![]() |
||||
|
|
||||
|
جشن باستانی مهرگانجشن باستانی مهرگان
«تقویم رایج در اوایل حکومت هخامنشی در ایران به نام تقویم فُرسِ قدیم یا فُرسِ هخامنشی معروف است. متون کتیبههای باقیمانده از داریوش بزرگ در کوه بیستون و سایر فرمانهای سلاطین هخامنشی ما را از تقویم رسمی این امپراتوری (فُرس قدیم) و چگونگی اصول زمان سنجی در آن روزگاران آگاه میسازد. این تقویم که با همت داریوش بزرگ و دعوت او از دو نفر از منجمان بزرگ و مشهور کلدانی به اسامی «نبوریمنو» و «کیدینوس» جهت اصلاح آن، تا زمان رواج تقویم اوستایی، تقویم رسمی کشور بود و قدیمیترین نمونهی زمان سنجی در ایران است، دارای آغاز سالی مقارن با پاییز بوده است و اولین ماهِ سال «باگیا دئیس» با برگزاری جشن «باگایا دی» توأم بوده است»1 . « در این تقویم که مهر ماه، ماه هفتم سال بوده Bagayadi (s) نامیده شده که از Baga به معنای خدا و yad به معنای پرستش تشکیل شده که مجموعاً «ماه پرسش خدا» معنی شده است»2 «در فرهنگ باستان، "مهر" نام خورشید است و به عقیدهی گروهی از نویسندگان، در چنین روزی بوده که خورشید آشکار شده و ماه که مانند گوی تاریکی بود از خورشید نور دریافت کرده و نیز گویند که خداوند در این روز زمین را بگسترانید و کالبد را به جای ارواح بیافرید و نیز گفته شده که پارسیان پادشاه ستمگری داشتند که «مهر» نام داشت و بیاندازه ستمگر بود و در نیمهی این ماه به دوزخ سرنگون شد. بدین لحاظ آن روز را "مهرگان" نامیدند، چرا که مهر در این جا به معنای مردن و از بین رفتن آن پادشاه ستمگر نیز بوده است»3 نیز « میگفتند در این روز شاه فریدون به یاری ایزد مهر بر اژدهاک (ضحاک) دیو فائق آمده وی را با «گرز گاوسر» که جنگ افزار ایزد مهر است فرو مالید. به همین دلیل هر یک از موبدان زردشتی به هنگام در آمدن به سلکِ روحانیون چنین گرزی به دست میگرفتند که نمادی از جنگ با بَدیها بود و مهرگان را هم به یاد پیروزی حماسی و هم برای این که یادآور نیروهای معنوی است جشن میگرفتند، به نحوی که بزرگترین جشن باستانی پس از نوروز، ایزد مهر (میثره) بود که جشن او را علی الرسم در پاییز برگزار میکردند و علاقهای که به آن میورزیدند کمتر از جشن نوروز نبوده است. در واقع گفته میشد که برخی مردم، مهرگان را بر نوروز برتری دادهاند چنان که پائیز را بر بهار برتری دادهاند. دو جشن نوروز و مهرگان دو قطب سال را میساختند و مردم آنها را در برابرانِ بهاری و پاییزی جشن میگرفتند. این دو، پیوند دین شناسی نیز با یکدیگر داشتند زیرا در پاییز، خورشید کارش را که رساندن میوهها و محصولات کشاورزی است انجام داده است از این روی مهرگان را نشانهی رستاخیز و پایان جهان میدانند به این دلیل که هر چیزی که دارای نیروی بالندگی باشد در پاییز به منتهای بالندگی خود میرسد. جشن مهرگان هنگام گردآوری نیروهای نیک برای نبرد با دیوانی که در زمستان میآیند و نیز تاریکی است. مهر، یکی از ایزدانِ بزرگ آیینِ زرتشتی و مدافع قلمرو راستی است. آن دسته از افسانههای حماسی که به مهرگان پیوستگی دارند به مناسبت جنگجو بودن ایزد مهر، پهلوانی هستند. مهرگان فرصتی برای قربانی کردن حیوانات، پرستش همگانی و جشنهای بزرگ و شادی کردن با خوراکهای پاییزی (میوههای رسیده و آجیل) و هنگام عوض کردن شیر و پنیر نوروز با شیر و پنیر تازه بوده است» 4 «جشن مهرگان از شانزدهم تا بیست و یکم مهر ماه به مدت شش روز به طول میانجامیده است که روز اول را «مهرگان همگانی» و روز آخر را «مهرگان خاصه یا ویژه» مینامیدند» 5 «در مورد چگونگی برگزاری جشن مهرگان در دوران باستان چه در دربار شاهان و چه در میان عامه مردم اخبار و اقوال مختلفی ذکر گردیده است. در زمان هخامنشیان، آغاز سال نو از مهر ماه بوده است و به همین لحاظ جشنهای مفصلی در این ماه با نام جشن مهرگان برگزار میشده که به گفته دوریس پادشاهان در این جشن میرقصیدند و همچنین بنا به اظهارات استرابون، خشترپاون ساتراپ ارمنستان در جشن مهرگان، بیست هزار کوه اَسب به رسم پیشکشی به دربار شاهان هخامنشی گسیل میداشت و همچنین در این روز، از سوی شاهان، تن پوشِ نو به مردم بخشیده میشد. در دورهی ساسانیان علیرغم این که آغاز سال نو از اول فروردین بود اما جشن مهرگان با عظمت و شکوه در ماه مهر در این عصر برگزار میشد. هرمز پسر شاپور ساسانی در همهی روزهای مهرگان جشن برپا میکرد و هر پنج روز جشن را به یکی از طبقات اجتماعی آن دوره یعنی شاهزادگان، موبدان، بازرگانان، جنگیان و دهقانان و پیشهوران اختصاص میداد. پادشاهان ساسانی در جشن مهرگان جانشین خود را انتخاب میکردند و تاج بر سر فرزند مینهادند و روغن درختی موسوم به «بان» را بر بدن میمالیدند. موبدان و دانشمندان اولین کسانی بودند که به نزد پادشاه میرفتند و هفت خوان از میوههای گوناگون با خود میآوردند. در این روز نام بر فرزند مینهادند و فرزندان را از شیر میگرفتند. هر شخصی بهترین و دوست داشتنیترین چیز یا شیء خود را به شاه هدیه میداد که بیشتر شامل مشک و عنبر و پارچههای گرانبها بود. توانگران طلا و نقره، سواران و دلیران اَسب و دیگران به تناسب حال خود، سدرهای یا سیبی میدادند. اگر ارزش پیشکش کسی ده هزار درهم بود در دیوان یاد نوشت ثبت میشد و اگر زمانی آن شخص به پول احتیاج پیدا میکرد، در روز مهرگان دو برابر آن را به او باز میگردانیدند.» 6 . «روز مهرگان، خوردن انار و استشمام گلاب را اسباب صیانت از بدبختی میدانستند.»7 «در این جشن، شاهان ساسانی برای بزرگداشت مهر ـ که ایزد خورشید بود ـ تاجی را که صورت آفتاب بر آن بود به سر میگذاشتند و مانند نوروز «بار عام» میدادند.»8 «در ایران اسلامی، آئینهای جشن مهرگان، همچنان ادامه داشت تا این که با یورش مغولان، این جشنها از رواج عمومی افتاد ولی با این وجود زرتشتیان ایران، به خصوص در نواحی یزد و کرمان، هر ساله این آئین را برگزار میکردند.»9 منابع: 1ـ گاهشماری در تاریخ ِـ دکتر نبئی ـ ابوالفضل ـ فصل چهارم ـ صص 4 ـ 102 2ـ نامهی ایران باستان (مجله) خدایان ناشناخته در تقویم هخامنشی (مقاله) ـ رزمجو، شاهرخ ـ ص 15 ـ سال سوم ـ شماره اول ـ تابستان 1382 3ـ جشنهای ملی ایرانیان ـ دشتی، رضا ـ بخش چهارم ـ ص 85 4 ـ تاریخ ایران ـ کمبریج ـ جلد سوم ـ قسمت دوم ـ صص 217 و 218 5ـ جشنهای ملی 000 ـ ص 84 6 ـ پیشین ، رک صص 91 ـ 90 7 ـ ایران در زمان ساسانیان ـ کریستین سن ـ ص 127 8 ـ تاریخ ایران ـ کمبریج … ص 218 9 ـ جشنهای ملی … ر. ک ـ ص 91 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه