سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
آقای سعداوی اسب ورت نداره!آقای سعداوی اسب ورت نداره!
بعضیها فکر کردهاند اینجا کویر است. بوشهر سرزمین دلیران را میگویم. دیار موجها و نخلها، سرزمین مبارزان بیهمتا، مهد مردان حیات داوود و لیراوی. وطنِ غیوران دشتی و دشتستانی و تنگستانی را میگویم. اینجا کویر نیست. در تمام اعصار و قرون، در همهی زمینهها و فنون، دلاوری و جنگاوری، خُنیا و نوازندگی، ادبیات و شاعری، نویسندگی و ورزش و مردانگی، اینجا کویر نبوده. جای جای هر وجب خاک تف دیده آن خاطره سرکوب متجاوزان استعمار و استبداد است. از مرزهای این استان صدای شیر دلان مبارز گذشته است. شعر و شاعری گل کرده، موسیقی آن تا آن سوی مرزها حتی دلهای آزرده را هم به آرامش طلبیده. اینجا کویر نبوده، حتی هنوز هم در میادین ورزش فریاد «شیرِ مردان است یا علی مدد» به گوش میرسد. ورزشدوستان این استان سالها زجر کشیدهاند و گذشت و بردباری داشتهاند. اما با همهی تخصصهای فراوان، شاعر و نویسنده، نوازنده و رزمنده، شاگرد، معلم، همگی روزی که فوتبال از بوشهر وارد ایران شد عاشق این دنیای عجیب توپ گرد یعنی فوتبال شدند، فوتبالی که اینک فکر و ذکر همهی عاشقانش شده غم و اندوه! چقدر تساوی و چقدر باخت وسرشکستگی! آقای سعداوی این جا کویر نبوده، روزی مرحوم علی اکبر کبگانیان مرواریدهای درشتی را در همین خوزستان شما به مقام سوم کشور در رده جوانان رسانید. زمانی مرحوم جواد گرانبها، محمود ابراهیمزاده، علی مصلح و مجید سلیمپور را تقدیم فوتبال کرد که مایهی مباهات شدند. در برههای دیگر علی اکبر شمسا ـ که توسط بعضیها خانهنشین شده ـ جوانان بوشهر را در قلب ایران یعنی تهران به قهرمانی رسانید و مربی تیم ملی شد و بهرام غریبزاده که چندین قهرمانی و نایب قهرمانی در نوجوانان و جوانان تقدیم بوشهر کرد مثل "زاگالو" کلاه بر سر نگذاشت، اما مانند خیلی از برزیلیها برای این استان فوتبالیست ساخت. بله، آقای سعداوی! قبل از اینکه شما متولد شوید در همین ورزشگاه در شیراز و در آبادان احمد رزمی با برگردان، توپ را از زیر دیرک دروازهها بیرون میکشید و برای این شهر آبروداری میکرد. اینجا کویر نبوده. در این شهر بعد از هر مسابقه روی دوش هواداران برای چاهی بخش، اقدام، شریفیان، تورانی و عبدل وفائی هورا میکشیدهاند و در همین استادیوم، محمدرضا محمدی و غلام پور چنگی بلند پروازی میکردند اما حالا شما دروازهبان به اصطلاح خارجی آوردهاید! و صد حیف که محمود ابراهیمزاده باید برای آث میلان و کالیاری ایتالیا استعدادیابی کند و در شهرش جایی نداشته باشد. جوانان تهرانی را در اینجا به جای بچههای بوشهر میدان میدهید و به همشهریان بازنشستهتان پولهای بیزبان حق مردم بوشهر را میدهید. آقا نعیم خیلی تند رفتی، اسب ورت نداره! بعد از آن همه اردوهای تهران، کرج، ارومیه و اینهمه زمانهای از دست داده، مطبوعاتی ها را به تخریب متهم میکنی؟ اگر فکر میکنی ملوان را بردهای، در آن روز همه سرتاسر انگیزه بودند. در مقابل تیمهای بزرگ همه با انگیزه بازی میکنند . سپاهان اصفهان و پرسپولیس تهران هم بودند میباختند. شما تاریخ نخواندهای. در همین استادیومی که برای شما شعار «حیاورها» میخوانند بعد از پیروزی شاهین بوشهر بر استقلال تهران توسط محمود ابراهیمزاده و شکست استقلال و پرسپولیس تهران برای او و چاهیبخش هورا کشیدند و دست زدند. مردم حق دارند. آنها گذشتهی پر باری داشتهاند و از کویر نگذشتهاند. آنها چندین سال است دل خونی دارند از مدیران و از مربیانی که پول گرفتند و رفتند. آنها نگران آن روزی هستند که همهی شماها پولتان را گرفته باشید و یک سال قراردادتان هم تمام شده باشد و قبر پدر فوتبال بوشهر! پس نمیخواهند از همین حالا بازندهی حریفان که هیچ بلکه بازنده شما. بازیکنان و مسئولین شوند. آقای سعداوی؛ اینجا خیلیها شما را مقصر میدانند اما حقیقت امر این است که شما گناهی ندارید، آنهایی که شما را آوردهاند یا تحمیل کردهاند مقصرند و باید جوابگو باشند. تیم دو میلیاردی نه اردو را به بطالت میگذراند، نه بازیکنانش دنبال قلیان میوهای اند و نه تا پاسی از شب پیپ میکشند! وقتی که نوشتیم آقای رضوی، پلک نزن و مواظب غورهها باش و درتهران برای تیم تصمیمگیری نکنند،میدانستیم در تهران تصمیمگیری کردن همان و روزگار مشابه پگاه گیلان، صنعت نفت آبادان و فولاد خوزستان دیدن را همان. آقای سعداوی؛ دوست دارید بعد از هر باخت، مطبوعات بوشهر برایت نامه "فدایت شوم" بنویسند و بنویسند خیلی عالی بود، دستتان درد نکند، تا هفتههای بعد هم به همین منوال ادامه دهید؟ یا هواداران شما را روی دوش بگذارند و از ورزشگاه بیرون ببرند و فریاد بزنند زنده باد مربی تیم دو میلیاردی، و در مقابل مسئولین برای هر باخت و تساوی شما در خانه زانو بزنند! ببخشیدها… اسب را نگهدار!
|
|
|