![]() |
||||
|
|
||||
|
مقدمه ای بر نشانه شناختی ادبیات دراماتیک پسامدرنمقدمه ای بر نشانه شناختی ادبیات دراماتیک پسامدرن
تئاتر، همچون موجودی جاندار در پی هویت بخشیدن به تمامی کالبد خود برای نشان دادن همهی عناصر نشانهای یک اثر دراماتیک در یک پرسهی کلی از صحنه، مبخاطب، بازیگر و همگی نشانهای است برای بروز یک اتفاق نمایشی که هر یک با حالات درونی و بیرونی و جسمانی و روانی …در یک نگاهی عمیق نشانه را خلق کند. حال میتواند به هر زمانهای و هر دورانی آن را بسط داد. نشانههای جامعه، به لحاظ فرهنگ، سیاست، اجتماع، هنر، اقتصاد، و … هر کدام با تمایلات شخصی خود که انباشته از نشانههای گوناگون میباشند، نشانه را به معنای واقعیاش پدید میآورد. هنر "تئاتر" مرکب از عناصر مختلفی میباشد: ادبیات، که همان ایده تا طرح و پلات اصلی در پیرنگی محکم برای تولید یک اثر به شمار میآید، نقاشی که خود شامل رنگها و تخیلات آدمی برای به وجود آوردن یک شاکلهی اصلی است که میتوان از آن در طراحی صحنه و دکور بهره گرفت، موسیقی که ضرباهنگ و تمپوی درونی و بیرونی را با تنفسهای دیافراگمی و بیانی با شناخت ریتم در خلاء تصویر و حتی بازیگر برای انتقال به مخاطب در تئاتر به کار میگیرد، و نیز میتوان از هنر معماری برای ساختن یک عمارت، یا یک مکان تاریخی، و یا یک اتاق و حتی یک شیء برای استفاده و نگاهی عمیق و بسط دادن به پلی چون هنر نقاشی در تئاتر نام برد که همگی در یک کلیت با نشانههای فراوانی روبهرو هستند و بدینسان است که از هنر تئاتر میتوان به عنوان یک دایرهی بزرگ و انباشته از نشانههای کلامی یاد کرد. در این گذر و با توجه به نشانه شناسی ادبیات دراماتیک در گسترهای پیچیده هم چون پسا مدرن، عنصرهای ادبیات دراماتیک هر کدام با سه بخش عمده چون بازیگر، صحنه و تماشاگر باید همسان باشند که هر کدام در لایههای گوناگون نظام نشانهای با نشانههای دیگر روبهرو میشوند تا بتوان یک اثر دراماتیک را به اجرای درام نزدیک و به اجرا رساند. عواملی چون نورپردازی، گریم، صحنهآرائی، اکسسوار، دیوار کوب و بر نوشت، لباس و … خود نشانهای است تا آن اثر را بیشتر بر ما نمایان کند. رویکردهایی به شناخت عوامل نشانهای در دنیای ادبیات دراماتیک و بررسی و بسط دادن آن به مدرن، پست مدرن و پسا مدرن و فرا پسا مدرن در یک حوزهی نموداری، آدمی را به تفکری عمیق وادار میکند. نمایش چیست و چرا نمایش میبایست هنری مرکب از نشانههای کلامی شکل گرفته باشد که میتوان برای پاسخ، به قدرت لایزال پروردگار اندکی تفکر کرد، اما در این گذر کلام و مکالمه چون یک دیالوگ و شاید مونولوگ برای ارتباط آدمهای این دنیا بسیار سخت گردیده و انسانها برای فرار و ارتباط، روی به یک چهار دیواری محض میآورند که خود نشانهی زبانی خاصی را خلق میکند. "ژولیا کریستوا" متفکر بلغاری تبار و از همکاران اصلی نشریه "تِل کِل"، نظریه پرداز شاخص در حوزههای زبان شناسی، نشانه شناسی، روان کاوی و فمینیسم است. او کارایی رویکرد علمی در علوم انسانی را همواره به چالش کشیده و چنین چالشی را برای نخستین بار درست در سطح ساختارهای مورد مطالعه ـ ساختارهایی که فرضاً با منطقی سوای منطق علمی همخوانی داشته باشند ـ را مطرح میکند. آن چه باید مد نظر قرار گیرد "منطق زبان" است که نوشتار از مزیت روشن ساختناش برخوردار بوده است. مورد اشارهی کریستوا در این جا کردار ادبی خاصی است که طی آن ساخت و پرداخت معنای شاعرانه در قالب گرام پویا و خوانا نمود مییابد. پس، نشانه شناسی ادبی در مواجهه با این موقعیت میتواند یا خودداری در پیش گرفته و مسکوت بماند، یا این که پیگیر تلاشهای خود برای ساخت و پرداخت الگویی شود که با این منطق دیگر همخوان باشد، یعنی همخوان با ساختار و پرداخت معنای شاعرانه، دغدغهای که برای نشانه شناسی معاصر اهمیتی اساسی دارد. "استفن کاتس" استاد کرسی جامعهشناسی دانشگاه "ترنت" در ایالت انتاریوی کانادا در خصوص چگونگی پست مدرن به لحاظ زبان و گفتار اعتقاد دارد: پست مدرنیسم در دههی گذشته به صورت واژهای ورد زبان در محافل علمی و آکادمیک در آمده است. کتب، نشریات، مقالات، کنفرانسها و کلاسهای درس دانشگاهی به انعکاس مناقشات پیرامون مدرنیسم و تأکید بر منحصر به فرد بودن عصر ما پرداختهاند، عصری که در آن روند گسترش کامپیوترها، نظام ارتباط ماهوارهای، شبکهها، ارتباط بینالمللی، اقتصاد جهانی و دیگر دستاوردهای دیگر جملگی دست به دست هم داده و موجب تحول و دگرگونی اساسی و غیر قابل برگشتی در تمام اشکال مشغلههای اجتماعی شدهاند. عصر پست مدرن، پارهای ایدههای واقعاً خوب و پارهای نوشتههای واقعاً بد به جهان عرضه کرده است، سبکی که از "دریدا" گرفته تا سپاهیان فروتن و متواضع در نگرههای دانشگاهی در میان پست مدرنیستها شایع و غالب شده است. سبکی است پر از پیچیدگیها و ابهامات بیپایان. عموماً میپندارند که مطمئنترین راه برای جا انداختن خود به عنوان متفکری عمیق و ژرف نگر، این است که آن چه را که میگویند یا مینویسند چنان پیچیده و مبهم بگویند و بنویسند که فهم و درک آن برای همه بسیار دشوار و دور از ذهن باشد که خود یک بازی زبانی خاصی را در این سبک به وجود میآورد. "فردینان دو سوسور" سویسی و "چارلز ساندرز پیرس" امریکایی هر دو امکان این اتفاق نشانه شناسی را مطرح کردند و از آن زمان تا کنون راه بسیار طولانی را سپری کرده است و در این گذر، اندیشههای یلمسلف، یاکوبسن، لوتمن، بارت، گرماس، دریدا، اکو، موریس و دیگران راه گشای تحولات بسیار در قلمرو نشانه شناسی بوده است. از دههی 1950 به این سو نشانه گذاری همچون روش پژوهش به ویژه در دو قلمرو شناخت دلالتها و ادراک ساز و کار ارتباطها به کار رفته است. همپای گسترش روش بررسی ساختاری در بسیاری از علوم و شاخههای فلسفه به نشانهشناسی توجه شده است و آثار اندیشمندانی چون "لوی استروس" در زمینهی انسان شناسی، مردم شناسی و بررسی فرهنگ، میشل فوکو فلسفه و به ویژه فلسفهی علوم، ژاک لاکان روانکاوی خاصه در تکامل نظریههای فروید و رولان بارت نظریههای ادبی و نظریههای زیبایی شناختی تأثیر انکار ناپذیری بر اندیشههای فلسفی و علمی معاصر نهاده است. تمام این اندیشمندان به مباحث زیبایی شناسی و نظریههای هنری توجه کردهاند، اما نقش رولان بارت در این میان اهمیت خاصی دارد. همراه بارت، متفکران برجستهی دیگر چون تودورف، ژولیا کریستوا، ژرارژنت، امبر تواکو، کلود برمون، و گرماس در زمینهی نظریهی ادبی و زیبایی شناسی آثار مهمی پدید آوردند و در این راه از آثار فرمالیستهای روسی سود بردهاند. در زمینهی خاص نشانه شناسی تصویر که خود شاخهای است از علم شناخت نشانههای دیداری، آثاری از "بارت" کارآیی بسیار یافتند که او در زمینهی عکاسی، سینما و نقاشی نوشته است. پس در یک کلیت و با توجه به بررسی نشانه شناختی ادبیات دراماتیک پسا مدرن و با رویکردی به مثابه اتفاق انگاری نشانه شناسان در این حوزه، عمیقاً نظامهای نشانهها را در دایرهای فرضی و در هرمی کاملاً مشخص پرورش میدهیم و در آخر نشانه خود یک خالق است، او از خود نشانهزاده شده و اوست که هنری مرکب همچون "تئاتر" خلق میکند و دنیای ادبیات دراماتیک را با جزییترین نشانههای درونیاش بسان یک نشانهی گفتاری ـ کلامی ـ متنی به وجود میآورد. منابع: رایرت آودبی، مارشال برمن و دیگران… ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری پست مدرنیته و پست مدرنیسم، تعاریف ـ نظریهها / چاپ دوم / نقش جهان ـ 1380 تهران دریدا، کریستوا و دیگران… ترجمه و تدوین پیام ایزدجو / نشر مرکز 1381 به سوی پسا پسامدرن ـ ساختار گرایی در مطالعات ادبی تئاتر و نشانهها ـ سوره مهر ـ 1383 تهران |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه