Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

گفت و گو با بوشهر! به انگیزه‌ی پیشنهادِ تغییر نام بوشهر

گفت و گو با بوشهر! به انگیزه‌ی پیشنهادِ تغییر نام بوشهر
از سوی رهیافته
عبدالقلم: جناب بوشهر! شنیدیم فردی به نام "رهیافته" پیشنهاد داد‌ه اسم شما رو عوض کنن، بِذارن خلیج‌فارس! نظر شما چیه؟
بوشهر: والله چه بُگم؟! ای عامو اوقات نِناده سی مُ! از وقتی پاش ناهاد تو مجلس، تموم کار و زندگیش شده گیر دادن! اولش گیردا به "رایس" که سی خاطرِ شکستِ عشقی، می‌خواد موشک شلالِ ایران کُنه بلکه یه ترکشی هم قدِ "جوون قزوینی "بخوره و دِرازش کنه! بعدش گیر دا به هر چه شاعر و نویسنده و روزنامه نگار و آدم‌ فرهنگیِ غیرِ خودی بی. وقتی دیگه غیر خودی نموند سی‌گیر دادن، رفت هلِ خودی‌ها و گیر دا به رییس صدا و سیما و وزیر و وکیل و ای روزا هم خُ گیر سه پیچ داده به اُستوندار که: زی‌تر خروسا تو جونِ هم مینداخته! حالا هم که سوژه‌هاش ته کشیده، بند کرده به اسمِ مُ!
عبدالقلم: اما "رهیافته" می‌گه اسمِ شما رو اطرافیان "بوش" روتون گذاشتن!
بوشهر: چه می‌گی سی‌خُت؟ او موقع "بوش" کجا بی؟
عبدالقلم: آخه رهیافته می‌گه پاچه‌ خارایِ استکبار که توی دربارِ جّدِ بوشِ پدر به عنوان شاعر و کاتب کار می‌کردن برای خوش خدمتی به "بوش"، به برادرایِ انگلیسی شون پیشنهاد کردن اسم شما رو بذارن "بوش شهر " و کم کم "بوش شهر" تبدیل شد به "بوشهر" !
بوشهر: ای پلورده‌ها چِنن؟! او موقع که خدا بیامرز "لیان" سی مُ سِجِل گرفت، از هفت جدِّ "بوش" هم خبری نبی که بخوان اسمِ ای عامو ری مُ بیلن. راسیاتش بِخی "رهیافته" ای جور گفته تا بلا‌ نسبت مُ عامل استکبار معرفی کنه و بگه مُ دور از جون قصدِ تهاجمِ فرنگی دارُم!
عبدالقلم: چه پیامی برای "رهیافته" دارین؟
بوشهر: اول و آخر می‌خوام سیش بُگم: عامو! تو خُ سه سال و خوردِی از ای موقعیت باد آورده بازی بازی گُذِروندی رفت؛ بیوای پنج ماه هم به جِی گیر دادن به اسم مُ و کشیده زدن تو گوشِ وکیل و فحش درمانی، مرخصی بیگیر بیشین تو بُرجِ شمال شهریت وُ تحقیقاتت درباره‌ی "رایس" تُموم کن تا مردم حالیشون بشه‌ای مصیبت و فلاکتی که تو منطقه‌یِ مُ می‌کشن زیرِ سر "رایس" و کاخ سفیدن! تا بفهمن مُ با ایقه سرمایه و هنر و نفت و گاز و نیروگاه و فِضِی گردشگری و میراث جد و آبا، اگه باز هم برچسب محروم ری پیشونیم خورده و قرارن تا قیومِ قیومت هم وَر نیا، دور از جون ربطی به عملکرد تو و استوندار و وکیل و مدیر و مسئول نداره و همه‌ش کارِ "رایسن" که روزگارِ ما مثِ رنگِ لارش سیاه کرد، او هم سی چه…سی خاطر یه شکستِ عشقی!