر کشورها گردیده و با استفاده از علم و دانش آنها هر روز بیش از دیروز در مسیر پیشرفت گام بر میدارند که یکی از شاخصترین این نوع کشورها ایالات متحده آمریکا میباشد که به خوبی توانسته با جذب نخبهگان دیگر کشورها در حد یک ابر قدرت در جهان خود نمایی کند و چه بسیار نخبهگان ایرانی که در مهمترین مراکز علمی آمریکا شاغل میباشند. حال چگونه است که ما فرهنگیان خود را که مسئولیت تعلیم و پرورش نخبهگان آیندهی کشور را بر عهده دارند زیر خط فقر نگه میداریم و آن وقت انتظار پیشرفت و رقابت با دیگر کشورها را هم داریم؟ از این که ایرانیان در هوش و استعداد چیزی از مردمان کشورهای پیشرفته کم ندارند شکی نیست اما این برای پیشرفت علمی کشور گرچه لازم است اما کافی نیست اگر امکانات در اختیار افراد با هوش و استعداد قرار نگیرد، را چگونه انتظار میرود استعدادها شکوفا گردند و چگونه انتظار میرود افراد نخبه بدون هیچ امکاناتی در کشور مانده و زمینهی هرز رفتن استعداد و تواناییهای خود را فراهم کنند؟ آیا میدانید ساسانیان با تأمین امکانات و به وجود آوردن شرایط مناسب از نخبهگان ناراضی دیگر ملل در مکانهای علمی خود بهره میبردند، حتی از رومیان که دشمن ایران بودند! از مسئولان جمهوری اسلامی ایران انتظار میرود نخبهگان را بهترین سرمایههای خود دانسته و با سرمایهگذاری و ایجاد شرایط مناسب ضمن حفظ آنها زمینهی جذب نخبهگان دیگر کشورها را هم فراهم کرده و با توجه ویژه به آموزش و پرورش و مراکز علمی که مرکز پرورش نخبهگان جدید و شکوفایی استعدادها میباشند زمینهی پیشرفت علمی کشور که خواستهی تمام ایرانیان وطن دوست میباشد را فراهم کنند و بدانند با زیر خط فقر بودن فرهنگیان پیشرفت علمی کشور امکان پذیر نمیباشد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه