![]() |
||||
|
|
||||
|
بوشهر و مهاجرینبوشهر و مهاجرین
از دیر باز مردمان بوشهر به خونگرمی و مهمان نوازی و صیادی و دریانوردی شهره شدهاند و آب و هوای گرم و مرطوب بندر در آداب و رسوم و منش مردمان بوشهر تأثیر بسزا داشته است. غذای اغلب مردم بر گرفته از دریا و نوع پوشش و جنس البسه بیشتر تحت الشعاع گرمای تابستان و بافت خانهها با کوچههای باریک و مجهز به بادگیر مناسب جریان وزیدن باد خنک بوده است. مردم هر محل به خوبی همدیگر را میشناختند و به واسطهی شناختی که از همدیگر داشتند، یک نوع صفا و صمیمیت و یکدلی در محل حکمفرما بود. زندگی و امکانات مردم ساده و بیآلایش و به دور از تجملات امروزی بود. با آن که از امکانات اولیه بیبهره بودند ولی مردم خود را با نبودِ این امکانات در فصول تابستان و زمستان سازگار کرده و از روحیهی بسیار بالایی برخوردار بودند. با این شرایط افراد غریبه خیلی به ندرت در بندر دیده میشدند که به قصد مهاجرت از زاد بومشان آمده باشند. لازم به ذکر است که در قدیم به افراد غریبه "بَرانی" که از شهرهای شمالی آمده بودند "بالاسونی" میگفتند و منظور ما این افراد است، نه کسانی که از روستاهای پیرامونی به بوشهر آمدهاند. بوشهریها با سادگی و خونگرمی و صداقت زندگی کردهاند و این ویژگی خود را در برخورد با رفع مشکلات به سادهترین شکل و در نوع فعالیت به شیوههای مختلف نشان دادهاند. رفته رفته با استقرار شرکتهای نفتی و ساختمانی نوع فعالیت و معیشت مردم متنوعتر شد ولی هنوز افراد غریبه در شهر کمتر به چشم میآمدند تا در سال 1347، تأسیس پایگاه هوائی ـ و بعد پایگاه دریایی ـ و تحت پوشش قرار دادن زمینهای حاصلخیز منطقهی لیل، باغ ملا، باغ شیخ ابول و قسمتی از باغ زهرا و باغ انار به افزایش افراد غیر بومی دامن زد، ولی این طیف از مهاجرین نوع کار و محل استقرارشان مشخص است ولی در شغل دومشان و در رابطه با مردم شهر، حق و ارزشهای مردم بومی را نادیده میانگارند. گروهی دیگر از مهاجرین با آغاز جنگ تحمیلی در فاصلهی سالهای 58 تا 61 به بوشهر مهاجرت کردند. این گروه هم در دو منطقهی مشخص اقامت گزیدند و از لحاظ خونگرمی به مردمان بوشهر نزدیک هستند. در این روند مهاجرت مهاجرین به بندر بوشهر تا پایان جنگ تحمیلی، اکثر محلات در بندر بوشهر حالت اولیهی خود را حفظ کرده بودند، ولی بعد از پایان جنگ و شروع عصر سازندگی در بوشهر و عسلویه بر تعداد کارگران استانهای همجوار و استانهای شمالی در بندر بوشهر افزوده شد، به خصوص که این افراد به واسطهی پیمانکاری اقوام و همشهریانشان دعوت به کار شده و به بوشهر آمدند، به طوری که دیگر یک کارگر بومی در این شرکتها احساس غریبی میکند. این گروهها با شیوههای مختلف در بندر بوشهر ماندگار شدند و برخی از آنان از سادگی و صداقت مردمان بومی سوء استفاده کردند، نان خوردند و نمکدان شکستند و از سفرهی مهماننوازی و سادگی و یکرنگی مردمان بوشهر به نفع خود سود بردند و بر نرخ تورم علیالخصوص کرایهی منازل و نیز بیکاری جوانان بومی تأثیر گذاشتند. البته کم لطفی مسئولین ما نسبت به بوشهریها و وجود مدیران رده بالای غیر بومی در ادارات و مؤسسات و بسیاری مسائل دیگر همراه با بالا رفتن سطح توقعات بر معضلات افزود و باعث کمرنگ شدن آن همه صفا و صمیمیت شد. چه باید کرد تا مردمان مهربان و خونگرم بوشهر، صداقت و ساده زیستی و مرام و ارزشهای خود را داشته باشند و از جهتی مورد سوء استفادهی افراد غیر بومی قرار نگیرند و چرا استان بوشهر با داشتن این همه منابع نفت و گاز این چنین محروم از امکانات و مظلوم واقع شده است؟ راه حل بسیار ساده و مشخص، در همبستگی و انسجام فکری است. این همبستگی و حامی یکدیگر بودن را شما در بسیاری از مهاجرین یاد شده میتوانید ببینید. در بسیاری از مناطق کشور هیچ مسئول و مدیر غیر بومی نمیتواند فعالیت کند. حال ما نیز یاد بگیریم و مانع از پایمال شدن حقمان شویم و این گونه نباشد که حق خودمان را از غیر بومی مطالبه کنیم. ما در به وجود آمدن این وضعیت به واسطهی فروتنی و نجابتمان مقصریم و حقمان را پایمال کردیم، ولی این روند نباید همیشه این طور بماند. جوان بوشهری باید دست از کم کاری بردارد، پر کار و فعال باشد، حامی و طرفدار همشهری خود باشد. این حق ماست که بیشتر از اینها درصدی از درآمد عسلویه و نفت و گاز پارس جنوبی و شمالی جهت رفع محرومیتهای استان و اشتغالزایی به معضلاتمان اختصاص داده شود. این اختصاص بودجه از سوی مسئولین ما و هم با وجود مدیران غیر بوشهری صرف استانهای همجوار و شمالی میشود و بوشهریها همچنان کپسول به دوش و با قبوض برق با تعرفهی بالا در تابستان و در صفهای طویل نوبت نفت در زمستان دست و پنجه نرم میکند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه