Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
لاوری مدیر مسئول نصیر بوشهر :محدودیت‌های ایجاد شده توسط شفیعیِ ارشاد در تاریخ مطبوعات استان سابقه نداشته و ندارد
تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی می‌توان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همه‌ی شکایت‌هایش در مرحله‌ی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایت‌هایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق می‌گرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت ‌های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عده‌ای خاص دادند که بعضی از آن‌ها در تمامی زندگی‌شان یک خبر تنظیم نکرده‌اند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمک‌های خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ می‌نماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
[ 20/10/1388 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
"بالیوز" انگلیس در بوشهر
قسمت دویست و دوم
مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
29 مارس 1908
1ـ انجمن صفا به شورای نمایندگان پیشنهاد کرده است که رئیس خود را انتخاب کنند و آنها میرزا غلامحسین کازرونی را به عنوان رئیس افتخاری برگزیده‌اند.
2ـ شورای نمایندگان بخشنامه‌ای به طور تلگرافی صادر کرده دایر بر این‌که در آینده، تا اطلاع ثانوی، تمام تلگراف‌های شورا به امضاء Mobtash-am-I-sultanch ، خواهد بود.
[ 20/4/1388 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور قسمت سیزدهم
این اختلاف برآورد به احتمال نتیجه‌ی کاهش و ازدیاد محصول است و این خطری است که برای هر محصول کشاورزی وجود دارد.

منطقه سال 1651 سال 1653
گیلان 2800 عدل 2680 عدل
مازندران 80 عدل 200 عدل
فرح‌آباد 160 عدل -
شیروان 500 عدل -
ایروان - 700 عدل
قره‌باغ 80 عدل 600 عدل
خراسان 80 عدل 80 عدل
جمع 3700 عدل 4160 عدل

یک گزارش هلندی‌ها مربوط به سال 1666 نشان می‌دهد که تولید ابریشم در ایران به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. متأسفانه در این گزارش جمع محصول ارایه نگردیده، اما چنین می‌نماید که این محصول تقریباً به نصف کاهش یافته است:66
گیلان 200 عدل
شیروان، شماخی، گرجستان مقادیر زیاد
مازندران 130 عدل
خراسان و کاشان 60 عدل
چنین پیداست که حدود 4000 عدل در سال برآورد قابل قبولی، برای تولید سالانه‌ی ابریشم در شرایط عادی در خلال قرن 17 است. به نقل از حکمران کل در باتاویا ابریشم ایران اندکی بیش از 4000 عدل در سال بوده است. بدون احتساب آفات نباتی و امثال آن به احتمال قریب به یقین در سال‌های کم‌محصول تولید سالانه 2000 الی 2500 عدل بوده است ـ کما این‌که برآوردهای در دسترس راجع به صادرات و مصرف داخلی هم اشاره بر آن دارد.67 در سال‌های پرمحصول حجم تولید ابریشم به احتمال به 7000 کارگاس یا 15750 عدل می‌رسید، همچنان‌که باتاویا نیز در سال 1686 گزارش کرده است.68 با وجودی که مراتب بالا بیان‌گر مقدار ابریشم تولیدی در ایران است مع‌الوصف به وضوح نشان نمی‌دهد که چه نوع یا گونه‌ای از ابریشم برای مصرف داخلی بیشتر موردپسند بوده است. مطابق گزارش سال 1638، از مجموع 2500 عدل ابریشم برآورد شده‌ی تولیدی، حدود 100 عدل آن در داخل ایران به مصرف می‌رسیده است. گزارش سال‌های 1651 و 1653 جزییات زیر را در مورد نوع ابریشم تولید شده ارایه می‌دهد:

نوع ابریشم
سال 1651 سال 1653
شعربافی 1540 عدل 1000 عدل
کدخداپسند 860 عدل 1600 عدل
خرواری 1300 عدل 1460 عدل
جمع کل 3700 عدل 4160 عدل

به دلیل این‌که ابریشم نوع شعربافی صرفاً در ایران به مصرف می‌رسید، لذا صنعت ابریشم محلی احتمالاً حدود 1000 الی 1200 عدل در سال مصرف می‌کرده69، هرچند ظاهراً مقداری هم به هند صادر می‌گردیده است.70 بقیه‌ی ابریشم تولیدی عمدتاً صادر می‌گردید هرچند عموماً مقداری از ابریشم نامرغوب و نیز ابریشم نوع اعلا ـ که در حوالی مراکز صنعت ابریشم‌بافی مانند کاشان و یزد تولید می‌گردید ـ در محل به مصرف می‌رسید. به نظر می‌رسد که این مطلب مطابقت دارد با آن‌چه که ما راجع به انواع گونه‌های ابریشم می‌دانیم، که به خارج صادر می‌گردیده است. با همه‌ی این‌ها، در پایان دهه‌ی 1650 که ابریشم کمتری تولید می‌گردید این وضعیت تغییر یافت. گزارش سال 1666 هلندی‌ها گونه‌های زیر را فهرست می کند:
شعربافی 80 ـ 90 عدل
ارداسه (مازندران) 130 عدل
ارداسه (قفقاز) مقادیر زیاد
لژی 60 ـ 70 عدل
در همین گزارش آمده است که عمدتاً نوع شعربافی و بیشتر نوع ارداسه محصول مازندران و بخش عمده‌ی ارداسه محصول سایر جاها ـ که 10 درصد آن ابریشم نوع لژی بود ـ در داخل ایران به مصرف می‌رسید. ابریشم لژی به کلی ونیز تعداد چشمگیری نوع ارداسه به امپراتوری عثمانی و روسیه صادر می‌گردید.
ابریشم کدخداپسند یا ارداسه از کیفیت صادراتی عمده‌ای برخوردار بود که معمولاً به لوانت صادر می‌گردید. ابریشم نوع خرواری یا لژی عمدتاً مورد استفاده شاه قرار می‌گرفت تا با آن تعهدات قراردادی‌اش را با هلندی‌ها و انگلیسی‌ها انجام دهد. در واقع هلندی‌ها در بیشتر قرن 17 ابریشم خرواری را ترجیح می‌دادند. در سال 1632 مدیران هفده نفره شرکت به کارمندان خود در آسیا دستور داده بودند تا فقط ابریشم نوع لژی ـ و نه ارداسه ـ خریداری کنند، زیرا ابریشم نوع لژی در اروپا به مراتب بیشتر سودآور بود.71 گفتنی است به دلیل افتادگی‌هایی که در اسناد باقی‌مانده رخ داده است دسترسی به اطلاعات لازم در مورد مقدار واقعی ابریشمی که توسط شرکت‌های هلندی و انگلیسی صادر می‌گردیده، مقدور نمی‌باشد. خوشبختانه «درک سارسیریوس» مدیر «واک» در گامبرون (55 ـ 1649) مقدار ابریشم صادراتی، در خلال دوره‌ی بین سال‌های 1624 و 1655، را تدوین و گردآوری کرده است. داده‌های مربوط به سال‌های 66 ـ 1656 از منابع گردآوری شده‌ی مشابه و نیز بر مبنای جدول شماره یک اخذ گردیده است. ارقام مربوط «ایک» به کلی درست نیست زیرا از منابع هلندی گرفته شده‌اند. جدول شماره یک امتیازات شاهان صفوی بابت روابط‌شان با «واک» و «ایک» به عنوان شرکای تجاری، باز می‌تاباند. شرکت‌های اروپایی برای شاهان صفوی قیمت پایه، برای مقدار قابل توجه‌ای ابریشم، به وجود آوردند و این امر موجب شد تا آن‌ها همزمان بتوانند به مقداری اساسی پول نقد دست یابند. اختلاف کمیت در ابریشم خریداری شده توسط هلندی‌ها و انگلیسی‌ها موجب گشته تا نتوان نوسانات تولید این محصول را تعیین کرد، هرچند به وضوح، موضوعی کارساز بوده است. با وجود این، اگر استفاده از مسیر زمینی به لوانت سود بیشتری به بار می‌آورد شاهان صفوی همیشه می‌توانستند ادعا کنند که نمی‌توانند ابریشم مورد قرارداد را تأمین کنند و ابریشم بیشتری به ارزش پول بادآورده به صادرکنندگان ارمنی بفروشند.72 بنابراین، این‌که شاهان صفوی به روابط‌ تجاری‌شان با اروپایی‌ها ـ در مورد فروش ابریشم ـ ارج می‌گذاشته‌اند مبتنی بر این واقعیت است که زمانی که هیچ ابریشمی به فروش نمی‌رفت (51 ـ 1645) یا موقعی‌که حجم ابریشم خریداری شده به طور چشمگیری کاهش می‌یافت (بعد از سال 1665) یا هنگامی که خرید ابریشم به کلی قطع می‌گردید (بعد از سال 1714) قرارداد آن‌ها با «واک» و «ایک» ابطال نمی‌گردید.