Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

دمشقی، ایراندوست و آینده

دمشقی، ایراندوست و آینده
برای بوشهری های جوان که همگی خواهان یک تیم قوی و باطراوت هستند می نویسم، برای رضوی و دمشقی که کار بزرگی در فوتبال بوشهر بنا نهادند م نویسم، برای کسانی که فوتبال بوشهر را به این روز انداخته اند و برای آنهایی که فقط به کلاه «زا گالوئی» سعداوی رأی دادند و نه مربی گری او، و «ایراندوست». نمی‌دانم چگونه قرارداد بسته اند اما یقین دارم دمشقی با تجربه تر شده باشد و از یک سوراخ دوبار گزیده نشود. حتی ایراندوست. اما دلم می خواهد روزی که ایراندوست از این شهر می رود حداقل خشت کج این بنا را که توسط رفقا که همگی فقط پست گرفتند و پی نکندند و فوتبال بوشهر را در سرازیری قرار داده اند راست کرده باشد. من هم با آمدن ایراندوست موافق بودم و یا «فرکی»، که یک ماه در پاس تهران دوام نیاورد و جالب است بدانید که به او فقط در تیم ملی پست می دهند! مخالف. چرا که ایراندوست زیر نظر و همراه یک مربی خوشنام و شاهینی به نام «بهمن (محمد نقی) صالح‌نیا سماک» بازی کرده او که در ایام بازیگری در ملوان و در جام تخت جمشید در تیم های پایه هم مربی گری کرده در انگلیس دوره دیده و شاید خیلی ها ندانند او در آن زمان ها گِل و لای انزلی را در نوردید. در تهران، تبریز، مشهد و اصفهان زیر شلاق باران به همراه علی صیاد، رضا ویشگاهی، فرهاد صیا مصلح، بهمن صالح نیا و کمربند محکمی در آن تیم که «قاسم سلطانزادی» «جاوید جهانگیری» و «حسن دشتی» او را همراهی می کردند خط آتشی را روانه دروازه بزرگانی چون محمدرضا گربکندی، ناصر حجازی، منصور رشیدی، رضا قفلساز و اکبر مالکی می کرد که «علی نیاکانی» «غفور جهانی» و «عزیز اسپندار» خط آتش ملوان خواب را حتی بر مربیان خارجی آن زمان همچون «راجرز انگلیسی»، «لیادین» و «اسکینر» حرام کرده بودند، حالا او از شهری آمده که نمادش ملوان است.
ملوانی که چندین رده سنی تیم دارد تیم هایی که مثل «کارخانه بازیکن سازی» ملوان را تزریق می کنند. از او بپرسید و از او بپرسند کارشناسان فوتبال پارس جنوبی، که این تیم ها را چه کسانی هدایت می کنند حتماً او مربیان بومی و بازیکنان قدیمی انزلی را که آدم های نام آشنایی هم هستند نام خواهد برد او که بعدها ابوالفضل مزدستان را در کنار خود داشت، مربی فریدون موقر بوده و می داند که مسعود باقری، منصور بحرینی، احمد صادقی و محمد اسپندار هم در بوشهر بازی کرده اند و مسلماًٌ بی گدار به آب نزده و به بوشهر آمده راه سختی در پیش دارد و با جرأت می گویم او بیش از هر کسی قدر تیم های پایه را می داند چرا که با تمام وجودش آنها را حس کرده و حالا نمی خواهم برای چندمین بار اسم محلات را که بیشتر از عکس و اسم خودم بر روی آن حساس شده اند و بدشان می آید بیاورم اما اگر دمشقی به جز رفیق و رفقایش با کسان دیگری که پست نمی خواهند و دلسوزانه به او راهنمایی بدهند و مثل آن جلسه مطبوعاتی همیشه روزه اند و چیزی از این دنیای پست و پول لازم ندارند مشورت می کرد اکنون عباس گیشوئی، اکبر شمسا، نادر اقدام، اصغر کامیاب، سهراب بختیاری زاده به همراه رضا غریبی و بهرام غریب زاده مربیان نام آشنایی بوشهری در دراز مدت حتی به اندازه قوی سپید انزلی که حالا تیم «خانه قهرمانان» را هم به نام «ملوان سپید» به راه انداخته تیم های پایه می ساختند و آینده ای پر بار در انتظار شاهین و فوتبال بوشهر بود و حق الزحمه همه این ها به اندازه پول «نعیم زاگالو» و ریخت و پاش های او نمی شد حالا هم دیر نشده اگر دمشقی که تنها یک بار با او دست داده ام و همه می گویند آدم خوب و باتقوایی است به مشورت با کسانی که پشت سر او قایم شده اند! بسنده نکند. با کل پیشکسوتان نه آنهایی که دور و برش می چرخند! با تماشاگران و هواداران دلسوز فوتبال شاهین و بوشهر نه کسانی که جلسات شب نشینی، پیپ کشی و قلیان میوه ای به راه انداخته اند و پدر تیم را در آورده اند. با کارشناسان فوتبال مثل مجید جلالی با کسانی که رنج گل کشیده اند نه آنهایی که بوی آن را برده اند! و با نویسندگان ورزشی کسانی مثل سعید مدنی، پرویز زاهدی و در همین نزدیکی ها با حسن غریبی، احمد خالق پناه و کسان دیگری که فقط جلیقه‌ی خبرنگاری ندارند و با اسکندر احمدنیا که از اسکندرش نترسید او قرار نیست تخت ریاست کسی را به آتش بکشد! با کسی تند نمی‌شود او حتی از کلمات خشن هم شعر می سازد و درس شعور می دهد و رفتن بعضی‌ها را هم خدمت می داند. پس با این ها مشورت کن. آقای دمشقی «واَمرَهم شورا بینَهُم» مطمئن باش اگر دایره انحصار را بشکنی هم با دید وسیعی به فوتبال نگریسته ای هم بوشهر و شاهین پارس جنوبی را مثل ملوان صاحب ساختمانی با ساختاری قوی کرده ای و در آن زمان مربیان زحمتکش و خوشنام بوشهر از خانه نشینی و بازنشستگی اجباری به یاری شاهین پارس جنوبی خواهند آمد و هم مجبور نخواهیم بود از مربی دروازه بان ها که تا کنون هیچ کارایی نداشته استفاده کنیم و به جای استفاده از جوانان آینده دار بوشهری، از فوتبال تمام شده ها و کسانی که اهواز، آبادان، بندرعباس و تبریز را در نوردیده‌اند و از شهر رانده و در دهات خودشان هم جایی ندارند استفاده کنیم و یقیناً مشورت با افراد ذکر شده در مجموع معلومات و راه کارهای خوبی برای شما و آینده فوتبال شاهین پارس به همراه خواهد داشت و مرد کار بلدی مثل نصرت ایراندوست هم با قدرت و با دلگرمی هر چه تمام‌تر دل به کار خواهد بست و در آن صورت است که مخالفت‌ها کمتر شده موفقیت ها بیشتر و می توان به لیگ برتر هم امید داشت. آقای دمشقی وقتی ما ایراندوست و انزلی را می‌شناسیم پس بوشهر را بیشتر از مشاورین فعلی شما شناخته‌ایم و مشورت کن و پشت ایراندوست بایست. شما به کسانی اعتماد کرده ای که نتیجه‌اش را می‌بینی آنها می خواهند فقط خودشان باشند پس شما و ایراندوست فقط کار خودتان را انجام دهید.