Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

مجالس ترحیم و جلسه‌ی معارفه

مجالس ترحیم و جلسه‌ی معارفه
در راستای غنی‌سازی فرهنگ اسلامی و ایرانی از تفقد سرِ مسئولین دلسوخته و دلسوز که پیوسته کارشان رفع آلام قشر زوار در رفته آسیب‌ پذیر مخصوصاً ما آفتاب سوخته‌های خطه جنوب بوده است هر روز شاهد رشد و شکوفایی باورهای هم نوعان خویش بوده و هستیم تا جایی که رفتگان وادی خاک و اموات گذشته علی‌رغم نقصان ید از دنیای زندگان، هر روز سیراب رحمت سرشار بی‌منتهای این عزیزان‌اند. می‌گویید چگونه؟ عجله نکنید! کمی دندان به جگر نهاده مفصلاً عرض می‌نمایم.
مراسم تشییع جنازه و خاک سپاری تا ترحیم و ختم را همه شما عزیزان افتخار اجباری حضور داشته‌اید. کمی تا اندکی با دو دهه اخیر تفاوت کرده است. منظورم زمانی بوده که مردم زیر جنازه مؤمنی را برای اخذ ثواب دنیا و آخرت گرفته، بی‌ریا برایش طلب مغفرت می‌کردند. اکنون «تمنی سی شایی» توفیر کرده ـ مسافت حمل میت و محیط آرامگاه بیشتر به نمایشگاه اتومبیل‌های شیک و رنگ و وارنگی می‌ماند که صاحبانشان در مقابل دیدگان اولیاء داغدیده به معرض نمایش گذاشته‌اند «آخر فلان نفر نمی‌داند که اینجانب قریب یک ماه است که پراید خود را با جی ال ایکس عوض کرده‌ام».
جماعت شرکت کننده همواره شامل چند دسته می‌گردد: اول: ایل و تباری که من باب وظیفه یا اجبار حضور آورده‌اند. دوم: افرادی که صرفاً به خاطر تلافی از حضور قبل سوگ دیدگان، از کار زندگی دست کشیده، قدم رنجه نموده‌اند یا ساده‌تر بگوییم به نمونه ضرب‌المثل خودمان «نان قرضی پس می‌دهند». سوم: گروه واجب الحضوری که دلسوزانه و با محبت در مواقع ضروری به خاطر حفظ میز و رعایت چند و چیز، شرکتِ گسترده و خالصانه می‌نماید تا صاحبان عزا و مراسم را شرمسار حضور خود کرده، در مواقع حساس‌ طلب‌ حاجت نمایند «خدا رحمت کند مرحوم پدرت را، بی‌شک جایش فردوس برین خواهد بود و ما هر شب ملتمسانه دعایش می‌کنیم» بعد سرشان را نزدیک آورده می گویند: انتخابات نزدیک است و... الی آخر. آن وقت است که باید طلب مافات دهی، آخر بنده خدا صد متر اعلامیه، تراکت و پلاکارد همراه خود آورده بودند و بعضاً گونی برنجی، قوطی روغن یا پاکت چایی در صندوق اتومبیل خود درب منزل رسانده‌اند و کلی فخر فروختند که وظیفه ما بوده ـ اگه پولی احتیاج دارید تا بانک...!
چه عرض کنم «شتری است که درِ خانه ی هر کسی می‌خوابد» بعدازظهر دو روز به یادماندنی در رژه ی دو سه ساعته داخل صحن مسجد، گروه‌های مختلفی از جلوی دیدگان حاضرین ‌سان می‌بینند. همکاران دارای فامیل‌های نو و کهنه ـ منسوبین دور یا نزدیک، طلب‌کاران خشمگین یا بدهکاران خجل ـ مسئولین کشوری و لشکری به ویژه آنهایی که برای دوره بعد احتیاج به حضور گسترده ی مردم در کنار صندوق‌های رأی دارند. علی‌الخصوص مدیران صاحب منسبی که احیاناً حاضرین جلسه اطلاع کافی و وافی از محل و پست ریاست آنها ندارند، مسجد را بهترین مکان معارفه به همشهریان می‌دانند. نمونه‌اش مدیرکل دلسوز و محترمی که از بین ما مردم در مرکز استان مشغول به کار غنی سازی فرهنگ، ادب و هنر می‌باشد. بی‌چاره علی رغم گرفتاری و کثرت مشغله ی کاری در مراسم به خاک سپاری و فاتحه ی پیر وجوان، فقیر و دارا، بی‌ریش و با ریش، تصادفی یا سکته‌ای و غیره شرکت گسترده داشته و دارد. سرما و گرما یا باد و باران برایش اهمیتی ندارد. خودِ بنده در گرمای طاقت فرسای تیر‌ماه شاهد حضور خالصانه ی ایشان با کت شلوار‌ بوده‌ام. کتی که خدا می‌داند از شخصیت طلبی یا پُزِ مدیرکلی به تن نمی‌نماید و تنها برای رضایت خدا و شادی روح مرحوم یا مرحومه پوشیده، گرمای طاقت فرسای تابستانی را به جان و دل خریدار گردیده و هیچ‌ انتظاری از اولیاء مرده ندارد.
سخن به درازا کشید. داشتم چه می‌گفتم؟ آهان! مردم عزیز و هم استانی‌های غیور: بیایید قدر این مجالس را بدانیم؛ قدر حضور این عزیزان را که پیوسته در میان مردم و همدرد آنها هستند. خدایی نکرده اجرا خود را با حرف‌های «صد من یه غاز» دیگران ضایع نکنید! انتخابات مجلس نزدیک است، مدیران کل شیک پوش خود را فراموش نکنید. با انتخاب آنها، آسوده خاطر سفر کنید.