Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

ساده بودن چه سخت است

ساده بودن چه سخت است

گاهی وقت‌ها نوشتن چقدر سخت می‌شود، آن‌وقت که بخواهی از کلماتی ساده، متنی کوتاه با معنایی عمیق و پر وسعتی بنگاری.
گاهی وقت‌ها گفتن چقدر سخت می شود،

آن‌گاه که می‌خواهی گفتار قلیل اما بی بدیل و پر دلیل باشد.
گاهی وقت‌ها دیدن هم که ظاهراً تلاش چندانی طلب نمی‌کند، سخت ناممکن می‌نماید، آن زمان که می‌خواهی ساده و بی پیرایه ببینی و دیدن را فهم کنی و شور ادراک هستی تا انتهای استخوان و رشته‌های جانت بدود.
در زمانه‌ی پر هیاهو و آکنده از جدال امروز، چه سخت است رسیدن به نگاهی که از حادثه‌ی عشق تَر باشد و چه کمیاب مردمی می‌توان یافت که ضربان حیا‌ت‌شان به نبض درخت گره خوده باشد، و سخت است نوشتن و گفتن از دوست هنرمندی که بی‌تکلف و به دور از خود نمایی‌های ناهنرمندانه، با ساختن هر اثرش، زنگی از دل‌های ما می‌زداید و چشمان غبار گرفته‌ی ما را از زلال نگاه خودش شستشو می‌دهد. درباره‌ی او باید همچون آثار کوتاه اما پرمعنی‌اش گفت، ساده و راحت و صمیمی مثل موج‌های آرام دریا که به ساحلِ وقت می‌آیند و ملال از پاهای خسته‌ی زندگی‌مان می‌شویند.
او برای رسیدن به نگاهی که ما را به نمایی دعوت کند، روزهای گرم بر ریگستان تفتیده‌ی جنوب دراز کشیده و در هُرم آفتاب این سرزمین نفس کشیده، سال‌ها بر زلالیِ دل، زورق رانده و در معمای هندسه‌ی موزون برگ دقیق شده است.
رسول، زندگیش را با خشت‌های تلاش و عشق بنا کرده و با کمبودها و بی‌مهری‌ها سپری ساخته تا بتواند باز هم بسازد و خلق کند.
تجلیل از آقای رسول غریب‌زاده ـ یا همان داریوش صمیمی خودمان ـ تجلیل از هنرمندانی است که خلوص و پاکی را با توانایی هنری درهم آمیخته‌اند و این معجون شیرین و گوارا را با ساختن هر اثر هنرمندانه‌شان به ما هدیه می‌دهند.