![]() |
||||
|
|
||||
|
ویژه ی نکوداشت حیات ادبی اسکندر احمدنیازلالِ شعر/ جاریِ مهر
"اسکندر احمدنیا" انسان ـ شاعری که بیش از سه دهه زندگیِ شاعرانه ای دارد و شعرش به تعبیرِ درستِ دوستِ شاعرِ ارجمندم "عبدا... رئیسی"، ساده و بی پیرایه است، ساده و بی پیرایه چون شخصیتِ ساده و نجیب اش که آمیزه ای از صداقت و یکرنگی ست و در این هنگامه یِ ملال آورِ هجومِ هذیان ها و چیستان هایِ تقطیع شده بار دیگر "شعر" و "اندیشه" را با یکدیگر پیوند داده، آن هم با زبانی که نه به تردستی هایِ "رویایی" با زبان گرایش دارد و نه به سمتِ آرکائیسم "شاملو" می رود. شاعری که "معاصر" است، نه صرفاً به واسطه ی آن که هم عصر و هم نفسِ ماست، بلکه به این دلیل که جهان معاصر و انسان معاصر را با تمامِ دغدغه ها، نیازها و هراس هایش می شناسد. "احمدنیا" در برخی از سروده هایش، به سمت شخصیت هایی فراموش شده از لایه های فرودست اجتماع می رود. انسان هایی چون "هاشم" که در تمامی دوران حیات شان هرگز دیده نمی شوند و هیچ کس از تولد و زیست و مرگ شان خاطره ای در ذهن ندارد. اما دوربینِ قلمِ "احمدنیا" به ثبتِ تصاویری از این قربانیانِ اجتماعِ بیمار می پردازد، قربانیانی که نَه کسی تولدشان را تبریک گفت و نه در مرگ شان برای روزنامه ها تسلیت فرستاد. باری... "اسکندر احمدنیا" یک شاعرِ تمام وقت است، نه به قول فروغ از آن دسته شاعرانی که فقط وقتی شعر می سرایند، شاعرند. او شاعر است، حتا وقتی که شعر نمی سراید و من دوستش دارم و ما دوست اش داریم... می داند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه