Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

دریای کاسپین ایرانی می‌ماند

دریای کاسپین ایرانی می‌ماند
به گواه هزاران برگ تاریخ، از قدیمی‌ترین ایام تا امروز و برابر اسناد مبادله شده بین دولت ایران و روسیه‌ی تزاری‌ ـ «اتحاد جماهیر شوروی» ـ دریای مازندران یا کاسپین (خزر)، از روزی که سرزمین مقدس ایران شکل گرفت، به دلیل وجود ایالات و ولایات عمده‌ی ایرانی در دو سوی «کاسپی» هم چون تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان در «شرق» و ارمنستان، آذربایجان، گرجستان و تمام آبادی‌هایی که به آن ناحیه‌ی قفقاز می‌گویند در «غرب» جز و خاک ایران بوده‌اند. این دریاچه آن‌چنان که علمای زمین‌شناس گفته‌‌اند باید باقی‌مانده‌ی دریای بزرگ «چی چست» باشد که برای ساحل نشینانش هم مرکز تجارت بوده و هم تأمین کننده‌ی مواد غذایی. منابع موثق از اقوام «کاسپی» پیش از «خِزِر»ها یاد می‌کنند، از اول بار به آن "کاسپین" گفتند و پس از آن به "دریای مازندران" شهرت یافت.
این بحث ادعا نیست، حقوق یک ملت‌ است و نه تنها جنبه‌ی ملی دارد که به لحاظ حقوقی جزء لایتجز‌ای خاک ایران بوده و خواهد بود. روس‌ها بعد از تحمیل معاهده‌ی گلستان به سال 1228 ه.ق برابر با 1813 م، بر ایران در جنگ دوم عهد‌نامه‌ی ننگین دیگری در سال 1243 ه. ق مطابق با سال 1828 م « در زمان فتحعلیشاه» با ایران منعقد کردند که به "ترکمنچای" معروف شد. در تنظیم و تحمیل هر دو معاهده، خیانت انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها که از روس‌ها حمایت می‌کردند آشکار است. در عهد نامه‌ی دوم راجع به دریاچه گفته شده: ایران و روسیه می‌توانند به طور مساوی از آن استفاده نمایند. عددی ذکر نشده اما کلمه‌ی «مساوی» چگونه باید تعبیر شود؟ بعد از جنگ دوم جهانی که به سال 1939 روی داد، روس‌ها در حالی که در اوج قدرت بودند و ایران در نهایت ضعف، به دلایل حقوقی و مستندات هزاران ساله نتوانستند خدشه‌ای بر اعتبار حاکمیت ایران بر آن دریا وارد کنند. می‌د‌انیم وقتی جنگ جهانی دوم در سال 1945 پایان یافت به غیر از محدود دولت‌هایی، جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شد. کشورهای لهستان، چک و اسکواکی، مجارستان و صربستان که دول کوچکی مثل مونته‌نگرو، بوسنی و ... را بلعید و به "یوگسلاوی" تغییر نام یافت، بلوک شرق را در برابر بلوک غرب تشکیل دادند و با این‌که شوروی سالیان متمادی بر روی آنان نفوذ داشت قادر به حفظ آن موازنه «غیر الزامی و غیر حقوقی» در برابر غرب نشد و دیدیم چگونه به یک باره فرو ریخت، آن چنان‌که دیوار برلین ویران شد.
در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالت و ولایات جدا شده از ایران، هر یک به عنوان کشوری مستقل پای به عرصه‌ی سیاسی جهان گذاشتند و هیچ تغییر و تحولی در حدود و مرزهای جغرافیایی آنان به وجود نیامد.
اکنون که دنیا خسته از جنگ، اعمال تروریستی، تجارت آلوده به صدها مکر و نیرنگ، افزایش شکاف بین دول فقیر و ثروتمند، تقویت زرادخانه‌ها، زورگویی دولت‌های قدرتمند در برابر ممالک عقب مانده یا در حال توسعه است، هدف روس‌ها از تعیین رژیم حقوقی «خِزِر» چیست؟ با کدام مدارک و منطق می‌خواهند روی سهام دریای کاسپین مذاکره کنند و آن را با لمناصفه تقسیم نمایند. کدام انصاف؟ روس‌ها کی در برابر مصایب ایرانیان منصف بوده‌‌‌اند که امروز می‌‌خواهند انصاف را محور مذاکره قرار ‌دهند؟ حق و حقوق و مالکیت ایران بر آب‌های دریای مازندران نه جای تردید دارد و نه نیازی به ترفندهای «گفتمان»، زیرا کشورهای امروزیِ حاشیه‌ی مازندران روزگاری جزء خاک ایران بوده‌اند و قراردادهای منعقده بین ایران و روسیه تزاری مربوط به زمانی است که روس‌ها حاصلخیزترین اراضی را از پیکر ایران جدا کردند و اساساً امروز چه مشکلی موجب شده تا روسیه به فکر سهم خواهی بیشتر بیفتد؟ مگر کشورهای استقلال یافته، مولود فروپاشی شوروی نیست؟ آیا جز این است که با بهره‌‌مندی از تکنولوژی جدید و‌ آگاهی یافتن از منابع کف دریا به این سیاست روی آورده‌‌اند و کشورهای ازبکستان، قزاقستان و آذربایجان را با خود هم‌رأی و همراه کرده، طلب سهم، آن هم از آب‌های محدوده‌ی ایران می‌کنند؟ چگونه روسیه تزاری ـ و بعد شوروی ـ حق حاکمیت و حقوق مترتب بر آن را محترم می‌دانست ولی امروز پشیمان گشته است؟ آیا موقعیت استراتژیک «خِزِر» و منابع سرشار آن، روسیه را به طمع نیانداخته است؟ روسیه اگر دلسوز هم پیمانان خود می‌باشد، بهتر آن‌ است که از نصف سهم خود به آنان هدیه کند، زیرا یک وجب از آب و خاک ایران هم قابل معامله، معاوضه و خرید و فروش نیست و مطمئناً می‌دانند ملت و دولت ایران گر چه مواضع توسعه طلبانه‌ ندارند اما با شجاعت از سرزمین اجدادی خود پاسداری می‌کنند، آن گونه که در برابر «صدام» همه دیدند.