![]() |
||||
|
|
||||
|
هشدار جدی به اصلاح طلبانهشدار جدی به اصلاح طلبان
انسانهای توانا و موفق، هنر استفاده از فرصتها را دارند و تهدید را به فرصت تبدیل میکنند. در حوزهی سیاسی ایران فرصتهای زیادی برای دمکراتیزه کردن ساختار سیاسی و توسعهی همه جانبه کشور به عمل آمده است ولی به دلیل کم تجربگی سیاستمداران و گاه اهمال فعالان سیاسی این فرصتها یا به تهدید تبدیل شدهاند یا این که بلااستفاده ماندهاند. دوم خرداد فرصت خوبی برای دمکراسی خواهان و روشنفکران بود ولی به دلیل ضعف درونی و تشکیلاتی جبههی دوم خرداد به توفیقات قابل انتظار دست نیافت. دوم خرداد پدیدهی ناگهانی بود و اصلاح طلبان تجربهی کافی و نیروی انسانی زبده جهت بهره برداری از آن را نداشتند. اما اینک اصلاح طلبان در طی 10 سال گذشته با تجربه شده اند و به مقدار کافی نیروی انسانی برای پیشبرد اصلاحات تربیت نمودهاند. باید با انسجام تشکیلاتی و گسترش دایرهی اصلاحطلبی درصدد استفاده از فرصت طلایی به وجود آمده ناشی از عملکرد دولت نهم و مجلس هفتم باشند تا در فرصت کمتر و با اندک هزینه، اصلاحات را پیش ببرند. در شرایط فعلی، عملکرد دولت نهم و مجلس هفتم که در اختیار اصولگرایان هستند باعث افزایش شدید تورم، رشد نقدینگی، کاهش سرمایه گذاری، افزایش انتقال سرمایههای ملی به خارج از کشور، واردات بیرویهی کالاهای مصرفی، ورشکستگی صنایع داخلی، تعطیلی مطبوعات، فیلتر شدن سیاستهای اینترنتی، افزایش فقر، رشد بیکاری، انزوای بین المللی، کاهش صادرات غیر نفتی، تیرگی روابط خارجی با اتحادیهی اروپا، تعطیلی بسیاری از نهادهای مردمی مستقل از دولت و دهها مشکل دیگر شده است، به طوری که تمام طبقات اجتماعی ایران از قبیل کارگران، معلمان، کشاورزان، بازاریان، پزشکان، مهندسان، دانشجویان، و همهی ملت متضرر شدهاند. بحرانهای به وجود آمده اگر چه دردناک هستند زیرا باعث عقبماندگی کشور میشوند و هر ایرانی وطنخواه را میرنجاند، اما یک فرصت طلایی برای پیشبرد دمکراسی در ایران است که نیروهای اصلاح طلب و ملیگرا، خواهان تحقق آن هستند. مردم به خوبی تجربه کردهاند رد صلاحیتها، انحصارات سیاسی و انفعال روشنفکران باعث به وجود آمدن دولت و مجلس ناکارآمد شده است، از این رو مردم حداقل در دو انتخابات آینده ـ یعنی انتخابات مجلس هشتم و دولت دهم ـ به پای صندوقهای رأی خواهند رفت و به نیروهای توانا، نوآور و متخصص رأی خواهند داد. اگر اصلاحطلبان با سازماندهی نیروها و معرفی برنامه های جدید و عملی با چهرههای جدید وارد عرصهی انتخابات شوند، برنده خواهند بود، اما باید به انتظارات و خواستههای مردم جامهی عمل بپوشانند و در آینده پس از کسب قدرت، اصلاحات عملی در قوانین و مقررات به عمل آورند تا عملاً شاخصهای زندگی مردم مثل رفاه اجتماعی ارتقاء یابد. اصلاحطلبان باید با نیروهای ملی گرا و تشکلهای ملی مذهبی نیز ائتلاف کنند و پیوند مستحکمی با جنبشهای کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و بازاریان برقرار نمایند. نیروهای اصلاحطلب برای ارتباط با بدنهی جامعه باید به اقصی نقاط کشور سفر کنند و با مردم به گفت و گو بنشینند. نارضایتی در تمام طبقات اجتماعی بسیار بالاست و این مسئله، زمینه را برای تحولات سیاسی به منظور تحکیم پایههای دموکراسی و حقوق بشر تقویت مینماید. باید به اصلاحطلبان هشدار جدی داد تا از تفرقه دوری کنند و با برنامههای عملی و عقلانی حرکت نمایند. چنان چه اصلاحطلبان نیز رویههای اصولگرایان را تکرار نمایند بحرانهای سیاسی و اجتماعی افزایش خواهد یافت و زمینهی دخالت بیگانگان را فراهم خواهد نمود. اصلاح طلبان با ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز در ارتباط باشند و در تمام زمینههای سیاسی، رفاهی، آموزشی، ساختار اداری و ... برنامه ارائه دهند تا پس از رسیدن به قدرت، برنامههای خود را اجرا کنند و کشور را از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، بینالمللی و فرهنگی نجات دهند. نجات کشور از بحرانها، اولویت اول اصلاحطلبان است. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه