![]() |
||||
|
|
||||
|
ویژه ی نکوداشت حیات ادبی اسکندر احمدنیا"احمدنیا"یی که من میشناسم
اسکندر برای من وجود نازنینیست. تنگسیرِ عصبی مزاجِ شاعر مسلکِ بسیار زود جوش. شاعر است، زیرا نزدیک به چهار دهه شعر سروده است و پیرانه سر، کتابی هم منتشر کرده که اهل فن میگویند بدک هم نیست. حالا پست مدرن است، رئالیسم است، سوررئالیسم است، حجم یا ناب، اینها مباحثیست بیرون از عقل ادبیات ناشناس من و در قلمرو استادان معظم دانشگاه و حالا هم شبه دانشگاه! اسکندر، دستی هم به "نقد" دارد: از شعر، داستان، دفاع مقدس و مقولات اجتماعی تا مسایل ریز و درشت شاهین و ایرانجوان. او از معدود کسانیست که چراغ کم فروغ نقد را در نشریات محلی بوشهر روشن نگاه داشته، هر چند این چراغ هنوز هم کم سوست و گاه به پت پت میافتد. احمدنیا چند صباحی بخت خود را در حوزهی سیاست هم آزمود که به کرسی شورای شهر نرسید و خداوند وجود او را برای نصیر و پیغام و مطبوعات محلی دیگر حفظ کرد ( این را بگویم که به عقیدهی من بزرگترین آفت برای یک اهل قلم، پرتاب شدن به کوی سیاست است). خداوند عاقبت همهی قلم زنان تبعید شده به این کوی را ختم به خیر گردانَد … آمین! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه