Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

بنتوک

بنتوک
"لعنت بر کسی که خوب ببینه و بد قضاوت کنه". این اولین جمله‌ای بود دکه محمود دکه‌دار در جمع بازنشستگان عنوان کرد و مجال نداد که شهسوار شروع کنه به گزارش هفتگی از وضع شهر و روزگار. بنیادی سر نهاد توی گوش حاج یوسف و یواش گفت: به نظرم سخنران امروز محمود باشه.

هماهنگ کن ببینم چه تو چنته داره. گمونم یه جاییش درد می‌کنه! و رو کرد به طرف محمود و گفت: محمود حرف پر معنی می‌زنی، چه شده؟ محمود گفت: چیزی نشده بنده معتقدم که اگر قرار باشه خوبی‌ها رو ببینی و بی‌انصافی‌ کنی و یک کلام حرف نزنی می‌شی آدم معترض، والاخرابی زیاد و کار بسیار ولی الحق و الانصاف شماها راجع به خرابی‌ها خیلی حرف زدید ولی یک بار گفتید که اون‌جاهایی که قبلاً ایراد می‌گرفتین چند جایش را درست کردند؟ شهسوار بی‌حوصله پرید توی حرف محمود و گفت: میشه بگی مثلاً کجا درست شده که ما نمی‌بینیم؟ محمود قیافه حق به جانبی گرفت و گفت: بشمار. اولاً خود جنابعالی از بانک سپه و عابر بانک و پیاده رو جلوش حرف زدی که واقعاً تغییر و تحولش کاملاً پیدان. از عابر بانک که می‌گفتی شده عاجز بانک گرفته تا تابلو زشت تبلیغاتی که وضعیت‌شان درست شده و پیاده روش هم موزاییک فرش شد. دوم چاله چوله‌های رو پل‌ها که دریچه نداشت یا بدقواره و خطرناک دهن کجی می‌کرد که تقریباً همشون مرتب شدند حتی پیاده‌‌روهای توی مرکز شهر که دارن موزاییک می‌کنند. یادت هست می‌گفتی خواب دیدی بین بلوارها باز شده و همه‌‌ی سنگ‌ها را برداشتند، راجع به آب و برق گفتی که الحمدا... امسال کمتر قطعی داشته. از موش و گربه و سگ نالیدی که دارن یه فکری به حالشون می‌کنن و شروع کرد‌ه‌اند به پاک‌سازی که اگر روزی رییس بانک سپه و شهردار و اداره برق و آب را ببینم یه تشکر جانانه و "خسته‌ نباشی" خدمت‌شون عرض می‌کنم که واقعاً دست‌شون درد نکنه!
شهسوار یک زیر چشمی به بنیادی نگاه کرد و انگاری خواست نظر بنیادی را بدونه که چیزی دستگیرش نشد و با زیرکی خاص رو کرد به طرف حاج یوسف و پرسید: حاجی نظر تو چیه ای چه میگه واقعاً درست میگه‌؟ حاج یوسف با انگشت عینکش را تنظیم کرد و گفت: ظاهراً درست می‌گه منم احساس کردم یه کارهایی شده ولی هنوز جای حرف هست. مثلاً شهسوار در مورد ساعت وسط فلکه قدس و تجمع کارگران فصلی تو فلکه مرکز شهر و وضع نابسامان تاکسی و مسافرکش‌ها و بسته شدن بین بلوارهای خیابان بهشت صادق و بازارهای بدقواره چهار راه کشتیرانی و خیابان چمران و خیلی چیزهای دیگه حرف زد که انگار نه انگار و مسئولین بی‌خیال و بی‌تفاوت و یا ظاهراً عاجز از رفع اشکال. فکر می‌کنم استانداری باید یک اداره‌ای به نام "ستاد مشترک" راه‌اندازی کنه و نماینده کلیه ادارات مستقر بشن اون‌جا و مواردی که حالا به هر دلیلی یا سهل‌‌انگاری می‌شه یا ناتوان در رفع عیب‌اند، سریعاً وارد عمل شده و غائله را ختم کنند، والا هر چقدر که یک اداره‌ای تلاش و هزینه کنه چون کار درگیر می‌شه با چند تا اداره‌ی دیگه، عمران و آبادی سخت و طاقت‌فرسا و مردم ناراضی که همین جا هم جا دارد از محمود و شهسوار که دست نهادن روی این بحث از طرف مسئولین تشکر و قدردانی کنم. ضمن این‌که چراغ‌هایی که زدن تو بلوار سنگی بسیار زشت و بی‌موردن و پنج میلیون تومن نمی‌ارزه و آدم را یاد سی سال پیش کشور بورکینا فاسو می‌اندازه. و ناهماهنگی بین ادارات بیداد می‌کرد و ارباب رجوع سرگردان بدون اطلاع و اطلاع‌رسانی تکرار مکررّات می‌‌نمود و رییس، اداره‌اش را اوپن کرده و در پی نقش ایوان است و اولین بارش باران زمستانی حال خیلی‌ها را خواهد گرفت.