![]() |
||||
|
|
||||
|
ویژه ی نکوداشت حیات ادبی اسکندر احمدنیاشاعرِ "مهر"ورز میلادت مبارک
اول مهرماه میلاد همسفر شاعرم اسکندر احمدنیا را ارج می نهم و برایش امید بهروزی روزافزون دارم. آشنایی من با این انسان ساده و بی تکلّف، به چند سال قبل یعنی سال 1378 برمی گردد. در این مدّت که با او بوده ام می دانم دغدغه ی اعتلای هنر استان را دارد و بیشتر خواستار پیشرفت هنرمندان جوان است. خاطره ای را به یاد می آورم که سوء تفاهمی جزئی بین زنده یاد استاد منوچهر آتشی و اسکندر احمدنیا پیش آمده بود. اسکندر از من خواست به علت اطلاعی که من از موضوع داشتم آن را برای استاد شرح دهم. هر دو از دفتر نصیر حرکت کردیم و به طرف دفتر هفته نامه نسیم جنوب رفتیم. به دفتر هفته نامه که رسیدیم، استاد لطف کرد و همین که ما را دید به بیرون دفتر آمد. من موضوع را برای ایشان شرح دادم. اسکندر صورت استاد را بوسید و شعری از زمان کودکی برایشان خواند. آن گاه هر دو چنان همدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند که اشک شوق از دیدگانم جاری شد. اسکندر، همسفر خوبی است. چند سفری با هم بوده ایم. از هر کدام این سفرها خاطره ای در ذهنم به جای مانده است. خصوصاً سفر به جم و ریز و اقامت شبانه در انارستان. خاطره ای زیبا و به یادماندنی و دیدار انسان های فرهیخته و شاعران و نویسندگان ارزشمند که از اطراف انارستان به منزل محمد محمدزاده شاعر و انسان مهربان انارستانی آمده بودند و تا پاسی از شب چنان شور و شوقی آفریده شد که تا پایان عمرم آن را از یاد نمی برم. در این محفل بیشترین بارِ بحث و پاسخ گویی را اسکندر بر عهده گرفته بود. برای این مردِ بزرگ، آرزوی موفقیت دارم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه