Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

چالش فمینیسم

چالش فمینیسم
ناکامی‌ها و نگرانی‌های پیرامون مسائل زنان در دوازده محور، در سند پکن حول محور عناوین اقتصاد، فقر، آموزش، بهداشت، خشونت، مناقشات مسلحانه، حقوق بشر، محیط زیست، رسانه‌های گروهی، دختر بچه‌ها، نهادینه سازی گروه‌ها، مدیریت و قدرت تنظیم شده است.
اما آمارهای جهانی ارائه شده مبین ناکامی‌ کمی این عناوین است. در عین حالی که این دوازده محور نگران کننده بی‌ارتباط با سایر حقوق ارزشمند فراموش شده توسط مدافعین حقوق زنان در اروپا و سایر نقاط جهان نیست. حقوقی همچون حق کرامت زنان، حق صیانت از پاکی و عفاف، حق مادری و همسری و حق زن بودن. اعلام رسمی 256 میلیارد سود از تجارت اینترنتی سکس در جهان، قبول تحقیری است که دنیا جسورانه نسبت به کرامت و حرمت زن دارد. در پی آمار ارائه شده در زمینه‌ی صنعت سکس، آمار دیگری نشان می‌دهد که 3/1 نیروی کار جهان را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین 70 درصد از فقرای جهان و 3/2 بی‌سوادان جهان نیز زنان هستند، حال آن که کمتر از 10 درصد از مدیریت‌‌های جهان در اختیار زنان است و کمتر از 1 درصد از مالکیت جهان را در اختیار دارند و در عوض اکثر قربانیان خشونت و جنگ زنان هستند.
این آمارها نشان‌گر این است که با گذشت 150 سال از جنبش‌های زنان و با گذشت پنجاه سال از فعالیت‌های فمینیست‌ها، زنان همچنان در تحقیر و ستم غوطه‌ورند.
آمار تباه شدن زنان در همه‌ی سطوح، نتیجه توافق سایر سازمان‌ها و گروه‌های مدافع حقوق زنان با هر نام و نشانی است که با دولت‌مردان سود و سرمایه و تاجران فسق و فجور کنار آمده‌اند. همگی سیاست و مشی‌شان این است که یا در برابر این قلع و قمع‌ مادی و معنوی زنان سکوت کنند و یا به همان سویی که دنیای سلطه خواستار آن ا‌ست زنان را سوق دهند. اشتباه آشکار و بزرگ گروه‌های مدافع حقوق زنان و غالباًٌ مکتب فمینیسم در آن است که تنها چاره‌اندیشی در جهت رفع کلیه‌ی اشکال ظلم علیه زنان را، مبارزه با جنسیت مرد می‌دانند.
آنان بر این عقیده‌اند که هر خاستگاه و جایگاه مردانه امتیاز است و هر موقعیت زنانه یک عقب‌ماندگی است. این باور، فمینیست‌ها و سایر گروه‌های مدافع حقوق زنان را دچار کج اندیشی نموده است تا آن جا که در پاره‌ای موارد، خواستار زدودن خاصیت‌های بیولوژیک زنان همچون قائدگی، بارداری و شیردهی می‌شوند.
از جمله بزرگ‌ترین ضربات بر پیکره‌ی زنان در جهان توسط سازمان‌‌ها و نهادهای مدافع حقوق زن، نفی تفاوت‌های زن و مرد که شناسنامه‌ی هویتی زنان و مردان است، می‌باشد. فمینیست‌ها در غایت مرد بودن را بر زن بودن ترجیح می‌دهند و مدام در تکاپوی رساندن زنان به مردان هستند. آنها خواهان زدودن هویت زنانگی و زن بودن هستند، حال آن‌که این تفاوت‌ها برای کارآمدی خاص به زنان اعطا شده تا بتوانند در پرتو اتحاد انسانی که زن و مردم با هم دارند به حق «مساوی بودن » خود برسند، حقوقی همچون حق حیات، حق عقیده، حق سرنوشت و حق آموزش و همچنین در پرتو اختلاف جسمی و جنسی که زن و مرد با هم دارند، به حق «متفاوت بودن» خود حقوقی همچون حق مادری، حق همسری، حق زنانگی و ... برسند. مکتب فمینیسم هر گونه ستم را ناشی از تبعیض می‌داند و علت تبعیض را هم در قبول تفاوت‌های بین زن و مرد می‌پندارد، لذا براساس همین خطای مبنایی، خواستار رفع هر گونه تفاوت بین زن و مرد هستند، حتی تفاوت‌هایی که مرزهای هویت زنان و مردان را تعیین می‌کند و همین خطا باعث گشته ظلم بر زنان از اشکال سنتی به اشکال مدرن آن سوق داده شود.
سه نوع نگرش و نگرانی در حوزه‌ی زنان
نگرش و نگرانی اول: دیدگاه متحجران پیرامون زنان تنها پرداختن به خاصیت و ماهیت‌ زادآوری و تلاش برای کامیابی مردان و آسایش اعضای خانواده است، گرچه نتیجه‌ی این نگاه، تحمل انواع مرارت‌ها و فقدان رشد فردی زن است. در نگرش متحجران، مردان به مثابه ساکنان اصلی جوامع و مسافران اصلی قطار زندگی هستند و زنان اگر قواعد زندگی خود را دانسته و به فضای متحجرانه مرد سالاری تن دهند قطعاً از آنان به عنوان "زنان نجیب" یاد می‌شود. در حوزه‌‌ی فکری متحجران، زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است و مردان هم تنها به بهره‌برداری از وجود زنان می‌پردازند. آن‌ها زن را شیطان بزرگ! و شیطان را زن کوچک! می‌دانند. در اوج کج اندیشی متحجران، حیثیت و خاصیت زن تنها در نسبت با او ظهور پیدا می‌کند نه در شخصیت مستقلی به نام زن. زنان تا وقتی کوچکند با نام پدران‌شان یاد می‌شوند، وقتی جوان‌اند با نام همسران‌شان و وقتی میان سال با نام فرزندان‌شان!
نگرش و نگرانی دوم: این نگرش متعلق به فمینیست‌هاست. در دفاع از زنان، مکتب فمینیست مبارزه با تبعیض را یک هدف مقدس می‌داند.
در این نگرش نهی تبعیض در نفی تفاوت است و راه تفاوت‌ها هم، نفی تفاوت‌های زنانه! آنان با القاء این هدف به زنان به آنان می‌فهمانند که جنس مرد بهتر است. پس زنان به هر قیمتی شده باید به مردان برسند. فمینیست‌ها گاه در این موضوعات چنان پیش می‌روند

که با دستکاری تمایلات و احساسات زنان به آنها می‌فهمانند که مثلاً پاک کردن سفره‌ای که یک خانواده به گرمی برگرد آن نشسته‌اند تحقیر کننده است، اما اگر یک زن به نام "اشتغال" کف مستراح یک اداره را بشوید یا به عنوان یک منشی ساده هر مخاطره‌ای را به جان بخرد. در قطار توسعه برای خود جایی پیدا کرده و مایه‌ی مباهات است. اپوزیسیون

فمینیست‌‌ها از آغاز با قدرت‌های بزرگ در حوزه‌‌ی سیاست و اقتصاد همدستی نزدیکی داشته و چاره‌ای جز این نداشته که با طرح شعار مبارزه با تبعیض (در قالب فقر هویت و خاصیت زن) همسو با اهداف کارتل‌های بزرگ اقتصادی، سیاسی، جسمیت و هویت زن را در خدمت بنگاه‌های سکس و سندیکاهای بزرگ اقتصادی به کار گرفته‌اند و عملاً با گذشت 150 سال از جنبش زنان با حجم زیاد میتینگ‌‌ها و معاهدات، وضعیت اسفبار امروز زنان در جامعه‌ی جهانی نتیجه عصر ترقی و تمدن و توسعه در غرب در حوزه زنان است.
نگرش و نگرانی سوم: نگرش سوم برخاسته از آموزه‌های اسلام است. دیدگاه مترقی و عدالت جویانه اسلام به زن مبتذل و متحجر پشت‌ می‌کند. در این دیدگاه زن یک انسان مستقل است. نگرانی راه سوم، وجود ظلم است و نگرش آنها برای رفع ظلم، تحقق عدالت است، معهذا به دلیل آمیختگی عقاید دینی با سلایق شخصی برخی مردان به خصوص آنها که بر مسند قدرت‌های فرهنگی و اجرایی هستند کار بهبود وضعیت زنان دشوار است. لذا برای روشنگری و شفاف ساختن ایدئولوژی مدیران و رهبران دینی و سیاسی، به طرح سخنانی چند از امام عزیز و رهبر فرزانه انقلاب که بهترین گواه فاصله‌دار بودن برخی از عملکرد‌ها و دیدگاه‌ها با رهبریت فکری نظام است می‌پردازیم.
امام خمینی(ره): در نظام اسلامی زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد. حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن و حق رأی گرفتن.
مقام معظم رهبری: به نظر من آن چه باید روی آن متمرکز شویم که اگر این را درست نکنیم بحث‌های دیگر نیز بی‌فایده است مسئله‌ی مشکلات زن است، یعنی جستجو و پی‌گیری مشکلات از این نوع اساسی‌تر، مهم‌تر و کارگشاتر است.