سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
با هم سایه تا گردنه ی حیرانبا هم سایه تا گردنه ی حیران
من هم "مردِ آبی" تو هستم، همان که با تلاش خستگی ناپذیرت بر بلندای کوههای سبلان و درخنکای ابرهای گردنهی حیران به مکاشفهی طبیعت زیبا و مخملیِ گلهای سبز و آبی پرداخت تا زمختی صنعت و ماشین و لطافت انسان و طبیعت را با هم آشتی دهد و گرچه در زیر چرخهای غول بزرگ له شد، اما اندیشههای هنرمندانهی نویسندهای توانا و کارگردانی چیره دست را به تصویر کشید و بانگ افتخار برآورد و اکنون افتخاری دیگر افزون بر گذشته برای مردی از جنس هنر و انسان، متین و مهربان، هنرمندی فروتن و بدون ادعا. قریب به ده سال همجواری و همسایگی در کنارِ داریوش غریبزاده و شناخت مقطعیاش از دوران کودکی و نوجوانی، این فرصت را به من داده است تا او را و رهاییاش از قید و بندهای ظاهری را کاملاً درک کرده و بشناسم. به راستی که او هنرمندیست متفکر و فهیم و پشتوانهای ست غنی و ارزشمند در عرصهی فیلم سازی ایران زمین، و دیگر بار تبریکی صمیمانه برای فخرآفرینیِ "داریوش غریبزاده"ی عزیز و "بومرنگ" اش.
|
|
|