Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان
بخش اول

جغرافیای تاریخی شهر شبانکاره ـ دهکهنه ی قدیم
شهر شبانکاره در حوزه‌ی آبریز رودخانه "حله" و در دشت موجود در دامنه ارتفاعات با عرض جغرافیایی 50 درجه و 59 دقیقه طول شرقی و 29 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی واقع می‌باشد. «این شهر مرکز بخش شبانکاره است با جمعیتی بالغ بر 000/10 نفر و با روستاهای تابعه به 000/50 نفر می‌رسد و دارای زیر مجموعه 43 روستا و یک شهر به نام آبپخش که بزرگ‌ترین بخش استان را تشکیل می‌دهد»(1)
جُرج لوریمر در کتاب راهنمای خلیج‌فارس...، شبانکاره را چنین معرفی می‌کند: «شبانکاره از مغرب به رود شور محدود است که آن را از حیات داوود جدا نموده و از شمال و مشرق به کوهستان خارج از مناطق ساحلی ایران محدود می‌گردد که این کوهسار در این قسمت موسوم به «طویسه» است و از جانب رودخانه ی حله آن را محدود می‌کند. بنابراین طول آن از شمال غربی ـ جنوب شرقی قریب 20 میل و عرض آن 120 میل است.»
نظر ابن ‌بلخی
ابن بلخی در قرن ششم ه. ق در قسمتی از فاصله‌ی شیراز تا جنابا(2) چنین می‌نویسد:
«منزل پنجم: توج،‌ هفت فرسنگ. منزل ششم: دیه مالک، چهار فرسنگ. منزل هفتم و هشتم: جنابا، ده فرسنگ.» از فارسنامه ی ابن بلخی چنین استنباط می‌شود که دیه مالک در همسایگی توج (توز) و بین جنابا و توج واقع بوده و به آبادی و یا روستای دیگری در این فاصله اشاره‌ای نکرده است. بنابراین با بررسی جغرافیای تاریخی شبانکاره ی امروز (دهکهنه‌ی قدیم) و آثار و شواهد باستانی موجود در این مکان می‌توان از دیه مالک به عنوان شبانکاره ی امروز و همان دهکهنه‌ی قدیم نام برد. مردم دهکهنه ی قدیم از راهی یاد می‌کنند که تنها راه ارتباطی دهکهنه به توز قدیم بوده و پس از رونق منطقه‌ی زیر راه به راه سعدآبادی مشهور می‌شود. در این سال‌ها "اسماعیل خان" ـ حاکم شبانکاره ـ این منطقه را از سعد‌الملک اجاره می‌کند و آبادی سعدآباد را بنا می‌کند. تا سال 1344 ه. ق سال فوت اسماعیل خان و پس از آن دهه‌های 40 و 50 خورشیدی که فرزندانش محمدعلی خان و لطفعلی خان و پس از آن فرزندان محمد علی خان یعنی ملک منصور خان و اردشیر خان شبانکاره‌ای بر این مناطق یعنی سعدآباد و شبانکاره حکومت می‌کرده‌اند، این راه تنها پل ارتباطی بین توز و جنابا بوده است. در زبان محلی و در بین مردم همیشه به راه سعد‌آبادی مشهور بوده که هنوز آثار آن راه ارتباطی پابرجاست و قابل استفاده می‌باشد.
نظرحمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب
حمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب چنین می‌نویسد: آب بشاور از جبال بشاور بر ‌می‌خیزد، ضیاع بشاور و ولایت خشت و دیه مالک را آب دهد و در میان جنابه و ماندستان در دریا افتد و طولش نه فرسنگ باشد. (ص 226)
براساس نوشته ی وی ـ بدون این‌که از توز نام ببرد ـ دنباله‌ی رودخانه‌ی شاپور از فارس وارد خشت کنونی شده و بعد از خشت امتداد رودخانه‌ی شاپور را گرفته وارد دیه مالک شده و سپس به جنابا می‌رسد. اگر بخواهیم گفته‌ی حمد‌ا.. مستوفی را نیز با راه های امروزی مقایسه کنیم، می‌بینیم که بالاتر از شهر شبانکاره (دهکهنه)، در امتداد مسیر سد شبانکاره، رودخانه شاپور می‌باشد. بنابراین پس از گذار از تپه ماهورهای میلاتی به شهر کنونی خشت می‌رسیم. هم اکنون راهی بالاتر از سد شبانکاره وجود دارد که شبانکاره را از طریق کوه های موسوم به «طوسیه» ـ که لوریمر در کتاب خود از آن یاد کرده ـ به خشت پیوند می‌دهد و در زبان محلی هم به همین نام معروف است. بنابراین حمدا... مستوفی برای معرفی امتداد رودخانه شاپور به دیه مالک نظر دارد و بین دیه مالک و جنابا از آبادی یا روستای بین راه نام نمی‌برد.
