Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

کدام تهاجم فرهنگی است؛پوشش‌های غربی یا تخریب آثار تاریخی؟!

کدام تهاجم فرهنگی است؛پوشش‌های غربی یا تخریب آثار تاریخی؟!

تاریخ، آیینه‌ی روند تحولات اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است که با نظاره‌ی آن می‌توان دریافت هر ملتی چگونه از معبر زمان گذر کرده و از "دیروز" به "امروز" رسیده است. در مسیر مطالعه و شناخت تحولات اجتماعی و پیشینه ی تاریخی و فرهنگی یک جامعه، بی‌تردید کشف و شناسایی آثار تاریخی و پژوهش پیرامون این آثار از اهمیتی ویژه برخوردار است. امروزه آثار ارزشمند تاریخی چون: آکروپولیس، تخت جمشید، اهرام سه گانه، دیوار چین و بسیاری از آثار گرانسنگ دیگر، ما را با تمدن کهن و اعجاز هنر و اندیشه ی والای ملل یونان، ایران، مصر، چین و سایر ملت های برخوردار از تاریخ و تمدن دیرین آشنا می سازد. این آثار در تمامی دنیا از اهمیت و اعتبار ویژه‌ای برخوردارند و دولت‌ها، هزینه‌های هنگفتی را به حفظ و ترمیم این آثار اختصاص می‌دهند تا ضمن به رخ کشیدن پیشینه ی تاریخی خود، گردشگران را به بازدید از این آثار فراخوانند که بی‌شک افزایش توریست و توجه به جاذبه های گردشگری، سرمایه های سرشاری را نیز نصیب هر کشور خواهد ساخت. نکته‌ی قابل توجه این است که در کنار کشورهایی با پیشینه ی تاریخی دیرین که برخی از آثار تاریخی شان توسط "یونسکو" در فهرست آثار جهانی قرار گرفته، کشورهایی که تا چند دهه قبل ایالتی از کشورهای دیگر به شمار می آمده‌اند نیز دست به تاریخ سازی زده و تلاش می‌کنند مواردی را برجسته کنند و با این هدف به نبش قبر گذشته مشغول اند! مثال مشخص، کشورهایِ تازیِ حاشیه‌یِ خلیج فارس است که در برخی از نقاط این کشورهایِ نقطه‌ای، بناهایی به چشم می خورد که معماری آن بسیار شبیه به بافت معماری بوشهر است که اگر "تأثیر پذیری" نیست، لابد باید آن را "توارد" به حساب بیاوریم! آش آن قدر شور شده که برخی کشورها نیز دکان مصادره ی شخصیت های تاریخی و فرهنگی دیگر کشورها را باز کرده و برای آنها شناسنامه‌ی جعلی می‌سازند تا جایی که "تازیان" برخی اندیشمندان ایرانی را "عرب" معرفی می کنند و ترکانِ "ترکیه"، "مولوی" را شاعر "ترک" می دانند و در دنیا او را با نام "رومی" می‌شناسند، به طوری که در سال های اخیر آلبومی با صدای خواننده ای آمریکایی منتشر شد که در این آلبوم "مولوی" با نام "رومی" معرفی شده بود!



اما در این هنگامه‌ی نبش قبر و مصادره، در ایران چه اتفاقی افتاده است؟ واقعیت این است که در سال های اخیر نسبت به آثار تاریخی ایران زمین ـ که مثلاً قرار است به نسل های آینده سپرده شود ـ توجهی در خورِ تأمل صورت نگرفته و برخی از این آثار به دلیل بی توجهی متولیان و حفاری های غیر مجازِ غارتیان، تخریب شده و پرونده شان به بایگانی تاریخ سپرده شده است، مگر آن که سازمان میراث فرهنگی تصمیم بگیرد مجدداً آثار "تاریخی" بسازد!!
فاجعه از آن جا آغاز شد که از سال‌ها پیش مقوله‌ی میراث ملی با تاریخ سلطه‌ی سلاطین در آمیخت و از آن جا که انقلاب 57 منجر به فروپاشی نظام پادشاهی و تکوین نظام جمهوری اسلامی در ایران شد، این تفکر















در ذهن برخی افراد شکل گرفت که این آثار، نشانه‌هایی از دوران حاکمیت سلاطین است و در نتیجه هم زمان با فروپاشی این نظام، تمام نشانه‌ها و داشته‌های فرهنگی و تاریخی مربوط به این دوران باید محو و حذف شود. در طول سال‌های اخیر، علی‌رغم وجود سازمانی با عنوان "سازمان میراث فرهنگی"، بی‌توجهی آشکاری را نسبت به حفظ و نگهداری از این آثار شاهد بودیم که می‌توان از تخریب تدریجی تخت جمشید، ماجرای آبگیری سد سیوند و موارد دیگر یاد کرد، بی‌اعتنایی روز افزونی که از یک سو تخریب و از سوی دیگر غارت این آثار و ارسال‌شان به خارج از کشور را در پی داشته است، به طوری که مدام در رسانه‌ها، خبری مبنی بر فروش آثار تاریخی ایران در کشورهای اروپایی منعکس می‌شود.
روند تفکر محو آثار تاریخی و هویت ملی تا آن جا پیش رفته که حتا زبان پارسی، شخصیت‌های ملی و نام‌های اسطوره‌ای را مورد هجوم قرارداده است. در یکی از قسمت‌های سریال "اغما"، سکانسی‌ست که دکتر پژوهان، الیاس و پری (دختر دکتر) به بحث درباره‌ی زبان‌های اوستایی، دری و عربی می‌پردازند. الیاس (به عنوان وکیل مدافع شیطان) از زبان اوستایی و ویژگی‌های آن دفاع می‌کند و بلافاصله‌ "پری" می‌گوید: اینها حرف‌های کسانی است که با زبان "عربی" دشمنی دارند!
در مورد تخریبِ نام‌های ایرانی، در مقاله‌ای که در هفته‌نامه‌ی وزین "نسیم جنوب" با عنوان "از کورشِ کبیر تا کورشِ نقطه چین" منتشر شد، به طور مفصل درباره‌ی استفاده از نام‌های ایرانی برای نام‌گذاری کاراکتری‌های لوده و سطحی سریال‌هایِ به اصطلاح طنز "سیما" مواردی را















مطرح کرده‌ام، نام‌های بزرگی چون رستم، کورش، بامشاد و همچنین استفاده‌ی هجو آمیز از نام "سیاوش" در یک تیزر تبلیغاتی مربوط به پودر لباس‌ شویی! در راستای بی‌توجهی به شخصیت‌های بزرگ تاریخی و ملی نیز، اخیراً شاهد بودیم در حالی که در سالروز آزادسازی بابِل به دست کورش کبیر، روزی به نام "بزرگداشت کورش" نام‌گزاری شده و در تمامی جهان به همین مناسبت، مراسم و همایش‌های گسترده برگزار گردید، این روز مهم، در زادبومِ کورش در سکوت و بی‌اعتنایی سپری شد.



باری! هدف از طرح موارد پیشین، طرحِ این پرسش محوری است که: تعریف و مصداق "تهاجم فرهنگی" چیست؟ آیا تأثیر‌پذیری از موسیقیِ رپ، مدل مو و پوشش غربی، گفتن o.k در تأیید حرف طرف مقابل و استفاده از اینترنت و ماهواره‌، لشکریانِ "تهاجم فرهنگی" را شکل می‌دهد و این ترکیب را تعریف می‌کند، یا تخریب گاه عمدی و آگاهانه‌ی آثار تاریخی و داشته‌های فرهنگی ملت بزرگ ایران زمین با پیشینه‌ای مثال زدنی و با جایگاهی احترام بر انگیز در جهان؟ نسل امروز و فردا چگونه با هویت و فرهنگ و زبان و تاریخ خود بیگانه می‌شوند؛ با تماشای انیمیشن سطحی 300 ، مدل موی ریکی‌‌مارتین و پوشش‌های غربی یا با تخریبِ پاسارگاد و صدها اثر تاریخی دیگر و ویرانگری در عرصه‌ی‌ زبان و فرهنگ و آیین‌های ملی توسط نهادها و سازمان‌هایی که به اصطلاح متولی امور فرهنگی نیز هستند؟!
کافی‌ست اندکی بر تلاش‌های انجام شده جهت محو آیین‌های ملی مروری دوباره داشته باشیم و بلایی را که "فرهنگستان زبان فارسی" با ابداع واژگان مضحک، بی‌مفهوم و نامناسب به بهانه‌ی معدل سازی برای واژه‌های بیگانه بر سر زبان پارسی آورده، داوری کنیم.

در ادامه‌ی روند تخریب میراث ملی، در روزهای اخیر خانه‌ی زنده‌یاد "عبدالرحیم جعفری" در بوشهر توسط یک بساز بفروش ویران شد و میراث فرهنگی استان به سادگی و با بی‌اعتنایی از کنارِ این فاجعه گذشت؛ خانه‌ای که در سال 78 با شماره 2360 در فهرست آثار ملی قرار گرفته بود. پرسش که مطرح است این است که : ویژگی‌ قرار گرفتن یک بنای تاریخی در فهرست آثار ملی و جهانی چیست و چه امتیازی محسوب می‌شود؟ اگر قرار است یک بنای تاریخی در اثر عدم توجه "سازمان میراث فرهنگی" تخریب شود یا بساز بفروشی آن را خریداری کند و بدون هیچ دغدغه‌ای، آن بنا را تخریب کند، دیگر قرار گرفتن یا قرار نگرفتن چنین بنایی در فهرست آثار ملی و جهانی چه تفاوتی دارد؟رییس سازمان میراث فرهنگی باید پاسخگوی این پرسش باشد که: فلسفه‌ی وجودی این سازمان به غیر از نگهداری و مرمت آثار و داشته‌های تاریخی و فرهنگی چیست؟ ضرورت تشکیل یگان حفاظت از آثار تاریخی چیست و عملکرد این یگان تا کنون چه بوده است؟ و در آخر این که سازمان میراث فرهنگی برای حفظ صدها اثر تاریخی در استان بوشهر چه اقداماتی انجام داده و برای جلوگیری از حفاری‌های غیر مجاز و ساخت و ساز‌های بی‌رویه در مناطق باستانی چون "سیراف" چه تمهیداتی اندیشیده است؟


امیدوارم تمامی یاران اهل قلم، حساسیت خود را نسبت به روند تخریب میراث فرهنگی و تاریخی با نگارش مقالاتی در این راستا نشان دهند تا با یک حرکت جمعی، حداقل از تخریب باقی مانده‌ی این آثار جلوگیری شود.