![]() |
||||
|
|
||||
|
20 آبان ماه زادروز استاد علی باباچاهی خجسته باددر باران می گوی بیا
20 آبان ماه زادروز استاد علی باباچاهی خجسته باد اگر این سیاره نابود شود زیر میز هم که قایم شوی قایم شدهای زیر میز و فردا باز هم فرصتی برای خریدن چیزهایی داری از چند درصدِ پشت جلدِ کتابت / رقمی را (ناشرها از همه زیباترند تبدیل میکنی به چند شاخهی نرگس (نرگسها از همه زیباترند شیشهی تاکسی را پایین میدهی (گلفروشها از همه در دی ماه / همه از همه زیبا ترند به او میگویی بیا/ در باران میگویی بیا تازه دعا میکنی که بند نیاید و زیر میز مستجابتری بوی باران را تشبیه میکنی به بوی باران و قرار ملاقات را استعارهای برای قرار ملاقات و دعا میکنی که دعا میکنی اما اگر این سیاره / این سیاره اگر این خانه اگر / و این خیابان اگر با یک حساب ساده همه مردهاند با ماشین حساب هم که فکر کنی/ تا چند دقیقهی دیگر و در دی ماه همه از همه زیباترند وَ مردهاند در اداره کسی نیست / در قرار ملاقات کسی نیست اشیاء یکریز زنگ میزنند / تلفنها یکریز (برمیداری باز هم فرصتی برای شنیدن چیزهایی داری (ناشرها نرگسها وَ گلفروشها از همه زیباترند من مردهام وَ تا چند دقیقهی دیگر / همه از همه زیباترند وَ مرده اند دنیای به این بزرگی میماند / وَ تو زیر میز هم که قایم شوی / دنیای به این بزرگی میماند و تو میمانی با دنیای به این بزرگی شیشهی تاکسی را پایین میدهی و چند شاخهی نرگس را / برای نمیدانم کی و برای کجا که نمیدانم و خوب میدانم این که تو میمانی من هم که مردهام دیگر. دی ماه 76 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه