![]() |
||||
|
|
||||
|
تمدن خفتهتمدن خفته
دهکهنه، دشت های «لیان» را به واپسین سده های قبل از تاریخ متصل کرد ایالت «لیان» برابر مستندات تاریخی در هزاره های پیش از میلاد و آغاز برپایی اولین حکومت ایرانی «اِنشان» قدم به تاریخ میگذارد و اگر گفته نشده که لیان هم سنگ شوش است، اما ثبت وقایع و حوادث تاریخی، شهادت بر اعتبار و اهمیت کلان شهری به نام "لیان" میدهند. هر چند رمز وجود اِنشان یا انزان باز نشده و همین عدم شناخت برای بیگانگان دست مایهای گردید تا ایرانیان انشانی (ایلام مجهول) را سامی نژاد معرفی نمایند و با چنان ترفندی از یک سو فرهنگ و تمدن ایران را به طور مطلق به حضور فرضی آریا در ایران بدانند و هنر، فرهنگ و تمدن متعالی ایرانیان را تا هزاره ی سوم قبل از میلاد تنزل دهند و از طرف دیگر، از سکوت سنگین مورخان ایرانی برای تفسیر حقایق و تحریف تاریخ نهایت بهره برداری را بنمایند. آشوریان، منطقهی کوهستانی غرب ایران را «اَلامتو» میگفتند. یهودیان که ولع خاصی برای یهودی کردن مناطق متمدن و حاصلخیز داشتند، منطقهی مورد نظر را به سه بخش تقسیم و نام گذاری کرده بودند: قسمتی از شوش که در جلگه واقع بود به «اِنزان سو سونکا = شوشو نکا» معروف بود، بخش دیگر به نقل از کورش کبیر «گوتو» گوتیوم بود و بخش سوم را «هاتمتی» میگفتند. نام اخیر سبب شد تا صهیونیسم بین الملل که روی تولد و بعثت پیامبران خداـ «زرتشت و موسی» ـ حساسیت بسیار داشتند همواره بکوشند دورهی زرتشت را به چند سده قبل از میلاد پایین آورند و در مقابل عهد حضرت موسی را تا حد ممکن تا هزارههای قبل از میلاد بالا ببرند، لذا به اسناد تاریخی دستبرد زدند و با جعل حقایق و تحریف تاریخ مربوط به آن قوم ایرانی «اَلامتو یا اَلامتی» را به زبان «عبری» بردند و عیلامش خواندند، حال آن که در مستندات تاریخی و کتیبههای به جای مانده از کورش و داریوش که از ایالت های کشور پارس یاد میکند، نامی از عیلام عبری دیده نمیشود. این مطلب آمد تا گفته شود «لیان» تنها یک بندر برای تجارت دریایی نبوده و ایالتی بسیار وسیع بوده که درون خود دشت های پرآب و مرتع، جلگه های حاصلخیز و شهرهای بزرگی را نمایندگی میکرده است. اشتباه مکرر برخی این بود که بین "پس کرانه" و "کرانه" تفاوتی قایل نمی شدند، حال آن که هر بندر، کرانه ای دارد که برابر تعریف کارشناسان، وسعت معینی را در بر میگرفته است، مثلاً برازجان کرانه ی بندر بوشهر محسوب میشده و دالکی پس کرانه. با این تعریف روشن شد که شبانکاره (دهکهنه) از نقاط پس کرانهی بندر لیان بوده است. مطلب فوق آمد تا اتفاق روز 15/6/86 را که در یک منزل شخصی و در شبانکاره خبرساز شد توضیح دهم. فردی در منزل مسکونی خود در شبانکاره به حفر چاه اقدام میکند و در عمقی حدود 3 متر به سفال های رنگی می رسد. یک چکش، یک تبر و یک کوزهی سالم در همان ابتدای کار ناپدید می شود و آن چه به دست کارشناسان رسیده متأسفانه شکسته شده اند، ولی یک کارشناس از یافته ها اظهار خوشحالی می کند چون با علم و تخصص خود تلاش خواهد کرد تا در شناخت و شناساندن آن اشیاء به دوران تاریخی و مقطع زمانی خاص برسد. برآوردهای اولیه، ارتفاع کوزه ها را بین 30 تا 50 سانتیمتر و قطر دهانهی یکی از آن ها را 14 سانتیمتر گزارش داده اند. نقش برجستهی طنابی بر پیکره ی نخودی رنگ و یا نارنجی کوزه ها سبب شد تا گفته شود اشیاء یافته شده با هنر دورهی ایلامی تطابق دارد. آن چه کشف چنان اثر هنری را ارزشمند و قابل مطالعه نموده این است که کارشناسان گفته اند: کوزه های «دهکهنه» با سفالینههای به دست آمده در «تل پی تل» بوشهر مشابهت کامل دارد، یعنی صنعت و هنر سفال مردم بندر با ساکنان در دشت همانند است، البته چنان فرضی عالمانه است زیرا «لیان» یک بندر تنها و دورافتاده از مرکز حکومتی «اِنشان» نبوده بلکه از شرق تا غرب و ورود به شوش شهرهای معتبری چه بر کرانه و چه در پس کرانه داشته است. کارشناسان بعد از بازدید از محل اشیاء در دهکهنه اظهار داشتهاند: ساخت و سازها مشکلی برای کاوشهای بیشتر ما به وجود آورده است. ظاهر مطلب درست است اما راه مطالعه، تحقیق، گمانهزنی و حتی حفریاتی محدود، مقدور میباشد. در سالهای نه چندان دور با تابوت سفالی محوطهی «شاخاب = شقو» چه کردند؟ آجر نوشتهی معبد الاههی لیان «کی ری ری شا» چگونه بدون مطالعه ماند و کاوشی برای یافتن معبد صورت نگرفت؟ در «تل پی تل» و نه در ریشهر اقدام کارشناسانهای به عمل نیامد. آتشگاه و مهرابهی آیین «مهر = میترا» در دهقاید که سه دورهی تاریخی را یک جا دارد به چه سرنوشتی دچار گشت؟ محوطهی باستانی «توج = توه» که هم چنان مورد دستبرد «هویت فروشان» است باید کماکان ناشناخته مانَد. (سکهی طلای دیلمیان متعلق به توه و مجسمهی مرمر سفید «پان» خدای چوپانان یونان باستان از خرابه های تل خندق همراه با دهها شیء تاریخی دیگر را شخصاً به واسطه یا بی واسطه به میراث استان تحویل دادم). در سال 1384 با گزارش یک کشاورز، دکتر یغمایی موفق شد اسکلتزنی را خارج از شهر شبانکاره بیرون آورد که دارای زینت آلات رنگی از جنس شیشه بود و گرانقیمت، اما آن چه فراموش شد قبرستان کهن شبانکاره بود. چند روز بعد و با گزارش مردمی، دکتر جمجمهی یک اشکانی را مییابد. آن چه تا کنون در منطقه به دست آمده در پی اتفاق بوده حال آن که کشف شدهها ـ چه معماری و چه اشیاء ـ مجموعهی افتخارات نیاکان ما میباشد که در طول تاریخ در حاشیههای خلیج پارس سکونت داشته اند و از لیان، تئوکا، توه، گوگانه، جنابه، سینیز گرفته تا دیلمون هر روز به شکلی هویت و پیشینهی فرهنگی ایرانی را ظاهر میکنند. به احتمال فراوان داشتههای دوران تاریخی استان بوشهر سرآمد فارس است که صد البته باید آثار دهها شهر و روستای جنوب شرقی لیان را مدنظر قرار داد، آنجا که جمِ سربلند اکنون نقطهی عطف اقتصاد ایران گردیده است. جا دارد مدیریت موفق بنیاد ایران شناسی (شعبه بوشهر) به علت گستردگی پروژهها و کمبود نیرو و اعتبار در این راه یار و همراه میراث فرهنگی استان باشد، زیرا استان بوشهرگنجینهی اسرار غرور انگیز ایران کهن است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه