سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
بومرنگ ؛ توازن، تعادل و جدال انسان و طبیعتبومرنگ ؛ توازن، تعادل و جدال انسان و طبیعت
فیلم با نمایی از آبیِ آسمان تا آبیِ دریا آغاز میشود. دنیایی آرام و هارمونیک. صدای سوت زدن پسرکی آرامش بیشتری به نماهای آغازین فیلم میدهد. سپس تصاویر پی درپی از پاهای پسرک که بر ساحل لمیده، و هنگامی که یک پای پسرک به آرامی پای دیگر را میخاراند، اوج آرامش و رضایت وی تداعی میشود، اما نخی که به پای وی گره خورده تا به درون دریا ادامه دارد. پسرک آسوده خاطر از صید خود، لَختی در کنار ساحل لم داده و از طبیعت بی نظیر و زیبا لذت میبرد. همه چیز درهارمونی طبیعی خود به سر میبرد. حتی لاک پشتی که خسته از سفردریایی خویش برمی گردد نیز از این آرامش برخوردار است، گویی هیچ چیز نمی تواند و نباید این آرامش طبیعی را از بین ببرد. آسمان آبی، دریا آبیتر و پسرک بی غل وغش وآرام دراز کشیده بر پهنهی ساحل در انتظار صید که ناگهان نخ کشیده میشود ودر پی آن جدال پسرک و صیدش آغاز میگردد. صید چنان قدرتمند است که پاهای پسرک را به سوی خود در آب میکشد. صدای فریاد پسرک با موسیقی و صدای امواج دریا درهم میآمیزد . در این جدال تن به تن، یکی با پا مقاومت میکند و دیگری با دندان. پاهای پسرک زخمی میشود اما صید همچنان مصرانه او را به سوی خویش در آب میکشد، گویی جای صید وصیاد عوض شده است . به راستی کدامیک صید و کدام یک صیاد است؟ دراین میان لاک پشت خسته هم از این جدال بی نصیب نمیماند وناخواسته به درون ماجرا کشیده میشود. بالاخره پس از جدالی سخت، صید و صیاد هر دو خسته و از پای درآمده بر پهنهی ساحل خونین افتادهاند. دریک سوماهی بزرگ ودرسوی دیگر پاهای زخمی وبی رمق پسرک و لاکپشت واژگون شده که برای بازگشت به توازن دست و پا میزند. لحظاتی بدون موزیک با فریادهای پسرک در حین جدال، تنها صدای امواج دریا همچون آرامش پس از طوفان. همه خسته از کار زارِ بقاء بر پهنهی ساحل نقش بستهاند و از توازن خود خارج. لَختی بعد پای پسرک تکانی میخورد و سپس آرام آرام بلند میشود. ابتدا لاکپشت را از مخمصه نجات میدهد و سپس صید تنومندش را باپاهای زخمی به دنبال خویش روی ساحل میکشد و میبرد و بیننده درآخرین نمای فیلم میبیند که پاهایی که دراین جدال پیروز شدند متعلق به پسرکیست که فاقد دست است؛ داستانی زیبا، ساده وتأثیرگذار. داریوش غریبزاده، استادِ داستانهای ساده با پایانهای تکان دهنده است. او که همیشه فیلمنامهی فیلمهای کوتاهش را خودش مینویسد، در بومرنگ نیز همچون فیلمهای درخت ولاک پشت، بار دیگر به این موفقیت دست یافته که بیننده را تا لحظهی آخر با تعلیق به تماشای فیلمش بنشاند. چرا که واضحگوییِ تصویری، غافلگیر کردن و در عین حال ایجاز از خصوصیات فیلم کوتاه است که دراین فیلم نیز به چشم میخورد. او موفق شده است که داستان را آنگونه که فیلم به عنوان یک رسانهی تصویری میطلبد با تصاویر روایت کند، چنان که فهم روایت برای تمامی افراد بشر با هر زبان واندیشهای ممکن باشد. بومرنگ با نماهای بسته ازپاهای پسرک آغاز میشود ودرتمام طول فیلم، بیننده به راستی شاهد جدال پاهای پسرک با ماهیست (ایجاز). عوامل و فاکتورهای لازم برای پیشبرد روایت به کار برده شدهاند. عنصر اضافی درروایت تصویری داستان وجود ندارد، حتی بقیهی اعضای بدن پسرک، واینجا غریبزاده نشان میدهد که با آگاهی کامل تصمیم به گرفتن نماهای بسته ازپاهای پسرک کرده تا راز و معمای فیلمش ( دست نداشتن پسرک) را در پایان فیلم بر بیننده آشکار کند (غافلگیر کردن و دادن اطلاعات لازم در موقع مناسب). از سوی دیگر ریتم مناسب تدوین، استفادهی به جا از لایههای صدای اتمسفر(امواج دریا، فریادهای پسرک، سوت زدن پسرک) و موسیقی خوب "کریم فائقیان" نیز در خدمت هدف "غریبزاده" جهت ایجاد توازن بین موضوع و قالب روایتی فیلم بودهاند. کریم فائقیان نیز با انتخاب خوب و به جای ضرباهنگها به حمایت از حس درون تصاویر پرداخته است و بدین صورت میتوان گفت هارمونی کارگردان با دیگر عوامل فیلم توانسته محتوای فیلم را که توازن، تعادل و جدال بین انسان و طبیعت است در قالبی ساده، گویا و تنها با زبان تصاویر ناب به تصویر بکشد. به امید تندرستی و موفقیت همیشگی "داریوش غریب زاده" فیلمساز بزرگ بوشهری و تمامی دست اندرکاران و عوامل زحمتکش فیلم کوتاهِ بسیار خوب "بومرنگ" .
|
|
|