Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
قسمت هیجدهم
پیشنهاد طرح خارگ
کنیپ هوزن در خلال اقامت خود در خارگ با میرناصر وغایی سرکرده‌ی بندر ریگ و خارگ وارد بحث و مذاکره گردید. این مذاکرات موجب شد تا میرناصر از «واک» بخواهد تا در قلمرو او تأسیسات بازرگانی دایر کند.34 کنیپ هوزن آن‌گاه از طریق بندرعباس ـ که در 22 فوریه 1753 وارد آن‌جا گردید ـ سفر خود را به باتاویا ادامه داد. اسکوندرورد، مدیر شعبه واک در بندرعباس به هوندر ولست دستور داد که او به عنوان نماینده‌ی واک در بوشهر منصوب شده است. این خبر برای واندرهولست یک موهبت الهی بود، زیرا متسلم، علی آقا، به او اجازه نمی‌داد بصره را ترک کند و از نزدیک رفتار او را زیر نظر داشت. واندرهولست خارگ را در جریان این خبر گذاشت، اما زمانی که نامه‌ی او به خارگ رسید، کنیپ هوزن آن‌جا را ترک کرده بود. اکنون علی‌ آقا می‌بایست با عزیمت او به خارگ کنار آید. هرچند در ابتدا با این کار مخالف بود. به هرحال واندرهولست به اتفاق دستیارش «یان جاکوب کاتوس» در روز 19 مارس 1753 وارد بوشهر گردید. او بنجامین کروز و سایرین را برای حفظ و نگهداری از تشکیلات واک، فروش مال‌التجاره باقیمانده و وصول طلبی‌های عقب افتاده، در بصره نگه‌داشته بود.35 در همین گیر و دار کشتی "دوانا" جمعی واک در 17 مارس 1753 وارد بوشهر گردید، اما به بصره نرفت. متسلم بصره هنگامی که پی برد شناور یاد شده به بندرعباس برگشته است، بسیار خشمگین و عصبانی گردید. متسلم که از این بابت ناکام شده بود، ادعای پرداخت عوارض گمرکی از واک کرد، اما اسکوندرورد آن را باور نمی‌کرد. اگر کارکنان واک از جا در نرفته و خونسردی‌شان را حفظ نمی‌کردند او هر بار مطالبه‌ی چیزی نامعقول از آنها می‌کرد.
برای نمونه متسلم کارکنان را تحت فشار قرار می‌داد تا کلیدهای تأسیسات واک را به او تحویل دهند.36 بعد از عزیمت واندرهولست هنوز هم عطش متسلم برای دریافت پول رفع نشده بود، زیرا دیری نپایید که یکی از کارکنان واک «شب‌هنگام همراه با زنی ترک در باغچه‌ای در حوالی بصره دستگیر کرده و به حضور حکمران بردند و چون در آن ایام بحرانی اروپایی‌ها به دیده‌ی تحقیر می‌نگریستند او تنها با پرداخت مبلغ 500.000 ایسوتالاس توانست از این مخمصه خلاص شود و آن‌گاه روانه‌ی بوشهر گردد: بقیه‌ی کارکنان واک هم بعد از گذشت چند ماه توانستند مخفیانه و غیرمنتظره از بصره فرار کنند».37 در واقع تنها کسی که در بصره باقی ماند ابراهیم سعید بود که به نوعی به عنوان مسوول محمولات پستی انجام وظیفه می‌کرد.38