![]() |
||||
|
|
||||
|
گلویم را / برایت میتکانم بانوگلویم را / برایت میتکانم بانو
شناخت نامهی اجمالی حسین عسکریِ شاعر "حسین عسکری" ـ متولد 1/7/1332 ، کاردان زبان و ادبیات فارسی ـ بیش از دو دهه است که در قالبهای کلاسیک و آزاد میسراید و لذت دریافتهای شاعرانهاش را در سرودههایی ارزشمند با خیل آنها که دوستش دارند و دوستشان دارد قسمت میکند. اشعار و مقالات وی تاکنون در نشریات مختلف سراسری به چاپ رسیده، اما با صفحات ادبی نشریات "شیراز"، "کازرون" و "بوشهر" نظیر عصر مردم، بیشاپور، نصیر بوشهر و نسیم جنوب و نیز با اهل قلم این سه خطه ی هم سایه ارتباطی مستمر و ناگسستنی دارد. رابطهی صمیمانه و بسیار نزدیک حسین عسکری وزنده یاد آتشی از سالیان دور تا لحظههای بدرود استاد، مثال زدنی است. آتشیِ بزرگ، عسکریِ ارجمند را یکی از شاعران موفق معاصر میدانست و خطاب به او نوشته است: "حسین عسکری شاعر، زیباترین جان شیفتهای که میشناسم." شاعر برجستهی هم اقلیمی، ضمن ارتباط تنگاتنگ و مداوم با شاعران و نویسندگان بزرگ و نامدار شهر شعر و شعور "کازرون" هماره سبز همچون: حسن حاتمی، حسن اجتهادی، عباس عاشورینژاد و غلامحسین پرتابیان، با بزرگان اهل قلم استان بوشهر چون: علی باباچاهی، حسن زنگنه، محمد بیابانی، ایرج شمسیزاده، محسن شریف، فرج کمالی، محمد دادفر از دیر باز پیوندی عمیق و دیرینه داشته و در اکثر نشستهای اهل قلم این اقلیم حضوری تأثیر گذار و بایسته دارد. وی حدود 4 سال دبیر "انجمن ادبی ـ هنری بیشاپور" کازرون بوده، انجمنی که در همین سالها، ظهور نسل جدیدی از شاعران گرانمایهی این خطه را بشارت داد که از این شاعران میتوان از "سلیمان جهانبخشی" و "فریده هوشیار" ـ شاعر مجموعهی "نخند داوینچی میخواهم برای گریه رنگی پیدا کنم" ـ یاد کرد. از "حسین عسکری" دو مجموعه شعر با نامهای "به رنگ فهم" و "بانو و مشقهای شبانه" آمادهی چاپ است که هرچند شاعران و دوستداران شاعر با زمزمه ی عاشقانهها و گلوی سبز او آشنایند، اما انتشار این دو مجموعه را همچنان در انتظارند. به پاس حیات شاعریِ این انسان ـ شاعر گرانقدر که همواره عشق و مهر و انسان را رعایت کرده است، به خجسته بادِ زادروزش ـ 1 مهرماه ـ این ویژه نامه به حضور انسانی و شاعرانهاش تقدیم میگردد. در منگنهی تولد و مرگ حسین عسکری (سحر) میبارم گلویم را در شهری ـ که شانههایش سالهاست داغ کویر را در بهتی عظیم/ می چرخاند و کسی نمیداند سرابی باغچه از کجا/ آب می خورد! و از کدام سمت ابرهای آلوده / خواب بر خاک میپاشند. بیتابی عبور بال میزند در رگانم غرق سوسن است و ستاره دهانم! استخوانم... هجوم فصلهایی سرد را ورق میزند. هر روز / دیروز فردای نیامده را / رقم میزند. کبودی تکرار حصارهای نامریی انگشتهای بیمار دیوار / دار/ خار... در نقشی نیامده میآیند! و انسان / در منگنهی تولد و مرگ باز هم خاطره میکند غرابت خویش را. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه