![]() |
||||
|
|
||||
|
دستنوشتههای یک فهمیختهشخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
قضیهی شاکیهای زنجیرهای! آقای آدم خوبه که دوباره بار سفر را بسته گفت: اطلاع موثق دارم مردم دنیا خستهاند! بعدش هم گفت هر کسی سفر استانی را نقد کنه اندازهی بزغاله شعور نداره! بعدترش هم گفت: بزغالهی مد نظر ما اجنبیها و فرنگیها بودند مگه شما بزغاله هستید که به خودتون گرفتید، خجالت هم خوب چیزیه !! (توضیح: اما بزغالهی بیچاره حیوون معصومییه که تا حالا با کسی کاری نداشته و اعتراضی ازش نشنیده) اما هفتهنامهی با کلاسمون دوباره شاکی پیدا کرده! قسمت خندهدارش این جاست که معاون آقای فرهنگ که از ما شاکی شده میگه با هماهنگی آقای فرهنگ از ما شکایت کرده! در ضمن گفت: با حفظ موضع به شما ارادت داریم! از آقای فرهنگ که میپرسیم شکایت استانداری با هماهنگی شما بوده یا نه میگه مگه قراره هر چیزی که با هماهنگی من باشه مسئولش هم من باشم (توضیح: آخرش ما نفهمیدیم آقای فرهنگ در جریان شکایت هست یا نه… عجالتاً دمِ دولتِ "پاسخگو" گرم!) |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه