سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیهی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند. [ 5 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
پژواکِ شبانههاپژواکِ شبانهها
این روزها نشریهی نامور "نصیر" از شروع اثرگذار خود بین اهالیِ رسانهیی کشور به حیثیتِ ده ساله گان مستفیض خواهد شد و هر چند که این حضور فرخنده در خاندان پرشمار فدائی و قربانی با اتهام و ظلم بسیارِ قبیلهیِِ مهاجم و رشکِ سنگینِ نارفیقان مواجه بوده، هر چند قدم های نخستین دستخوش شرافت و خیزهای مصداق نوپا فراهم میشد، اما ره مقصود را نصیر از دولت علاقه و تعهد، به شوق رستگاری، سرفراز و شورآفرین پیموده. "نصیر" در تبیین و تفهیم عدالت، در افشای پلشتی، در نمایش بن بست و راه بندان، در شناسهی اخبار پشت و روی پرده، در توضیح مؤلفه های جامعه شناسی. نصیر در فلسفه، در خانواده و مدرسه و دانشگاه، در اداره و
دکهی سرِ گذر، نصیرِ برگزارِ شبِ شعر، برگزارِ همایش های گرامی، در گسترهی ادبیات و هنر. نصیرِ جوانمدارِ ورزش. نشریهی فراگیر شهر به شهر و کو به کوی استان و در امحاء بیدریغ وابستگی. ناگفته هم نماند که در مقولهی رسانه مند اجتماعی، شهامت قلم و صداقت خبر اصول اساسیاند که این هر دو از تدابیر مدیر و سردبیر و تمامی دست اندرکاران میسر گردیده تا در عالم آشفتهی دسیسه و دغل، در عالمی که همواره دستی به ترفند مهر و صفا حواله میشود به جانب اهل قلم، دستی به ریشخند دلسوزی، کارنامهی رو سفید و نامورانه برگشاید میان همراهان. امروزه نصیر در عنوان ده سالهاش و چنبر کمبودها، چنبر اغراض بدشگون به اعتبار حرفه ای نائل آمده، سودای جهانی دارد. کاشکی تلف نمی شد اوقات مدیر و مشغول نمی شد ذهن او به ناروا در محکمههای پی در پی و اوقات تحریر گرانش به سانسور و خود سانسوری نمیگذشت. کاشکی نشریه بی حضور جوراجور آگهی یا صدقاتِ منت گذارِ فرهنگ خانهها تأمین بود که این مضیقهی دردآور از قدیم تا کنون به روزگار قلم زنان حاکم بوده، بر مجیز گویان اما نه و کاشکی معجزه می شد، آزادیِ قلم به تجربه در میآمد، آزادی بیان و گمان و اندیشه تا بدانیم چگونه اند این تحفههای آرزوی آدمیت اما هیهات است، که اگر میشد روزنامه و کتاب و هفته نامه یا هر نامهی اجتماعی هم لابد در تعریف رسالتش و انتقال اطلاعات روز آمد به نقل نامه معجزه آسایی پیوست و هیهات که لابد قصورمان بوده حذف این تحفهها و نفرینِ شیطانی به سرنوشتمان که نامها را فقط شنیدهایم به حکمت ظهورشان اما لایق نبودهایم. حیف شد و هفته نامهی نصیر هم در گذار ده ساله با بار کمرشکن میان سنگ اندازی و رنجِ فتنه ها گسیل ناستوهی داشته. به این تحمل شورانگیز مرحبا باید گفت، با سلام و ثنای مبارک بادی.
|
|
|