Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

اندر حکایت حوادث کوی "مدرسه ی شاهد"

اندر حکایت حوادث کوی "مدرسه ی شاهد"

به راستی باید با کرامت و تجلیل خانوا‌ده‌‌های شهداء و ایثارگران 8 سال دفاع مقدس خداحافظی نمود. بزرگانی که با هزینه ی جان و مال، چراغ راهی برای خود و بازماندگان ایران اسلامی شدند.
آنان رفتند تا دیگران در پرتو این مهاجرت عاشقانه، به آسودگی پله‌‌های ترقی را بپیمایند، یکی در کسوت مدیریت، دیگری در کسوت معاونت، آن یکی در هیأت تاجر و بازرگان و دیگری در جایگاه مسئول ارشد. آری اینان باید هر آن چه را که دارند مدیون مهاجران عاشقی باشند که به تمام لذت‌ها و امیال دنیوی پشت کردند و هر آنچه را که بود گذاشتند تا دیگر سنگرنشینان به جای مانده از جنگ در غیاب شان پاسدار حرمت خون و کرامت‌شان باشند، دریغ از این‌که سنگرنشینان دیروز با فراموش کردن این‌که چه کسی بوده‌اند و حال چه هستند، در مقابل خانواده‌ها و ایثارگران و تنها وارثان سنگرنشینان مهاجر، می‌ایستند.
در اصل نمی‌توان تشخیص داد جایگاه شهید و ایثارگر و جانباز و مدیر کل و تاجر و بازرگان و مسئول ارشد کجاست. به محض ورود به هر سازمان و نهادی شاهد تحقیر و تضییع حقوق خانواده‌های معظم شهدا هستید، آن هم توسط کسانی که به قول خودشان ادعای خون شهدا و ایثارگران را داشته و با تظاهر به همین شعار، در این جامعه راه صعود را پرشتاب طی کرده‌اند! هفته‌های گذشته شاهد هتک حرمت به خانواده‌های معظم و معزز شهدا در مدرسه راهنمایی "شاهد" بودیم، مدرسه‌ای که بالغ بر پانزده سال مدرسه شاهد بوده و طبق مصوبات آموزش و پرورش به نام مدرسه شاهد ثبت شده ،جایگاهی شده است برای سرکوب و تحقیر خانواده‌های شهدا و ایثارگر. جالب است بدانید برای اولین بار دانش‌آموزان مدرسه امیرکبیر ـ که میهمان مدرسه شاهد هستند ـ در یک روز پاییزی زیبا رأس ساعت 12 به مدرسه آمده و دانش‌آموزان و معلمین مدرسه را مجبور کردند در کلاس‌ها مانده و از ترس در ِکلاس‌ها را بسته و در آن جا حبس شوند. برای دومین بار، خانواده‌های دانش‌آموزان امیرکبیر و دیگر شهروندانی که در این قضیه نه ذی صلاح و نه ذی‌نفع بودند به مدرسه آمده و در واقع این بار از نیروهای دیگری استفاده نمودند. کسانی که صرفاً به دلیل این‌که سالیان قبل مدیر امیر کبیر بوده‌اند یا متعلق به «چهار محل» هستند در این پروسه شرکت نمودند و بار دیگر فضای یک محیط‌ آموزشی را متشنج نمودند. یکی از اولیای مدرسه ی امیر کبیر در اداره آموزش و پرورش شهرستان برخورد نامناسبی را با ریاست اداره داشت. حال باید دید چه کسانی پشت این جریان قرار دارند که تمام شهر علیه یک مدرسه بسیج می‌شوند. مدرسه‌ای که در وقت تحصیل و آموزش مورد تعرض قرار می‌گیرد و هیچ یک از مسئولین سازمان آموزش و پرورش و دیگر مسئولین ارشد استان در مقابل این میتینگ واکنش نشان نداده، حکم به مهاجرت دانش‌آموزان شاهد می‌دهند. البته این سنت حسنه ی آموزش و پرورش سال‌‌هاست که هر گاه کم می‌آورد به مدارس شاهد چنگ می‌اندازد و این چنگ‌اندازی بعد با توجیهات تبدیل به کرامت بخشی نسبت به خانواده‌های شهدا می‌شود. مدرسه شاهد از آغاز سال تحصیلی تا کنون کلاس‌های مکمل نداشته است، آزمایشگاه و کتابخانه نداشته و طی این دو سال کم ترین برنامه ی مکمل آموزشی برگزار نکرده، حال آن که خانواده‌ها هزینه ی قابل توجهی برای ثبت‌نام فرزندان‌شان متحمل می‌شوند. تنها دلیل افت تحصیلی مدرسه پسرانه شاهد، نداشتن مکان فیزیکی مناسب بوده است. آقایانی که می‌فرمایند در این مدرسه بچه ی شاهد وجود ندارد و همگی پولداران شهر هستند، شما نیز که چنین ادعایی دارید چرا پس از سال‌ها که از شهادت عزیزان تان می‌گذرد خود را منتسب به شاهد می‌دانید و از این انتساب بهره‌مند هستید؟ اگر داشتن اتومبیل خارجی دلیلی برای ثروت اندوزی است کدام یک از شما مدعیانی که به مدرسه آمدید سوار بر گاری هستید؟ اگر در این مدرسه فقط فرزندان 50 خانواده شهید و ایثارگر حضور داشته باید 10 برابر این تعداد حرمت و کرامت داشته و به آنان تعرض نمی‌کردید. البته ما در این پروسه در مقابل خود کسانی را می‌بینیم که تنها ما را شرمنده می‌سازند و باید دفتر حرمت و کرامت خانواده شهدا و ایثارگران را در این استان بست. خودمان به خودمان حمله‌ور می‌شویم و دیگر گله چه سود!
مسئولین آموزش و پرورش استان بوشهر لطف کنید درِ مدارس شاهد را ببندید زیرا در این ماجرا خوب نشان دادید چه موضعی نسبت به این عزیزان داشته‌اید. در نهایت در عجبم از تشبیه بلا مشبه‌ای که یکی از طنز‌نویسان برای دانش‌آموزان امیر‌کبیر به کار برده است. آری اینان شباهت بسیار نزدیکی به امیر کبیر دارند به جز در یک مورد. امیر کبیر به هنگام خروج از کاخ سعد‌آباد از در خارج می‌شد و از بالای دیوار نمی‌پرید.‌