Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور
عملیات علیه بصره
کنیپ هوزن در خارگ مورد استقبال میرمهنا ـ جوان‌ترین فرزند میرناصر ـ قرار گرفت. میرناصر در آن هنگام بیمار بود، بنابراین کنیپ هوزن رهسپار بندر ریگ شد تا هم از او دیدن کند و هم این‌که نامه و پیشکش ارسالی از موسل، فرماندار کل در باتاویا، به او تقدیم کند. در این دیدار میرناصر دوباره به توافق خود با کنیپ هوزن راجع به مالکیت جزیره‌ی خارگ تأکید کرد و به او اطمینان داد که «از حالا به بعد شرکت محترم هند شرقی هلند مالکیت کامل جزیره را در دست دارد و در مورد وصول پول‌هایی که در بصره به زور از واک گرفته شده بود و نیز وصول طلبی‌های واک و کالاهایی که در آن‌جا موجود بود نیز پیشنهاد کمک به او کرد».59
کنیپ هوزن از این پیشنهاد میرناصر استقبال کرد، زیرا او دارای چهار فروند شناور از نوع گالیوات بود که می‌توانست از آن‌ها علیه جهازات کوچک محلی استفاده کند. چون در این فصل از سال عملیات ناوبری در خلیج‌فارس خطرناک بود، لذا تصمیم گرفته شد تا طلبی‌ها به طریقی صلح‌آمیز وصول گردد و توسط یکی از افراد میرناصر نسخه‌ای از فرمان باب عالی، به سلیمان پاشا فرستاده شود. سلیمان پاشا در مارس 1754 پاسخی گستاخانه فرستاد و میرناصر را متهم کرد که «او به کفار کمک می‌کند و آن‌ها را در جزیره جا داده است. او میرناصر را تهدید کرد که اگر اجازه دهد هلندی‌ها در خارگ سکونت اختیار کنند یا به هر طریقی به آن‌ها یاری رساند، از طریق خشکی او را مورد حمله قرار خواهد داد».60 سلیمان پاشا به هلندی‌ها تفهیم کرد که او چیزی به آن‌ها نخواهد پرداخت. ضمناً او مایل بود که یک نفر نماینده‌ی هلندی به بصره برگردد مشروط بر این‌که این فرد، کنیپ هوزن نباشد.61 بنابراین هلندی با مشورت با میرناصر تصمیم گرفتند در موقع برداشت محصول خرما ـ که نیروی انسانی بومی و شناور بی‌اندازه مورد نیاز است ـ بصره را مورد حمله قرار دهند. در این گیر و دار هلندی دفتر بازرگانی خود را در بوشهر تعطیل کردند که به تحریک عمومی علیه هلندی‌ها توسط شیخ نصر بوشهری انجامید.62 هلندی در زمستان سال 54 ـ 1753 ساخت قلعه‌ای را در خارگ آغاز کردند و به احترام ژاکوب موسل ـ فرماندار کل واک ـ آن را موسلستین، نامیدند. سلیمان پاشا به رغم این‌که جواب سر و بالایی به هلندی‌ها داده بود، مع‌الوصف برای حل و فصل این کشمکش دوباره نماینده‌ی ویژه‌اش را به خارگ فرستاد تا به هلندی‌ها بقبولاند که آن‌ها به دریافت نصف مبلغی ـ که او به زور از آن‌ها گرفته بود ـ رضایت دهند. هلندی‌ها از قبول این پیشنهاد سر باز زدند و در 30 ژوییه 1754 به منظور محاصره‌ی دریایی اروندرود با دو فروند شناور (گنزو ویر و جاکارتا) رهسپار منطقه شدند. ضمناً پیش از این میرناصر دو فروند شناور ـ از نوع گالیوات ـ متعلق به خود به آن‌جا فرستاده بود. با وجود این هلندی‌ها در 6 ژوییه اطلاع یافتند که میرناصر در روز قبل توسط میرمهنا، به قتل رسیده است. در آن هنگام میرحسین ـ ارشدترین فرزند میرناصر ـ بر روی شناور گالیوات مستقر بود و مقدمات لشکرکشی به بصره را فراهم می‌آورد. میرحسین به دلیل این‌که مسلح نبود و افراد انگشت‌شماری در اختیار داشت به خارگ فرار کرد. میرمهنا نیز با اهدای پیشکش و استفاده از قدرت توانست ساکنان دیگر را قانع کند تا او را به عنوان سرکرده‌ی جدید خود قبول کنند. در این گیر و دار دو فروند شناور نوع گالیوات که در خارگ مستقر بود در شب هفتم ژوییه خارگ را ترک کرد تا به میرمهنا ملحق شود، زیرا کارکنان آن شیفته‌ی این پیشکش‌ها شده بودند.63 به رغم این دشواری‌ها هلندی‌ها دو فروند شناور که متعلق به چلبی تاجر ترک بود توقیف کردند.64 کنیپ هوزن به رغم این پیروز‌های زودهنگام احساس ناامنی می‌کرد، لذا به این دو شناور دستور داد تا به خارگ مراجعت کنند. این شناورها در 27 ژوییه 1754 وارد خارگ شدند. این شناورها در حوالی بصره به روستایی حمله و گله‌ای از گاو و گوسفند را به غنیمت گرفته بودند.
دریافت این خبر در بصره موجب دلهره و هراس ساکنان آن گردید، متسلم راجع به این موضوع با مشاور خود (دیوان) به بحث و تبادل نظر پرداخت که در نتیجه تصمیم گرفته شد تا دو نفر نماینده به خارگ فرستاده شود.65 این دو نماینده در دوم اوت 1754 توافقی را با شرایط زیر با کنیپ هوزن انعقاد کردند:66
«تا آن‌جا که ممکن باشد پول‌های به زور گرفته شده نقداً پس داده خواهد شد. حکومت بصره طلبی‌های واک را وصول خواهد کرد. کلیه‌ی کالاها و اسباب و اثاثیه‌ی دفتر بازرگانی واک در بصره و اموال خصوصی کارکنان آن، پس خواهد فرستاد. وجوه متعلق به شرکت در نقطه‌ای که رودخانه به دریا می‌ریزد (به عبارتی بنداب اروندرود) تحویل داده خواهد شد». بعد از اجرای این شرایط تمامی کشمکش‌ها فرو می‌نشست و هلندی‌ها دو فروند شناور متعلق به چلپی را آزاد می‌کردند. لذا در هفتم سپتامبر 1754 این دو نماینده ـ در حالی که حامل توافقی بودند که به امضا متسلم رسیده بود ـ به خارگ مراجعت کردند. بنابراین در 21 سپتامبر 1754 کنیپ هوزن و واندرهولست مبلغ 80.000 قروش مسکوک طلا ترک دریافت کردند و مقرر گردید که بقیه‌ی طلبی واک هرچه زودتر به صورت خرما تادیه گردد. لذا در پایان سال 1754 کلیه‌ی مفاد این توافق به مرحله‌ی اجرا در آمده بود.67 گفتنی است هم مدیران هفده نفره و هم شورای اجرایی واک در باتاویا از پیامد لشکرکشی به بصره راضی بودند، اما مدیران هفده نفره واک تأکید می‌کردند که رضایت آن‌ها مشروط بر این است که مسبب این دشواری‌ها با دولت عثمانی، کنیپ هوزن و واندرهولست نبوده‌اند.68 برداشت شورای اجرایی واک در این مورد، واقع‌بینانه‌تر بود، زیرا طلبی‌های واک وصول شده و حرمت شرکت هم اعاده شده بود؛ بنابراین آن‌ها با ساخت قلعه موسلستین موافقت کردند.69 این در حالی بود که مدیران هفده نفره این موافقت شورای اجرایی واک را تا حدودی شتاب‌زده تلقی کردند. لازم به یادآوری است که این عکس‌العمل مدیران هفده نفره قابل پیش‌بینی بود، زیرا آن‌ها نسبت به خردمندانه بودن تأسیس تشکیلات جدید در خلیج فارس راضی نبودند.