سفر احمد اقتداری به دهکهنه (شبانکاره)
در امتداد رودخانه شاهپور، هم اکنون در شرق شهر شبانکاره، ارتفاعات نسبتاً بلندی واقع است که حد فاصل میان جلگه‌ی شبانکاره یا دشت شبانکاره و کوه های مناطق دشت گور و ماهور میلاتی و سواحل خلیج‌فارس است. دکتر احمد اقتداری در سال 1347 از این مکان دیدن می‌کند و در کتاب خود «آثار باستانی شهرها و سواحل و جزایر خلیج‌فارس» ضمن آوردن تصاویری از این مکان چنین می‌گوید: در پنج کیلومتری ] که البته به 2 کیلومتر هم نمی‌رسد[ شرق این آبادی، ارتفاعات نسبتاً بلندی واقع است که حد فاصل جلگه‌ی شبانکاره و مناطق کوه های شمالی آن «دشت گور» و سواحل خلیج‌فارس است.
اقتداری در ادامه از آثار برج و بارو و آب انبار و مخازن قلعه می گوید و از آن به لهجه‌ی شبانکاره‌ای به «قلاسوزو» نام می‌برد. سپس از گوپال و دیوارهای سنگی فرو ریخته با گچ و قلوه، سنگ‌های طبیعی و بعضاً تخته سنگ‌های تراشیده و چاهی با عمق زیاد یاد می کند. ایشان در پایان چنین نظریه‌ای را ابراز می دارد که: مسلماً این دژ روزگاری حاکم بر جلگه‌های اطراف بوده و بر راه‌های بازرگانی قدیم و معروف شیراز از جنابا (یعنی شیراز ـ بندر گناوه فعلی) که بنا به گفته‌ی ابن بلخی و دیگران از توز می‌گذشته و به جنابا و سی‌نیز و مهروبان پایان می‌گرفته است، ناظر بوده، به خصوص که راه‌های کاروانی دشت گور را هم می‌توانسته به خوبی نظارت کند.
"اقتداری" آبادانی و قدرت نظامی این دژ را به روزگار دیلیمان و اتابک چاولی حدس زده است. این نظریات اقتداری، مندرجات فارسنامه‌ی ابن بلخی و نزهه‌القلوب را قوت می‌بخشد. این مباحث مربوط به قرون ششم و هشتم ه. ق بوده که منابع مختلف از این منطقه هر کدام به گونه‌ای آورده‌اند.
دهکهنه، دیه مالک (بخشی از ایالت اَنشان در دولت ایلام)
دوره‌ی ایلامیان از (3000 -1000) سال قبل از میلاد می‌باشد. تاریخ ایران نشان می‌دهد این سرزمین از پنج هزار سال تا سه هزار سال پیش در دوره‌ی ایلامیان بخشی از منطقه‌ی انشان (آنزان) یکی از پنج بخش دولت ایلام است. مناطق پنجگانه ی ایلامی عبارت بوده اند از: 1 ـ ماساباتیک (استان ایلام کنونی) 2 ـ سیماش (بخشی از استان‌های خوزستان، لرستان و اصفهان کنونی) 3 ـ شوش 4 ـ کربیانه (بخشی از لرستان) 5 ـ انشان یا آنزان
انشان یا آنزان مهم‌ترین ایالت ایلام بوده که سرتاسر استان کهگیلویه و بویراحمد، بخش غربی استان فارس (سپیدان و ممسنی)، بخش شرقی استان خوزستان (بهبهان، ایذه، مسجد سلیمان) و قسمت اعظم استان بوشهر و چهار محال بختیاری گستردگی داشته است. محل شهر «انشان» تا این اواخر ناشناخته مانده بود تا این‌که «هانسمن» با استناد به شواهد تاریخی و باستان شناسی حدس زد که محلی در نزدیکی «ملیون» واقع در دشت بیضاء (فارس) بوده و سرانجام باستان شناس دیگری به نام «سامنر» محل یاد شده را حفاری و شهر باستانی «انشان» را کشف کرد و آثار ایلامی فراوانی را از آنجا به دست آورد.
تاکنون به طور مشخص وجود آثار شهر ایلامی «لیان» در محل بندر بوشهر به اثبات رسیده است.