![]() |
||||
|
|
||||
|
ویژه ی نکوداشت حیات ادبی اسکندر احمدنیاشاعر؛ تمام نخواهی شد
در زمانهای که به «من قال» مینگرم، یکی را میشناسم که به «ما قال» می اندیشد. در زمانهای که شاعران و ادیبان چون گرد هم آیند، گوی سیاست در میان اندازند و ادبیات و شعر و فرهنگ، چوگانی ست در کف سیاسیون، گفتِ او از شعر است و عشق. در زمانهای که "مهر" را پاس نمیدارند تا «مهرـ بانی» کم و دیریابترین واژهها باشد. در زمانهای که او خود میگوید: این جا عجیب شده است عجیب تر از این که کسی بگوید امروز خورشید با همهی هیکل اش مهمان من بوده است. و هم او به دنبال یک شهریورِ پر از مهر می گردد، اما همچنان در همین زمانه می سراید: اگر خورشید یخ بزند باز هم دوشنبه روزی ست که بوی تو را می دهد و می خواند: ریشخندها را عاطفه میپذیرم تا با عاشقیام تمام شوم. دوست من؛ اسکندر احمدنیا، ای جان پُر از مهر، تمام نخواهی شد. ای زادهی مهر؛ تولدت خجسته باد و بمانی تا یک فروردینِ انباشته از مهر. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه