![]() |
||||
|
|
||||
|
روابط هلندیها با خلیجفارس روابط هلندیها با خلیجفارسنوشته : ویلم فلور قسمت هفدهم نماینده شرکت هند شرقی فرانسه گزارش میکند که او در ساعت 11 بامداد، با بهت و ناباوری از جریان دستگیری کنیپ هوزن با اطلاع میشود. در ساعت دوازده و سی دقیقه متسلم او را احضار میکند. او در محل سکونت متسلم آقای الیس، نماینده ایک ، ملاقات کرد و کوشید او را متقاعد سازد تا متفقاً به این اقدام ـ که مغایر با قرارداد مودت است ـ اعتراض کنند. الیس از همکاری سرباز زد و گفت که هرکسی باید خود گلیم خود را از آب بکشد. متسلم نیز به لیتو یادآور گردید که فرانسویها نباید هراسی به دل راه دهند، چه آسیبی به آنها نخواهد رسید و او با این اقدام تنها خواسته است از شر هلندیها خلاص شود. از این گذشته او توضیح داد که کنیپ هوزن به این دلیل به زندان افتاده که با زنی مسلمان رابطهی نامشروع داشته و در امور داخلی و حکومت هم مداخله کرده است. متسلم برای اتهام نخست مدرکی به غیر از بیانات شفاهی، ارایه نداد؛ اما در مورد اتهام بعدی نامهای به زبان فرانسه به لیتو نشان داد که کنیپ هوزن به اسقف فرانسوی در بغداد نوشته و از متسلم سابق، حسن آقا، شکایت کرده بود. لیتو آنگاه اجازهی مرخصی گرفت و رهسپار خانهاش گردید. او آنگاه از متسلم درخواست کرد که آیا میتواند از کنیپ هوزن در زندان دیدن کند یا نه. لیتو بعد از اینکه چند بار این تقاضا را تکرار کرد و هر بار هم با آن مخالفت گردید سرانجام اجازه یافت از کنیپ هوزن دیدن کند. متسلم فرصت را غنیمت شمرد و بار دیگر به لیتو اطمینان داد که او نمیخواهد بیش از این هلندیها در بصره باقی بمانند. او احتمالاً با نشان دادن درِ باغ سبز به لیتو و اینکه میتواند در قبال سکوت او، آنها را از شر رقیب عمدهای خلاص کند، برای این اقدام خود حمایت یک نفر نماینده اروپایی را به دست آورد. لیتو آن چه را که متسلم به او گفته بود، با کنیپ هوزن در میان گذاشت. آنها موافقت کردند که لیتو به متسلم پیشنهاد کند که کنیپ هوزن به قید ضمانت آزاد شود و ظرف سه روز بصره را ترک کند. متسلم از به حضور پذیرفتن لیتو خودداری کرد و تهدید نمود که اگر او بخواهد به مداخلهی خود در این قضیه ادامه دهد، علیهاش از زور استفاده خواهد کرد. 22 ژان واندرهولست، دستیار کنیپ هوزن موقعی که رئیساش دستگیر شده بود، بر روی کشتی فورتیون به سر میبرد. بنابراین زمانی که این خبر را شنید از آمدن به ساحل استنکاف ورزید. با وجود این، او بعد از اینکه متسلم چندبار به او اطمینان داد، در روز یازدهم ژانویه به ساحل آمد. حکمران به او گفت که علت دستگیری کنیپ هوزن رابطهی نامشروع با زنی مسلمان و مداخله در امور حکومت بوده است، هرچند که به او نگفت که خیال دارد از شر هلندیها خلاص شود. حکمران نه راجع به محتویات نامهای ـ که علیالظاهر کنیپ هوزن به اسقف فرانسوی بغداد نوشته بود ـ به او چیزی گفت و نه اینکه آن را به او نشان داد. متسلم به واندرهولست گفت که با او مخالفتی ندارد و پیشنهاد کرد که برای حل این کشمکش بهتر است او با آقای الیس، نماینده ایک، تماس بگیرد. الیس نیز به واندرهولست گفته بود که کنیپ هوزن با ارسال نامهی کذایی دلیل قانع کنندهای به دست حکمران داده تا با او اینگونه عمل کند. او اذعان کرده بود که از محتویات نامه بیاطلاع است زیرا زبان فرانسه نمیداند. الیس به واندرهولست خاطرنشان ساخته بود که او میتواند به جای کنیپ هوزن به فعالیت تجاری خود ادامه دهد، اما باید مبلغ قابل توجهی به متسلم بپردازد. کرملیتها میگویند که هم الیس و هم واندرهولست وانمود میکردند که میکوشند کنیپ هوزن را از زندان آزاد کنند، زیرا آنها هر دو از این گرفتاری او، از شادی در پوست خود نمیگنجیدند. 23 با وجود این، منابع هلندی این موضوع را تایید نمیکند. گفتنی است لیتو همان روز به الیس نامهای نوشته و از او درخواست کرده بود تا متفقاً به طور رسمی در اینباره اعتراض کنند، اما الیس ضمن خودداری پاسخ داده بود که حکمران او را از مداخله در این قضیه منع کرده است. واندرهولست بعد از مذاکره با الیس به دیدن کنیپ هوزن در زندان شتافت. آنها هر دو تصمیم گرفتند که به باتاویا پیشنهاد دهند تا برای وصول طلبی خود و اینکه عثمانیها طعم قدرت واک را بچشند، باید اروندرود را به محاصره در آورند. بنابراین واندرهولست آن شب مبلغ 75000 قروش به پگوس، مترجم ایک، پرداخت کرد. از نقطهنظر هلندیها این دلیل دیگری بود که نشان میداد انگلیسیها در این قضیه دست داشتهاند. لذا روز بعد متسلم بدون اینکه اشارهای به مجازات مرگ کند، کنیپ هوزن و مترجم او را از زندان آزاد کرد ـ «در ازاء آرزو و نوید ساختگی و تصنعی اروپاییها». 24بعد از آزادی به کنیپ هوزن گفته شد که او باید به تشکیلات بازرگانی انگلیسیها (ایک) برود، اما او با آن مخالفت کرد؛ زیرا او فقط میخواست به تشکیلات واک یا کشتی فورتیون روی آورد. به هر حال چون پاسی از شب گذشته بود به کنیپ هوزن اجازه داده شد تا آن شب را در محل سکونت متسلم بگذراند. در بعد از ظهر روز بعد، 12 ژانویه، پگوس مترجم ایک، برای دیدن واندرهولست به تشکیلات بازرگانی واک مراجعه کرد. او به واندرهولست گفت که متسلم تصمیم گرفته است کنیپ هوزن را مستقیماً به کشتی فورتیون بفرستد. از طرفی چون واندرهولست مطلع شده بود که اگر 50000 قروش دیگر پرداخت کند میتواند به عنوان نماینده واک در بصره به کار خود ادامه دهد به الیس مراجعه کرد تا منظور از این اخاذی جدید از او پرسوجو کند. در این دیدار، الیس اذعان کرد که این مطالبه را نمیتواند تأیید کرد و به واندرهولست قول داد که فوراً با متسلم، گفتگو کند. یادآوری میگردد، الیس بعد از این که با پگوس در اتاق دیگری به گفتگو نشست، خطاب به واندرهولست گفت که او توصیهای جز پرداخت مبلغ فوق ندارد که در غیر اینصورت او با خطر بدرفتاری و انواع و اقسام توهین و بیحرمتی مواجه خواهد شد. واندرهولست که به کلی یکه خورده بود به محل اقامت متسلم شتافت تا با کنیپ هوزن راجع به این رویداد جدید، بحث و مذاکره کند. به نقل از کرملیتها، کنیپ هوزن خود پیشنهاد مطالبه مبلغ اضافی به متسلم داده بود تا بدینوسیله حق دستیارش را کفِ دستش بگذارد، زیرا واندرهولست به او خیانت کرده و اکنون هم مشغول سر هم کردن نامههایی بود تا به تحسین از خود به باتاویا بفرستد و به شورای اجرائی واک درباره رفتار کنیپ هوزن هشدار دهد.25 واندرهولست بعد از مشورت با کنیپ هوزن این مبلغ را به دلال و صراف واک پرداخت کرد، که متسلم از او هم مطالبهی پول میکرد. به هر حال کنیپ هوزن و مترجماش بعد از پرداخت مبلغ 30.000 قروش فوراً آزاد شدند. واندرهولست در مورد خود هم مبلغ 25000 قروش پرداخت کرد. چون کنیپ هوزن هنوز هم از رفتن به تشکیلات بازرگانی «ایک» خودداری میکرد؛ لذا او را به کشتی فورتیون انتقال دادند. متسلم در همان روز 12 ژانویه، الیس و واندرهولست را احضار کرد و واندرهولست را به جای کنیپ هوزن منصوب نمود و به او خلعت داد. متسلم حتا به الیس خلعتی گرانبهاتر ـ که معمولاً هرگز به اروپایی داده نمیشد ـ اعطا کرد و موجب شد تا هلندیها بیش از پیش قانع شوند که انگلیسیها در این توطئه دست داشتهاند ـ به ویژه اینکه متسلم آن را به عنوان پاداشی در ازاء خدمات او برشمرد. در روز 14 ژانویه تاجری مسلمان پای بر عرشهی کشتی فورتیون نهاد تا با کنیپ هوزن دیدن کند. این تاجر نسخهای از اتهامات رسمی که متسلم علیه کنیپ هوزن اقامه کرده بود، به او نشان داد. مهر و امضا تجار سرشناش بصره، به این مدرک اعتبار قانونی میبخشید. لذا او خردمندانه نمیدانست که کنیپ هوزن به باتاویا برگردد و تصریح میکرد که او بهتر است رهسپار جای دیگری شود که به همین منظور به او پیشنهاد داد تا با شناوری که آمادهی حرکت بود، بصره را ترک کند. کنیپ هوزن از او بابت اینکه این مدرک را به او نشان داده بود تشکر کرد و اظهار داشت که خود شخصاً آن را به باتاویا خواهد برد. این تاجر آنگاه تغییر لحن داد و از او پرسید که آیا بهتر نیست که پول بیشتری به متسلم تقدیم کرد، زیرا او به کنیپ هوزن اجازه میداد که به بصره برگردد و مدرک علیه او را هم نابود میساخت. کنیپ هوزن که پی برده بود این تاجر فرستاده متسلم است، به او گفت موقعی که زندانی بوده به او پول پرداخت کرده است؛ اما اکنون که بر روی شناور جمعی واک به سر میبرد، حتا یک شاهی هم به او نخواهد پرداخت. سایرین هم همین پیشنهاد را به او دادند، اما کنیپ هوزن از قبول آن سر باز میزد. بنابراین در شامگاه 14 ژانویه 1753 متسلم شکایتنامهای که به زبان ترکی نوشته شده بود، به دفتر بازرگانی واک فرستاد و به واندرهولست دستور داد تا او آن را ممهور به مهر واک کند ـ او هم از ترس جان خود چنین کرد. 26 کنیپ هوزن و واندرهولست شکایتی به باب عالی فرستادند. بنابراین، واندرهولست در 20 ژانویه 1753 به کنیپ هوزن ـ که بر روی کشتی فورتیون مستقر بود ـ ملحق گردید، زیرا بیمناک بود که مبادا متسلم ـ به محض آگاه شدن از این شکایت ـ علیه او دست به اقدام زند. شناور فوق روز بعد بصره را ترک گفت. به نقل از کرملیتها تمام کارکنان واک در بصره، سوار این شناور شده بودند؛ اما منابع هلندی این موضوع را تایید نمیکنند. 27 متأسفانه این شناور در منطقهی میناوی «Minavi» درست روبهروی خانهی قاپوتانباشی به گل نشست. در ساعت 8 بامداد روز 22 ژانویه لیتو نیز بر روی کشتی فورتیون حضور یافت. او میخواست با این شناور رهسپار بندر ریگ شود، زیرا میترسید که متسلم که انگلیسیها او را برانگیخته بودند، از او به زورستانی کند. لیتو تمام اموال و دارایی خود را در بصره جا گذاشته بود ـ دست کم بنا به گزارش کنیپ هوزن ـ بنابراین چنین مینماید که او در واقع قصد فرار داشته است. متسلم که از این فرار آگاه شده بود به واندرهولست و لیتو دستور داد تا کشتی را ترک کرده و به ساحل بازگردند. کنیپ هوزن به متسلم اطلاع داد که طنابهای کشتی پاره شده و آقایان واندرهولست و لیتو به طور اتفاقی جهت حل و فصل پارهای امور به شناور آمدهاند و آنها قصد فرار ندارند. متسلم که این جریان را باور نمیکرد تعدادی توپ بر روی خانهی قاپوتان باشی مستقر کرد و کشتی فورتیون را که در تیررسی بود، هدف قرار داد. افزون بر این او تعداد هفت فروند شناور از نوع «گالیوات» مهیا ساخت و به کنیپ هوزن اطلاع داد که اگر لیتو و واندرهولست به ساحل برنگردند، او فورتیون را مورد حمله قرار خواهد داد. چون کشتی فورتیون در گل گیر کرده بود و قابلیت شناور شدن نداشت، لذا این دو به ساحل برگشتند. متسلم به آنها گفت که او بیمناک بوده که مبادا کنیپ هوزن آنها را بر روی کشتی بازداشت کرده است، لذا به آنها دستور داد که از رفتن به کشتی خودداری کنند. علاوه بر این او گفت اگر هنوز کاری هست که باید انجام شود یکی از کارکنان باید آن را انجام دهد و کشتی فورتیون هم باید ظرف دو روز بصره را ترک کند، که واندرهولست با آن موافقت کرد. واندرهولست راجع به این مذاکرات و نیز اینکه او برای انجام امور، دستیار خود «کروز» یا پزشک «واک» آقای فلیچ را به کشتی خواهد فرستاد، کنیپ هوزن را در جریان امر گذاشت. 28 در روزهای 22 و 23 ژانویه کشتی فورتیون ـ به علت اینکه دریا هنوز در حال مد بود ـ شناور نشده بود. در این اثنا، قاپوتان باشی بر روی شناور حضور یافت و پیشنهاد میانجیگری، جهت رسیدن تفاهم با متسلم، به کنیپ هوزن داد. افزون بر این از کنیپ هوزن هم سوال کرد که او برای آزادی خود چه مبلغ به متسلم پرداخت کرده است. کنیپ هوزن به او گفت که نمیتواند بگوید که چه مبلغ پرداخت کرده است زیرا متسلم به او دستور داده که این مطلب باید محرمانه تلقی شود تا از هرگونه اقدام علیه کارکنان واک، جلوگیری به عمل آید. وقتی متسلم از این گفتگو مطلع گشت به هراس افتاد که مبادا کنیپ هوزن موضوع پرداخت پول را فاش کرده باشد. لذا به او دستور داد تا در روز 24 ژانویه کشتی فورتیون را شناور سازد یا با یک فروند شناور از نوع «ترانکی» بصره را ترک کند. چون واندرهولست به این موضوع اعتراض کرده بود، کنیپ هوزن اجازه یافت تا با قایق خود و سرنشینان اروپایی آن، بصره را ترک گوید. کنیپ هوزن مجاز نبود در بین راه توقف کند، بلکه او میبایست یک راست رهسپار بوشهر شود و در آنجا به انتظار ورود کشتی فورتیون نشیند. ضمناً متسلم پیشنهاد کرده بود که در صورت تمایل هلندیها او هر تعداد شناور و افراد که لازم باشد به موکان mocan»29» خواهد فرستاد تا کشتی فورتیون شناور شود. این پیشنهاد نشان میدهد که چقدر او مایل بوده تا از شر کنیپ هوزن خلاص شود. 30 در این گیر و دار کنیپ هوزن و واندرهولست به توافق رسیدند که هر دو به با تاویا فرار کنند و مسوولیت تشکیلات بازرگانی واک را در بصره به بنجامین کروز واگذار نمایند. گفتنی است آنها برایشان مسلم شده بود که هر وقت متسلم اطلاع یافت که آنها علیه او رسماً به باب عالی شکایت کردهاند، او علیه آنها دست به اقدامات تلافیجویانه خواهد زد. لذا آنها موافقت کردند که کنیپ هوزن رهسپار خارگ شود و در آنجا به انتظار واندرهولست نشیند و سپس از آنجا شکایتی به استانبول تسلیم کند. واندرهولست در شبانگاه 24 ژانویه نامهای به کنیپ هوزن نوشت و به او اطلاع داد که به این طرح وفادار است و بعد از دریافت این نامه، به مدت 30 روز منتظر ورود او باشد.31 کنیپ هوزن در همان شب با قایق کوچکی بصره را ترک گفت و در دهانهی اروندرود منتظر ورود کشتی فورتیون نشست تا با او به سفر خود ادامه دهد. این اتفاق در روز 30 ژانویه روی داد، زیرا باز هم کشتی فورتیون در گل گیر کرده بود. در این موقع کنیپ هوزن نامهی دیگری از واندرهولست دریافت کرد که از او خواسته بود تا هرچه زودتر قایق را به بصره بازگرداند، زیرا این قایق تنها وسیلهی فرار او فورتیون بود. 32 کشتی فورتیون به مقصد خارگ بادبان افراشت و در روز 11 فوریه 1753، وارد آن جزیره گردید. کنیپ هوزن در خارگ مترجم خود فیلیپ کاتافگو، را جهت تسلیم شکایت به استانبول اعزام کرد. او به همراه این شکایت، نامهی خود و واندرهولست ـ که حاوی رویدادهایی بود که منجر به عزیمت آنها از بصره شده بود ـ به سفیر هلند، هوچپید، فرستاد و به او اطلاع داد که آنها در نظر دارند به محض مراجعت از باتاویا، اروندرود را به محاصره درآورند، درست به همان شیوهای که انگیسیها در سال 1727، انجام داده بودند. آنها در این نامه از سفیر هلند درخواست کرده بودند تا راجع به این رویداد چیزی به هلند ننویسند، زیرا وصول اخبار نامساعد راجع به مسایل شرکت در آسیا، تأثیری منفی راجع به شرکت در اروپا میداشت. 33 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
روابط هلندیها با خلیجفارس