Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر

قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیه‌ی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند.
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

شغل شرافت‌مندانه‌، حق آدمیان است

شغل شرافت‌مندانه‌، حق آدمیان است

هفته‌نامه‌ی نصیر بوشهر در شماره‌ی 418 ـ 9/8/1386، در ستون شنیدنی‌های خود، خبری چاپ کرد که نشان می‌داد «حمید مؤذنی از نویسندگان مطبوعات محلی بوشهر توسط آموزش و پرورش استان ]بوشهر[ از تدریس در مدارس غیرانتفاعی محروم شده است.»
گر چه دردمندانه، نقض سیستماتیک و خودسرانه‌ی حقوق شهروندی مردمانی از این سرزمین، اینک کارکردی پیوسته و یافته و مورد فوق را هم می‌توان به مجموعه‌ی پر حجم پیشین افزود؛ اما خواندن این خبر تأسف بار، ما را بر آن داشت تا براساس مسئولیت انسانی، ملی، تاریخی خود و نیز به عنوان یک فرد مسلمان که به فرمان دین ـ و البته در حدود توانایی خود ـ باید از حقوق مسلم ستمدیدگان دفاع کند، نکاتی را ـ از میان گفتنی‌های فراوان ـ به اختصار یادآور شویم، شاید مطالعه این اطلاعات که به صورت رایگان در اختیار آمران اخراج "مؤذنی" قرار می‌گیرد برای آنان سودمند بوده و آن‌ها را به بازنگری در رفتار خود و اجرای حق و عدالت رهنمون سازد.
1ـ حق برخورداری از شغل و حرفه‌ی مناسب و شرافت‌مندانه و تأمین امنیت آن برای دستیابی به رفاه مادی و پیشرفت معنوی و علمی و زندگی بهتر، از حقوق بنیادین آدمیان محسوب می‌شود. این حق در تمامی اعلامیه‌ها و پیمان های حقوق بشری به رسمیت شناخته شده و از دولت‌ها خواسته شده نسبت به فراهم کردن بستر لازم و متناسب برای اجرایی کردن این حق کوشیده و به پاسداری از امنیت شغلی افراد پایبند باشند.
2ـ در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز حق پیش گفته به صراحت ذکر شده است. مطابق اصل 27

این قانون: «هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت مؤظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه‌ی افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی برای احراز مشاغل ایجاد نماید.»
اصل 23 نیز مقرر دارد: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»
3ـ با وجود این تصریحات، افرادی در جامعه‌ی ما به دلایل عقیدتی، سیاسی از حق انسانی و شهروندی خود برای احراز شغل مناسب و دلخواه محروم شده و به همان دلایل و یا به علت دفاع از مطالبات عادلانه و به حق صنفی خود(مانندمعلمان) امنیت کاری آنان کم و بیش در معرض خطر و تهدید برخی دستگاه‌های دولتی و یا گروه‌های فشار قرار گرفته و حتی از دستگاه‌های دولتی اخراج شده و در نتیجه خود و خانواده‌‌هایشان به تلاطم روانی و تنگی معیشت و به احتمال به بحران گرفتار گشتند و ناگفته پیداست که مسئولیت تام و تمام دنیوی و اخروی این سنخ اعمال، به عهده‌ی طراحان، آمران و عاملان و به ویژه دو دسته‌ی اول است.
4ـ حمید مؤذنی به عنوان دبیر حق‌التدریسی، چند ساعت در هفته در یکی از دبیرستان‌های غیر انتفاعی شهر بوشهر مشغول به کار بوده است. این شغل نه مخالف اسلام است و نه مخالف مصالح عمومی. استفاده از افراد غیر آموزش و پرورشی در مدارس غیر

انتفاعی نیز ـ درست یا غلط ـ امری قانونی است. هسته‌ی گزینش سازمان آموزش و پرورش استان هم در سال تحصیلی 86-85، صلاحیت ایشان را برای تدریس تأیید کرده است.
وی در دوران تدریس خود، عمل مجرمانه‌ای که ناقض شرح وظایف حرفه‌ای و کاری‌اش باشد و او را مستحق ممنوعیت از تدریس کند

مرتکب نشده، بلکه به شهادت مسئولین دبیرستان غیر انتفاعی دهخدا، دبیران و دانش‌آموزان با خبر از عملکرد مؤذنی، وی با علاقه‌مندی تمام و با برقراری روابط انسانی و آموزشی مناسب با دانش‌آموزان، هم به تولید نظم بیشتر در مدرسه کمک کرده و هم شوق و انگیزه‌ی افزون‌تری را برای یادگیری و روی آوردن به مطالعه در دانش‌آموزان خلق کرده است.
وی همچنین هیچ پرونده‌ی قضایی منجر به محکومیت نداشته و هیچ دادگاهی نیز ایشان را از حقوق اجتماعی‌اش محروم نکرده که بتوان با استناد به آن، با وی این گونه برخورد کرد. بنابراین، این گونه تصمیم‌های سخت‌ گیرانه و ناعادلانه درباره‌ی هر کس که باشد نه مستند به دلایل قانونی عادلانه و محکمه پسند، بلکه معطوف به اراده‌های شخصی و تمایلات فردی و یا خواست گروهی زورمداران است؛ در حالی که به گفته‌ی امام علی‌(ع): ظلم به مردم بدترین سرمایه برای قیامت است (نهج‌البلاغه ، ترجمه‌ی مصطفی زمانی، حکمت 217، ص 937)
5ـ در مملکتی که معلمان‌‌اش در ردیف افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی، مستحق دریافت سهام عدالت شناخته شده و اکثریت قاطع آنان رنجور از تبعیض‌های تحقیرآمیز و فرسایشگر، دل و دماغ خود را از دست داده، و با دوپینگ وجدان درونی، ایفای مسئولیت می‌کنند، باید وجود افراد خلاق و پر انگیزه‌ای (برای کار معلمی) مانند مؤذنی را که با دریافت «شندر غاز» دستمزد حاضر به تدریس هستند غنیمت شمرد، نه این که در جست و جوی راهکاری برای پایمال کردن حقوق آنان بود.
مضافاً این که با توجه به منزلت مؤذنی در نزد اولیای مدرسه و دانش‌آموزان، تصمیم به ممنوعیت تدریس و در نتیجه مظلومیت وی، به طور طبیعی، اسباب دل چرکینی بیشتر به دستگاه‌ها و عناصر مرتبط و مسئول خواهد شد. ضمن این‌که زیر پا گذاشتن حقوق قطعی انسان‌ها (حق‌الناس) به وسیله‌ی حاکمان، پدیده‌ای نیست که با حرکت زمان از خاطره‌ها رخت بربسته و یا از صفحات پر فراز و نشیب تاریخ حذف گردد. همان‌گونه که اندیشه‌های متعالی و رفتارهای انسانی، عادلانه و خردمندانه نیز در آفاق (در این جا، تاریخ) وانفس (اذهان آدمیان) ماندگار خواهد ماند و هر نوع از این میراث مثبت و منفی، در نزد معاصران و آیندگان، بازتابی هم‌‌جنس با خود خواهد داشت.
هر کسی بنهاد ناخوش سنتی هر زمان بر او رود هر لعنتی
نیکوان رفتند و سنت‌ها بماند
و زلئیمان ظلم و لعنت‌ها بماند
(اندیشمند جهان وطن، مولانا)
و به گفته‌ی پروین اعتصامی:
حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد
زمانه را ورقی و دفتری و دیوانی‌ست