![]() |
||||
|
|
||||
|
نور و سایهنور و سایه
نوشتهی خود را با گفته ی معروف گرنوت رول "Gernot Roll" فیلمبردار و نورپرداز با تجربه و صاحب سبک جهان آغاز می کنم: خورشید چینی همیشه از پایین میتابد. با این گفته ی "متناقض" سعی بر این دارم که تلنگری علمی هر چند ناچیز بر ژرفنای بیانتهای ساختار نور و سایه در فیلم وارد کنم که شاید این سرآغاز بحثی گردد و در آتیه یکی از اساسیترین ضعفهای عرصه ی فیلم و ویدئو با تلاش کارشناسان متخصص، رخت از گستره ی این هنرهای مهم سرزمینمان بردارد. هنگامی که تمامی فیلمهای کشورمان از ابتدا تا به امروز را با دقت بسیار مرور میکنیم و به آنالیز و کنکاش علمی اِلمان های استتیک بصری آن میپردازیم، پی میبریم که تفاوت عظیمی از لحاظ ساختار نور و سایه، بین فیلمهای ما و دیگر آثار سینمای جهان وجود دارد. پاسخ به این پرسش مهم، احتیاج به سالها تحقیق و کارشناسی در این رشته دارد که حجم عظیم این پاسخ ورقها را سیاه خواهد کرد و از قدرت این نوشتار مطمئناً خارج است. اما همانطور که میدانیم ساختار نور و سایه در فیلم طی گذشت سالیان دراز به یک منطق علمی خاص بدل شده و جزیی از دستور زبان فیلم گردیده که مدام با پیشرفت تکنولوژی همسان بوده و به تکامل رسیده است. در علم ساختار نور و سایه، هر آن چه در واقعیت نوری اتفاق میافتد را نمیتوان همیشه صحیح پنداشت و گاه آن چه در واقعیت، اشتباه تلقی میشود، در علم نورپردازی فیلم منطقی علمی پیدا میکند. چنان که گرنوت رول میگوید: خورشید چینی همیشه از پایین میتابد. درک وضعیت نور در زندگی روزمره ی انسانها به صورت یک عمل خود آگاهانه اتفاق نمیافتد، بلکه از طریق ترجمان تصاویر ذخیره شده در ضمیر ناخودآگاه مغز شکل میگیرد. برای روشنتر کردن این مطلب بایستی ابتدا به واژهی نور پرداخت؛ نور نه به عنوان یک اشعه ی الکترومغناطیس بلکه هر آن چه را که ما رؤیت میکنیم، چرا که از لحاظ فیزیکی نور هیچ چیزی قابل دیدن نیست مگر در معرض تابش نور قرار گیرد. به عنوان مثال شخصی درون یک اتاق روشن نشسته است طوری که تمامی اشیاء موجود درون این اتاق در معرض تابش نور قرار دارند و قابل رؤیت هستند. با وجود این که شخص درون یک وضعیت نوری بسیار پیچیدهای قرار دارد ولی درک این وضعیت برای او کاملاً ناخودآگاه صورت میگیرد. بدان معنی که در ضمیر ناخودآگاه این فرد تصویر ایده آل غالبی "Optimal Image"ضبط شده است و شناخت کلی او از این اتاق همیشه از طریق عملکرد همین تصویر در ضمیر ناخودآگاهش صورت میگیرد و تا زمانی که وضعیت نوری یکسان باقی بماند تغییری در عملکرد این تصویر ایدهآل صورت نمیگیرد، اما اگر در همین اتاق یک دفعه یکی از لامپهای موجود شروع به چشمک زدن کند، فوراً وضعیت نوری عوض میشود و عملکرد مغز انسان به ضمیر خودآگاه او منتقل میشود و سریعاً فرمان از مغز او صادر میشود که وضعیت را به حالت قبل مطابق با تصویر ایدهآل برگرداند. عملکرد درک وضعیت نوری در مغز ما طوریست که ما هر آنچه را که در اطرافمان میبینیم در اثر گذشت زمان از هر سوژه ی آن یک تصویر ایدهآل Optimal Imageدر حافظه درون و ضمیر ناخودآگاه خودمان ذخیره میکنیم، طوری که ما هر وقت دوباره در آن محیط قرار بگیریم شناختمان از آن مکان همیشه از طریق ارتباط با همان تصویر ایدهآل ضبط شده در یک وضعیت نوری یکسان می باشد. بنابراین همهی نورپردازان متخصص با این عملکرد ذهن انسان کاملاً آشنا هستند و از این طریق میتوانند با به وجود آوردن تصاویر ایدهآل در هر صحنه ی فیلم و با بر هم زدن تصویر ایدهآل ضبط شده در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، حسهای متفاوتی را به وجود آورند. یک نورپرداز حرفهای همیشه سعی میکند در برخورد با هر وضعیت نوری، ابتدا تصویر ایدهآل ذهن خود را کنار بزند و با مطرح کردن پرسشهای علمی به درک آن وضعیت نوری برسد. پرسش هایی از این قبیل: 1ـ چه منبع نوری وجود دارد؟ 2ـ منبع نوری موجود کجا قرار دارد؟ 3ـ چه چیزهایی مورد تابش مستقیم نور قرار دارند؟ 4ـ سایهها کجا و در چه وضعیتی قرار دارند؟ 5ـ شدت کنتراست چقدر است؟ 6ـ آیا انعکاس نوری وجود دارد؟ اگر هست کجا و به چه شدتی؟ 7ـ فضای رنگی موجود چگونه است؟ نور، سایه، کنتراست ، انعکاس نوری و رنگ اینها شاخصهایی هستند که در فیلم، آتمسفر نوری را به وجود میآورند و مهمتریم اِلمانهای ساختار یک تصویر میباشند و میتوان گفت از لحاظ کیفیتی همیشه این شاخصها هستند که مورد انتقاد علمی و آکادمیک قرار میگیرند. یک نور پرداز حرفهای به خوبی میداند که آن چه در واقعیت، یک وضعیت نوری عادی و امکان پذیر می باشد، در هنگام فیلمبرداری می تواند به شدت نابهنجار و آزار دهنده شود و کیفیتی بسیار بد ارائه دهد، چرا که میدان و وضعیت کنتراست چشم انسان با فیلم اختلاف بسیار دارد. با ذکر یک مثال این مطلب را روشنتر میکنم. فردی درون یک اتاق هنگام ظهر کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه میکند. در این لحظه چشم انسان قادر است همه ی اشیاء درون اتاق و بیرون از پنجره را به خوبی تشخیص دهد، اما تا کنون هیچ فیلمی و یا حتی دوربین پیشرفته ی دیجیتال امروزی نمیتواند این اختلاف را به خوبی از یکدیگر تمیز دهد. چشمان انسان قادر است تصاویری را با هزاران بار اختلاف و شدت کنتراست تشخیص دهد اما فیلم میدان کنتراستی بسیار اندک دارد. به همین دلیل یک نور پرداز خوب میبایست با وجود اندک بودن میدان کنتراست فیلم، طوری عمل کند که مخاطب هنگام رؤیت تصویر آن را صددرصد واقعی تلقی کند. در آخر باید گفت که ساختار نور و سایه، علمی است توأم با خلاقیت و تنها با ادغام علم نور و خلاقیت است که میتوان به ارتقای کیفی فیلم در سطح جهانی رسید و یک نورپرداز حرفهای با تکیه بر دانش خود و ادغام آن با خلاقیت میتواند تصاویری را ارائه دهد که هر کدام همچون یک تابلو نقاشی به عنوان یک اثر هنری محسوب گردد و در ضمیر ناخودآگاه مخاطب فیلمهای کشورمان Optimal Image در حد استانداردهای جهانی و یا حتی بالاتر ضبط گردد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.