Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

چه کسی پاسخ گوست؟!

چه کسی پاسخ گوست؟!
مرگِ یک همشهری


پیش از خواندن این مطلب به خود و دیگران دقت کنید، به اطراف و محیط هم نظری بیافکنید، شاید فردا همدیگر را ندیدیم.
می‌گفت: به خاطر گناه کردن است. به خاطر این که به صله رحم توجه نمی‌کنیم. مرتب جوانان از دست ما می‌روند. گفتم: آیا کشورهای پیشرفته گناهی مرتکب نمی‌شوند؟ هر چه بدبختی است باید سرِ ما بیاید؟
آنقدر در نگاه و لحن و کلامش صداقت موج می‌زند که نمی‌توانی به چشمانش نگاه کنی. با وجودی که غم از دست دادن عزیزش را تحمل می‌کند، باز هم حاضر نیست کسی را مقصر بشمارد… چند روز پیش یعنی در ماه مبارک رمضان صدای دعای توسل از منزل‌شان به گوش می‌رسید. همه دست به دعا برده بودند، بلکه خدا معجزه‌‌ای کند و دختر بیست و دو ساله‌شان چشم‌هایش را باز کند. پزشکان پس از این‌که بیمار در "کلینیک دی" به هوش نیامد، او را به بخش ICU بیمارستان فاطمه زهرا (س) منتقل کردند. می‌گفتند به خدا توکل کنید.
آخر چرا وقتی نوبت به ما ایرانی‌ها می‌رسد این جمله حربه‌ای می‌شود برای رهایی از هر چه مسئولیت انسانی است. این جمله از سوی پزشکان یعنی "امید به خدا داشته باشید" خانواده بیمار، صبر را پیشه می‌کنند و با توسل جستن به دعا و نذر و نیاز منتظر می‌شوند، شاید معجزه رخ دهد. دریغ که همشهری‌ ما "سکینه محبی" بر اثر ایست قلبی جان را به جان آفرین تسلیم کرده است.
این گزارش به قول دوستی، قصد سیاه نمایی و یا بزرگ‌نمایی ندارد. مگر بالاتر از جان انسان هم مسأله‌ای هست؟
خانم "سکینه محبی" در تاریخ 10/7/86 ساعت 8 صبح با وقت قبلی توسط دکتر "هومن ادیبی" جراح متخصص گوش و حلق و بینی به "کلینیک جراحی











دی" می‌رود که پس از تشریفات اولیه توسط کلینیک پذیرش و در ساعت 8:30 دقیقه دکتر بیهوشی خانم عطاری، نامبرده را بیهوش و طبق فرم صورت وضعیت بیمار در اتاق عمل ساعت پایان بیهوشی را پس از 150 دقیقه ذکر می‌کند. تمامی علائم حیاتی خانم محبی پس از جراحی خوب توصیف شده است.
به گزارش دکتر بیهوشی که در فرم برگ مراقبت بعد از عمل قید شده است: در ساعت 11:15 دقیقه بیمار وارد اتاق "ریکاوری" گردیده و هوشیار بوده است. در ادامه‌ی این گزارش آمده پس از یک دقیقه حال عمومی بیمار وخیم می‌شود. خانم دکتر عطاری قید می‌کند که همکار بیهوشی را صدا کرده و مریض را مجدداً به اتاق عمل انتقال داده‌اند. این گزارش توسط دکتر بیهوشی و همکارش به امضاء رسیده است.
در برگ دستورات پزشکی، دکتر ادیبی با توجه به مشکل تنفسی بیمار، بعد از عمل دستور اعزام او را به بخش ICU می‌دهد.
از آنجا که " کلینیک جراحی دی" فاقد آمبولانس و تجهیزات اعزام بیمار می‌باشد، با اورژانس 115 تماس گرفته می‌شود. اورژانس برای همکاری و نجات بیمار اقدام می‌کند و بلافاصله بیمار را به بخش ICU بیمارستان فاطمه‌ ‌الزهرا (س) منتقل می‌‌نمایند.
علت اعزام بیمار ایست قلبی گزارش می‌شود و از تاریخ 10 تا 27 مهر ماه تحت مراقبت‌های ویژه قرار می‌گیرد. از کادر بیمارستان تا کلینیک دی و پزشک جراح برای مداوای بیمار تلاش می‌کنند؛ اما سکینه محبی، همشهری جوان ما به علت مرگ مغزی فوت می‌نماید.
خانواده او با شنیدن مرگ مغزی تصمیم می‌گیرند تا اعضای وی را به بیماران هدیه نمایند، ولی تعلل به هر علت مانع از این عمل انسان دوستانه می‌گردد. خدا او و ما را بیامرزد. مرحوم سکینه محبی در تاریخ 1/8/86 در بهشت صادق به خاک سپرده شد تا ما باز هم شاهد مرگ دیگری در کلینیک دی باشیم.
به راستی میزان ارزش جان آدمیزاد چقدر است؟ فاصله ی ماندن و رفتن، مگر نه این‌که یک نفس است، چرا بهای اندکی برای این نفسِ ارزشمند قائلیم؟
برای تکمیل گزارش با هماهنگی قبلی نزد دکتر انوری‌پور معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی رفتم. با وجود مشغله‌ی کاری ایشان بالاخره توانستم 45 دقیقه سؤالاتی را پیرامون وضعیت درمان استان با وی در میان بگذارم.
اولین سؤالم این بود که: آیا خودتان موافقید که وضعیت بهداشت و درمان در استان اسفبار




























است؟
وی که از سؤال من کمی بر آشفت، گفت: اصلاً اینطور نیست، و در ادامه به وضعیت رو به رشد درمان در استان به تفکیک پزشکان، تجهیزات و... اشاره کرد. در بخشی از صحبت‌هایش گفت: متأسفانه مردم ما اطلاعی از وضعیت درمان در استان ندارند، با وجودی که در رسانه‌ها هم اعلام می‌شود. گفتم: دانستن یا ندانستن این که شما چه سرویس‌دهی انجام می‌دهید با مردم نیست. مردم توقع دارند هر گاه با مشکلی روبه‌رو شدند، مسئولین امر در رفع آن کوشا باشند. در ادامه گفتم: از نظر بخش جراحی قلب و آنژوگرافی‌، جراحی کودکان، آمبولانس خصوصی، پزشک متخصص و مواردی دیگر در بوشهر با کمبود و مشکل مواجه هستیم.
دکتر انوری‌پور برای هر کدام پاسخی داشت: بخش جراحی قلب و آنژوگرافی در حال تجهیز و ساخت است و جراح و تکنسین‌های اتاق عمل و بیهوشی نیز آموزش‌های لازم را در اصفهان دیده‌اند. منتظر اتمام ساختمان هستیم. وی در خصوص بخش کودکان و نوزادان نیز توضیحاتی ارائه داد و اضافه کرد: بخش خصوصی هنوز حاضر به سرمایه‌گذاری به منظور راه‌اندازی اورژانس (آمبولانس) خصوصی نیست. در خصوص فرم تعهد‌نامه‌ای که "کلینیک دی" قبل از




























جراحی از بیمار امضاء می‌گیرد و نحوه‌ی فعالیت این مرکز سؤالاتی کردم. معاونت درمان گفت: به تازگی شرح فعالیت کلینیک‌های جراحی از مرکز ارسال و ابلاغ شده که کلینیک دی انجام جراحی‌های سرپایی و اعمالی که احتیاج به بستری شدن ندارد را می‌تواند انجام دهد، مثل جراحی‌های چشم ، گوش و حلق و بینی و... از نظر داشتن آسانسور و آمبولانس ضرورتی نیست اما اگر داشته باشد خوب است!
متعجب شدم، چرا که حتی شهرداری برای آپارتمان‌های سه طبقه به بالا داشتن آسانسور را الزامی می‌کند، هر چند که کلینیک‌ دی دو طبقه است ولی با بیمار سروکار دارد.
راجع به تعهد‌نامه گفت: همه‌ی بیمارستان‌ها این چنین فرم‌هایی دارند اما این مورد آنان را از هر خطایی مبرا نمی‌کند و حق بیمار محفوظ است.
سؤال آخرم از معاونت درمان در حالی بود که ساعت جلسه‌ی ایشان شروع می‌شد! گفتم: مرگ خانم سکینه محبی بر عهده‌ی کیست؟
وی با کمی مکث گفت: تمامی عوامل کلینیک جراحی دی را خواستیم و حضوراً گزارش را داده‌اند. مدارک جهت بررسی نهایی به هیأت بدوی پزشکی در سازمان نظام پزشکی ارجاع داده می‌شود تا رسیدگی شود، ولی مطمئن باشید هر کس و یا هر مرجعی که مقصر باشد با آن برخورد جدی خواهد شد.


















نکاتی که قابل تأمل است:
ـ آخرین بازدید از کلینیک دی چه زمانی بوده است؟ مشخص شود چه نوع اعمال جراحی غیرقانونی در این کلینیک انجام گرفته است؟
ـ چه کسی و یا مرجعی با وجود این که کلینیک دی فاقد آمبولانس و آسانسور و تجهیزات جانبی است برای این کلینیک مجوز فعالیت صادر کرده است؟
ـ مرکز جراحی قلب و آنژوگرافی بالاخره چه وقت شروع به کار می‌کند؟
ـ درکلینیک دی فرمی را که قبل از جراحی از بیماران اخذ می‌‌نمایند اجاره‌نامه است و یا تعهد‌نامه است؟
ـ وجوه خارج از تعرفه (زیر میزی) که برخی از پزشکان با اجبار از بیماران می‌گیرند قانونی است یا باید قانونمند گردد؟
ـ به قول دکتر انوری‌پور زباله‌های عفونی می‌بایست استریل شود و سپس دفن گردد. آیا این مهم در چه سال شمسی و یا قمری اتفاق می‌افتد و تا آن وقت چه فکری کرده‌اند؟
ـ سازمان نظام پزشکی بوشهر در خصوص فوتی‌های قبل چه اقدامی کرده است؟
گفتنی‌ست از سال پیش تاکنون در کلینیک دی سه نفر فوت شده‌اند که می‌بایست اقدامی عاجل صورت پذیرد. با شکایت خانواده مرحوم سکینه محبی از وضعیت به وجود آمده، پرونده در سازمان نظام پزشکی در حال بررسی است. دادگاه به خانواده متوفی گفته می‌بایست از آن طریق پیگیری شود.