![]() |
||||
|
|
||||
|
سرودن با دوربینسرودن با دوربین
"داریوش غریبزاده" از جمله هنرمندانی است که زندگی خود را وقف هنرش نموده است. حضور نشانگان تصویری در "بومرنگ" و آشنایی ما با زندگی این هنرمند باعث میگردد که نقد اثر و تکنیک مورد استفادهی این فیلمساز در مرحلهی دوم نقد قرار بگیرد. شرایط دشوار تولید اثر هنری در زندگی هنرمندی که برای امرار معاش به کاری غیر از علاقه و عشق هنریاش میپردازد، شرایطی طاقت فرساست، و این مبارزهی دائمی در درون زندگی این هنرمند، کشاکشی سخت و در عین حال لذت بخش است، لذتی که از درون درد و رنج زاده میشود و این مسئله را میتوان در تمامی آثار غریبزاده یافت. فیلم "اتاق آبی" در این میان شاخصترین نمونه است. رؤیاهای کارگر چاپخانه در این فیلم همان رؤیاهای هنرمندی ست که از زندگی ماشینی و کار با دستگاه چاپ خسته شده ولی در نهایت مغلوب آن میشود و در این میان طبیعت در ذهن این هنرمند همان "آرمانشهر" و تجلیگاه رؤیاهاست. انسان از دیدِ غریبزاده در جدال با زندگی ماشینی شکست میخورد ولی در جدال برای زندگی در طبیعت پیروز میشود. فیلم "بومرنگ" تلاش پسر بچه ی ماهیگیر را در کشمکش با طبیعت نشان میدهد که با وجود نداشتن دو دست و معلولیت جسمی و فقط با استفاده از پاهای خود موفق به صید یک ماهی بزرگ میشود. داریوش غریبزاده یکی از بهترین فیلمنامهنویسان ماست. عشق و علاقهی او به ادبیات داستانی نیز یکی از دلایل این موفقیت است. داستان "پیرمرد و دریا" اثر ارنست همینگوی، قصهی ماهیگیر پیری که به مبارزه با دریا وآن ماهی بزرگ میپردازد را ما در پسِ پشت این اثر میبینیم ولی نه به شکل اقتباس و یا حتی ارتباطی ظاهری و تکنیکی، بلکه فقط از منظر درون مایه. مبارزهی انسان تنها برای زنده ماندن و کشمکش با طبیعت سخت و خشن توسط بسیاری از نویسندگان و هنرمندان دست مایهی کار قرار گرفته است ولی "پیرمرد و دریا" در این میان شاخص و نمونه است. "داریوش غریبزاده" و "ناصر تقوایی" وجوه مشترک زیادی دارند. هر دو از هنرمندان بزرگی هستند که تسلط زیادی بر ادبیات داستانی دارند و هر دو در نوشتن فیلم نامه سنگ تمام میگذارند.البته "ناصر تقوایی" در پایتخت ساکن است و توانسته نام خود را با ساختآثارش جاودانه کند، ولی "داریوش غریبزاده" در بوشهر زندگی میکند و با همهی برجستگی، ما قدرش را نمیدانیم. دانش و تجربهی این هنرمند به همان وسعت "ناصر تقوایی" است؛ یکی در حوزهی فیلمهای بلند و دیگری در عرصهی فیلم کوتاه. حضور طبیعت را ما تقریباً در تمامی کارهای غریبزاده میبینیم. در فیلمهای لاکپشت، اتاق آبی و بومرنگ، طبیعت حضوری قدرتمند دارد. در "لاکپشت" انسان حضور ندارد و لاکپشتها نمادی از انسان هستند. در "اتاق آبی" غریبزاده به نوعی پختگی تکنیکی میرسد و عجیب مینماید که تمام این فیلمها در موضوع و تم فیلم به نوعی حدیث نفس فیلمسازند در "اتاق آبی"، کارگر چاپخانهای که از فرط کار زیاد به خواب میرود و در رؤیا به دامن طبیعت بیکران و سبز قدم میگذارد و آنچنان غرق لذت حضور در این طبیعت میشود که در نهایت توسط کامیونی بزرگ زیر گرفته میشود. در "اتاق آبی" طبیعت محل رؤیایی و آرمانی فیلمساز محسوب میشود، ولی در "بومرنگ" حضور طبیعت جلوهی دیگری مییابد؛ جدال انسان درون طبیعت برای زنده ماندن. انسان در "بومرنگ" خود جزیی از طبیعت است. طبیعتی خشن که انسان مانند تمام موجودات دیگر برای زنده ماندن و ادامهی حیات به جدالی بزرگ با طعمهی خود که همان ماهی بزرگ است میپردازد. در "اتاق آبی" مبارزهی انسان با ماشین و زندگی ماشینی به پیروزی ماشین منتهی میشود. کارگر چاپخانه در رؤیا و واقعیت مغلوب زندگی ماشینی میشود ولی در"بومرنگ" این دوئل بین انسان و ماهی به پیروزی انسان منتهی میگردد. پسر بچهی فیلم "بومرنگ" با وجود نداشتن دو دست و با استفاده از پاهای خود ماهیگیری میکند. در ابتدای فیلم، لاکپشتی که از روی نخ ماهیگیری در حال عبور است با بازیگوشی و شیطنت پسرک وارو میشود و دیگر نمیتواند بر روی پاهای خود بایستد. تقلای لاکپشت برای رهایی از این وضعیت با تقلا و تلاش پسرک برای گرفتن ماهی همزمان میشود. لاکپشت، عنصر بسیار مهمی برای این فیلم است. فیلم با نمای بسته از دریا و نخ ماهیگیری و پاهای پسر شروع میشود. پس از وارو شدن لاکپشت، نخ ماهیگیری کشیده میشود. پسر توسط همان نخی که لاکپشت را وارو کرده به داخل دریا کشیده میشود، انگار طبیعت میخواهد تلافی کند. نماهای بسته و کاتهای سریع از جست وخیزهای ماهی در درون آب و کشیده شدن پسر بر روی ساحل دریا با تکنیک بسیار مناسبی کار شده است. دوئل به دو بخش تقسیم شده: در مرحلهی اول پیروزی با ماهی است و پسر بچه به درون آب کشیده میشود. فیلم با کاتهای سریع به نقطهی اوج اول میرسد و پس از لحظاتی سکون، در آخرین لحظهای که دیگر امیدها در حال کاهش است، پسر جدال نهایی را شروع میکند و با مرارت فراوان و زخمی شدن پایش و البته در اوج فیلم با کاتهای سریع به نقطهی عطف دوم میرسد و پیروزی نهایی پسر بچه. خارج کردن ماهی ـ که طول آن به اندازهی خود پسرک است ـ از دریا پاداش طبیعت است به او، و در پایان فیلم کمک پسر بچه به لاکپشت، پاسخ این پاداش است. ساختار کلاسیک فیلمنامه و رعایت دقیق ظرایف آن به خوبی در فیلمساز دیده میشود ولی نوآوری فیلم در عدم استفاده از "کلوزآپ" در تمام طول فیلم است. جسارت فیلمساز در استفاده نکردن از کلوزآپ در این فیلم، بزرگترین تجربهی فیلمسازی غریبزاده است. در بار اول با دیدن این فیلم تا آخرین ثانیهها انتظار دیدن صورت پسر بچه را حداقل از نمایی دور داشتم و وقتی که فیلم به انتها رسید و انتظارم برآورده نشد، جا خوردم. ساختار شکنی و آشنازدایی هنرمند در اثر هنری خود یکی از مهمترین اصول هنری است که در این فیلم به بهترین نحو از آن استفاده شده است. ساختار کلاسیک فیلم و قصهگویی بیعیب و نقص آن در تضاد با این ساختار شکنی هنری قرار میگیرد و فیلمساز با قدرت تمام بر این مسئله فائق آمده است. شاید زحماتی که غریبزاده برای فیلم "اتاق آبی" متحمل شد، خیلی بیشتر از فیلم "بومرنگ" باشد. در مصاحبهای از او خواندم که از بازتاب نمایش فیلم " اتاق آبی" راضی نیست و خستگی را از تن او بیرون نیاورده، ولی شاید بتوان گفت "اتاق آبی" در عین پختگی تکنیکی و ساختار مناسب آن از نداشتن یک «آن» رنج میبرده و این «آن» همان نوآوری و خلاقیتی است که در "بومرنگ" به زیبایی خودنمایی میکند. ذهنیت قصهگو و کلاسیک غریبزاده، نیازمند یک ساختار شکنی و آشنازدایی از درون بود که در "بومرنگ" جلوهگر گردیده و امیدوارم در کار بعدی این هنرمند بزرگ بوشهری ادامه یابد. تصویربرداری، تدوین، فیلمنامه و موسیقی از اصلیترین مواردی است که در کنارِ خلاقیت کارگردان، مهم و تأثیرگذار است. در فیلم "بومرنگ" همکاری "کریم فائقیان" با "غریبزاده" به خوبی انجام شده است. تصویربرداری و تدوین و موسیقی فیلم نتیجهی زحمات "فائقیان" است و هنری که در این عرصه به کمک کارگردان آمده، فیلم را به نقطهی اوج و کمال رسانده است. این زوج هنرمند با تلفیق خلاقیتها و توانمندیهایشان توانستهاند اثری هنری و ناب را خلق کنند. ترکیببندی تصاویر و تصویر برداری بیعیب و نقص به همراه ضرباهنگ و ریتم بسیار هوشمندانهی تدوین در لحظات اوج و سکون، زیبایی خیرهکنندهای را به وجود آورده است. امیدواریم این همکاری همچنان در دیگر آثار این دو هنرمند ادامه یابد و همچنان شاهد هنرنمایی و فخرآفرینی هنرمندان این دیار باشیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه