Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

میراث علیه میراث

میراث علیه میراث
یادداشتی بر تخریب میراث فرهنگی و مواضع مسئولین مربوطه

آمار افزایش تصادفات راهنمایی و رانندگی و سیر صعودی غیرمنطقی آن در ایران نوعی خودکشی است که البته دگر کشی و قتل هم می‌توان آن را تأویل نمود. این وضعیت آنومیک و غیرطبیعی نشان دهنده‌ی وضعیت بغرنج و خطرناک عرصه‌ی اجتماعی است که متأثر از گفتمان سیاسی جامعه در یک بی هدفی و خلأ به خودکشی و یا جامعه ستیزی روی می‌آورد. افزایش انواع بزه، قتل، اعتیاد، و سیر نزولی امنیت اجتماعی مؤید فراگیری انواع و اقسام این رویکرد در جامعه است. در ادامه‌ی این یادداشت تلاش می‌شود به انتقاد از این وضعیت با چند مورد مثالی در بوشهر اشاره شود:
1ـ 1984: من از تمثیل رمان 1984 جورج اورول در تأویل و یا تحلیل اتفاقات ایران و بوشهر بسیار مثال زده‌ام، اما واقعاً موارد مثالی این رمان در ایران به صورت مکرر به وقوع می‌پیوندد و انسان ناخودگاه به یاد این رمان می‌افتد. در 1984 هر نهاد و سازمانی کارکردی علیه اهداف و معنای خود دارد. برای مثال وزارت صلح به جنگ افروزی می‌پردازد و وزارت عشق در تخریب روابط انسانی تلاش می‌کند.
روابط عمومی میراث فرهنگی بوشهر که متولی و مدافع ابنیه و میراث فرهنگی‌ است، در جوابیه‌ای که در نشریه‌ی فایز (به مدیر مسئولی احمد دشتی رییس میراث فرهنگی بوشهر) منتشر شده به نکاتی اشاره کرده که کاملاً در فضای 1984 سیر می‌کند: «نوار ساحلی بافت قدیم در آثار ملی به ثبت رسیده اما برخی بناهای موجود در این بافت بر اثر مرور زمان فرسوده شده به طوری که قابلیت سکونت یا ترمیم را از دست داده‌اند»… این بخش از جوابیه هر انسانی را به تعجب وامی‌دارد و در اصل باید این مطلب از یک فرد عادی ‌باشد تا در شماره‌ی بعد ضمن انتشار خبر اعلام شکایت میراث از فرد خاطی و تخریب کننده، باید جوابیه‌ی میراث فرهنگی در باب اهمیت و ارزش میراث و ابنیه‌ی تاریخی در نشریات چاپ شود و اتفاقاً در نشریه‌ی آقای رییس هم تیتر یک شود.
2ـ مردم داری: در این دیار، مسئولی عملکرد خود را سریعاً معطوف به حمایت از مردم و یا خواسته‌ی مردم وصل می‌کند، نماینده‌ی مردم بوشهر برخلاف خواست مردم از تغییر نام استان صحبت می‌کند و رییس میراث بر خلاف خواست مردم در خصوص تخریب یک ابنیه و اثر مهم تاریخی به توجیه تخریب آن می‌پردازد و خدمات رسانی به مردم را نیز تأثیر گرفته از این خصلت می‌داند. در بیانیه‌ی این سازمان ذکر شده بر طرف نمودن نیازهای اساسی و عمده‌ی ساکنان بافت بدون توجه به ارائه‌ی خدمات شهری و با سیاق معماری و شهر سازی صدسال قبل و همچنین استفاده از مصالح قدیمی در بازسازی این بناهای مسکونی ممکن نیست.
جای بسی تعجب است نگاه سازمان میراث فرهنگی به "میراث" نگاهی "ضد میراثی" است و از صد سال قبل به عنوان یک "ضد ارزش" نام می‌برد. با نگاه به جوابیه‌‌ی این سازمان به نظر می‌آید سازمان میراث یک شرکت برج ساز و ساختمانی است، بنا به همین دلیل به نظر می‌آید لازمه‌ی این مهم تلاش نهادهای مدنی و مطبوعات در دفاع از میراث بزرگ و ارزشمند بافت قدیم بوشهر است و از این جوابیه‌ی سازمان متولی میراث به نظر می‌آید که این سازمان کارکردی ضدمیراث دارد و نمی‌توان بدان امیدوار بود.
3ـ احمد دشتی و ژان بودریار: احمد دشتی رییس میراث بوشهر در زمانی که خانه‌ی زنده یاد عبدالرحیم جعفری تخریب شد به تکذیب این خبر پرداخت و آن را "شایعه" دانست!
این ابراز موضع دشتی همانند ایده‌ی وانموده‌های "ژان بودریار" است. بودریار، فیلسوف پُست مدرن فرانسوی ـ که چند ماه پیش بدرود حیات گفت‌ـ در زمان حمله‌ی آمریکا به عراق در زمان اشغال کویت آن را "غیر واقعی" خواند و جنگ خلیج را بیشتر نمایش گرافیکی و رایانه‌ای دانست. دشتی و بودریار به تکذیب یک واقعیت پرداختند اما با دو رویکرد متناقض، بودریار، غیر واقعی بودن جنگ خلیج را در نقد عملکرد رسانه‌ها و فریب افکار عمومی اعلان داشت تا استراتژی و چهره‌ی عوام‌فریبانه‌ و در برخی مواقع میلیتاریستی مسلط بر رسانه‌ها را مشخص نماید اما دشتی تلاش می‌کند از مسئولیت، خود را مبرا سازد و با این توجیه به دفاع از مخربان میراث فرهنگی بپردازد.
4ـ پرسش‌های مانده:
الف: بافت قدیم بوشهر مجموعه‌ای پراکنده از ابنیه‌ی تاریخی بوشهر است یا یک مجموعه‌ی تاریخی و درهم تنیده؟
ب) آیا نوار ساحلی ثبت شده در آثار ملی به یک نوار منسجم و به هم پیوسته اطلاق می‌شود و یا خانه‌های منفرد و منفک است که به محض تخریب هر کدام می‌توان آن را از بقیه جدا دانست؟
پ) تکذیبیه‌ی قبلی مدیر کل میراث در خصوص عدم تخریب خانه‌ی مرحوم عبدالرحیم جعفری به واسطه‌ی اهمیت آن بوده یا مسئله‌ی دیگر؟
ت) مسئولیت میراث، حفظ مواریث و ابنیه است یا دفاع از جان شهروندان و ارائه‌ی‌ خدمات شهری؟
ث) مستندات میراث درباره‌ی منسوخ شدن ایده‌ی موزه کردن ابنیه‌ی قدیمی مبتنی بر کدام موارد مثالی است؟
ج) عنوان "صد سال قبل" درج شده در پاسخ روابط عمومی میراث، معنایی ضد ارزش به مواریث را تداعی می‌کند. اگر این‌گونه است پس عنوان "سازمان میراث فرهنگی" معطوف به چه آرمان و اهدافی است؟