![]() |
||||
|
|
||||
|
آقای استاندار؛ آن شتاب برای کدام مقصد؟آقای استاندار؛ آن شتاب برای کدام مقصد؟
نشریه ی نصیر بوشهر را پس از سالها دیدم. عناوین خوب، صفحهبندی مناسب و از همه مهم تر مطالب پر بار و با محتوای آن را وقتی به دقت وارسی نمودم، هیجان زده شدم، زیرا در کمتر از یک دهه، این همه پیشرفت و بالندگی در عرصهی مطبوعات و تبدیل شدن به یک نشریه ی حرفهای و فراگیر نه تنها موجب مسرّت و شادمانیم شد که به حقیقت دچار شگفتی گردیدم. جا دارد به شخص «لاوریِ» فرهیخته و تمامی کارکنان خوشفکر و متعهد آن هفتهنامه، صمیمانه تبریک بگویم. اما آن چه سبب شد تا به منظور ارج نهادن به تلاش آنان مطلبی به نشریه ارسال دارم، عکس صفحهاول نصیر در شماره 408 (21 مرداد 86) بود که با تیتر "تصاویری زیبا از نازیباییهای محله شکری"، شرایط لازم را فراهم آورد، یعنی معرفی یکی از محلات بوشهر، مرکز استان زرخیز و ثروتمند بوشهر، سرزمین کهن که صفحه ی اول تاریخ ایران را باید با نام «لیان» بنویسند. در منزلت و جایگاه بوشهر ده هزار ساله همین بس که ستون خیمه ی پارس بوده و هست و با چنین موقعیتی نگاه به بوشهر علیالقاعده بایستی نگاه خاص باشد و شخصیتهایی حاکم بر ارادهی امور دولتی شوند که دانش و بینش والایی را در کنار تجارب گران عملکرد گذشته در کارنامه ی خود داشته باشند و قادر باشند بار سنگین مهربانی، گذشت، حیا و عواطف فوقالعادهی مردم بسیار خوب بوشهر و استان را تحمل کنند. آقای استاندار! بنده سه بار شما را در یک همایش دیدهام، و آن چه از شما میدانستم در برخوردها و سخنان تان یافتم، «اصالت و نجابت» غریبه واژههایی که متأسفانه شتابان در حال رفتن به حاشیه ی جوامع است، صفاتی که با چهرهی «مادی» شما فاصله داشت و طبیعی هم مینمود که در عرف سیاسی، معنویت کمتر رخ بنماید. شما شخصیتی قابل احترام هستید، علت چنان مزیتی را هم باید در همان اصل و نسب جستجو کرد، صفتی که باعث گردید تا در میان مردم «عزیز» بمانید، هر چند در اجرای تعهد به وظایف مجبور شوید در برخی جهات ملاحظاتی را مرعی داشته و خطا یا لغزشهایی را مصلحتی غمض عین نمایید، البته تا آن جا که خدشه ای بر اعتبار «خانمانی»تان وارد نکند قابل تحمل است. این مقدمه گفته آمد تا راجع به مطلب «نصیر» بگویم. در یکی از هفتهنامههای استان از قول شما آمده بود که: اگر من جای «نصیر» بودم تیتر میزدم مردم بشتابید و .... و .... یا به «لاوری» تلویزیون میگفتم بروید و از چه ... و چه ... فیلم تهیه کنید!! آقای استاندار، نشریه ی نصیر در کمال صداقت با شما و مدیرانتان از طریق «هنر» سخن گفت؛ مگر وظیفه ی یک رسانه ی «مسئول و متعهد» شفافسازی بحثهای اجتماعی و اطلاعرسانی به موقع و شایسته نیست. آن نشریه در نهایت ظرافت به مسؤولان مربوط به جای واژهها و جملات بسیار، به وسیله «تصویر» کم کاری و کاستی را همراه با «چرایی اش» یک جا پیام داده بود، حال اگر بگویند در بوشهر چرا معنا ندارد، آن حدیث دیگری است. و حالا مخاطبان نصیر میخواهند نگرانی ایجاد شده را برطرف سازند، مسؤولان بفرمایند مردم به کدام سمت بشتابند؟ به کجا بروند؟ به راستی چه مسؤلیتی تا امروز به مردم سپرده شد که از زیر آن شانه خالی کردهاند؟ سیمای استان چند بار میتواند شکوه یک «سازه» یا زیبایی ساحل را تصویر کند، با این که میدانیم ساحل زیباست وگرنه برای زیبا سازی سواحل بوشهر آن گونه که بایسته و شایسته بوده کاری صورت نگرفته است. آقای استاندار؛ بنده اگر به جای شما بودم به محض دیدن این تصاویر به شهردار بوشهر میگفتم به پاس کار خوب "نصیر" یک سبد گل به دفتر نشریه بفرستید. نشریات و رسانهها ،آیینه ی اعمال مردم و مدیران هستند. مطبوعات پل ارتباطی جامعه و دولت هستند و چه بهتر که مسئوولان از مطبوعاتی حمایت نمایند که کار آنان را نقد میکنند و عملکردشان را اگر عیب و ایرادی دارد به چالش میکشانند یا فریادهایی را منعکس میکنند که به هر دلیل به گوش مدیر نمیرسد و جریاناتی را قلمی میکنند که ادبیات محلی عاجز از نقل آن است. آقای استاندار، لحظهای یادداشت های روزانه ی خود را از اوایل انتصاب مرور کنید. آیا همه ی خواستهها و اهداف تان به ثمر نشستهاند؟ آشکار است آن چه مردم میدانند، شما بهتر میدانید، اما آن چه شما به علت داشتن اهرمهای لازم میتوانید انجام دهید مردم قادر به انجام آن نیستند، ضمن آن که آگاهی و درک آنان بسیار بالاست و اگر نمیگویند علتش "ندانستن" نیست. رجاء واثق دارم که دردِدل شما بیش از رسانههاست. رسانهها مجبورند تا حد امکان با حفظ حریم قانون پیش روند ولی شما دچار معذورات عدیدهای هستید. آقای استاندار؛ حرف و حدیث فراوان است، افسوس که مجال آن در این مقال نیست و شاید انباشت کارها فرصت ندهد آن چه نوشته میشود بخوانید. امید روزی بتوانم فرصتی به دست آورم و صمیمانه بگویم: چرا اجازه میدهید حجب و حیای شما موجب گردد بعضیها به حوزهی سیاسی و اجرایی قلمروتان تجاوز نمایند و در حیطهی امور مدیریتی، خود را صاحب اختیار تام دانسته و چنان کنند که موجب تنش در جامعه شود. روشن است که برخی انتصابات یا اعمال بعضی از مسئولان خواست شما نبوده، اما تسامح و تساهل هم حدی دارد. ریاست اجرایی استان بر عهده ی شماست و در پیشگاه ملت و دولت مسؤول و جوابگو هستید. وظیفه مدیران است تا در راستای سیاستهای کلی نظام طوری عمل نمایند که مجبور نشوید در برابر هنجار شکنی و عدم پایبندی به قانون واکنش نشان دهید، زیرا همان مکانیزم اجرایی، دست شما را برای مقابله با سوءاستفاده کنندگان از منصب و شغل تا عزل مدیران ناهماهنگ با برنامههایتان باز گذاشته است، هر چند کار غیر قانونی بعضیها به شما نسبت داده نمیشود اما شک نکنید عوام حق دارند شخصیت اول استان را دور از ماجرا ها ندانند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه