![]() |
||||
|
|
||||
|
وحدت حوزه و دانشگاهوحدت حوزه و دانشگاه
قال النبی (ص) : العلم علمان علم الابدان و علم الادیان علم دو نوع است علم بدنها و علم دینها. از وحدت حوزه و دانشگاه تعابیر و برداشتهای مختلف بیان شده اما شاید بهترین تعبیر از آن وحدت در هدف است که عمده هدف هم ثبات سلامت جسم و روح یا اصلاح آنهاست جهت به کمال رسیدن انسان. بعضی میگویند منظور از وحدت، نوع فیزیکی آن مراد است و بعضی غیر آن را، اما این حقیر از زاویه دیگری به این موضوع میپردازم. اگر چه هدف فیزیکی و جابهجایی اساتید نیست اما برای رسیدن به آن هدف احتیاج به مسائلی است که بعضی را خواهم گفت. «ضرورت وحدت» مثل وحدت حوزه و دانشگاه را مثل رابطه علم و دین بگیریم. حوزه مظهر دین و دانشگاه مظهر علم. دانشگاه منهای حوزه، علم منهای دین به وجود میآورد. علم منهای دین مربوط به انسان است اما مربوط به انسانیت انسان نیست. «ارتباط آنها» علم دانشگاهی مثل چراغ و علوم دینی همچون نقشه در مسافرت با اتومبیل است به این صورت که چراغ اتومبیل تنها قسمتی از راه را روشن میکند، اما نقشه مقصود را نیز نمایان میسازد. میتوان گفت علم دانشگاهی و علم حوزوی دو بال پرواز انسان به سوی انسانیت است. «وحدت فیزیکی» ـ حضور متقابل علماء دین و دانشگاهیان در دانشگاه و حوزه ـ وحدت رویه و همکاری در عمل اگر بخواهند یک معضل یا خطری را پیشگیری کنند یا بردارند هر دو قشر با هم همکاری کرده و نتیجه بهتری هم کسب خواهند کرد، مثلاً در قضیه پزشکی ایدز: اگر اطلاع رسانی و آموزش مردم به همراه بیان شدن مسائل شرعی مربوط به آن باشد، کارشناسان دانشگاهی راههای سرایت و انتقال آن را بیان میکنند. مثلاً یک راه از طریق جنسی است و اعلام خطر میکنند و کارشناس علوم دینی دستورات احکام و عواقب دنیوی و اخروی بیبندو باری جنسی را بیان مینماید لذا وقتی یک اطلاعیه میخواهد پخش شود یک قسمت آن نظرات کارشناسان علوم دانشگاهی در مورد ضرر و زیان و فایده پیشگیری یا درمان و … باشد قسمت دیگر آن احادیث و روایات موید آن گفتهها، لذا افرادی که حس علمی دارند طبق مسائل دانشگاهی و آنها که اعتقاد بیشتری به احادیث و روایات دارند طبق آن و گروهی هم از هر دو نظریه استفاده کرده و مصممتر میشوند. این همکاری در زمینههای مختلف اجتماعی، پزشکی، شخصی و اخلاقی پیشگیری و درمان قابل اجرا است. به عنوان نمونه: اسلام خوردن شراب (مسکرات) را حرام کرده، و بعضی از دلایل و مضرات را هم بیان کرده اما شاید برای کسی که از نظر ایمان ضعیف باشد. با توجیهات خاص خوردن را جایز میداند، اما اگر همین شخص نظرات کارشناسان علوم پزشکی را هم بشنود که مثلاً باعث تولد فرزندان بیمار، درگیری لوزالمعده و بیماری شدید کبدی میگردد برای او اطمینان حاصل شده و از آن کار خودداری میکند یا مسائل اخلاقی مثل حسد که در روایات عواقب سوء آن را بر شمرده آن را موجب بیماری بدن میداند که یکی از علل استرسزا بوده و باعث ترشح مواد مضر در بدن میگردد. از این باب مثال فراوان است، چرا که دین ما در عین حال که دین عبودیت و بندگی است شاید بتوان گفت 100% دین پزشکی است یعنی هر واجب و حرامی، مستحب و مکروهی یک جنبه پزشکی هم دارد. با توجه به مسائل ذکر شده اگر یک روحانی میخواهد منبر برود، بعضی از احکام را گفته و در کنار آن فلسفه و دلایل پزشکی را هم بگوید، در چنین صورتی مستمع بهتر میپذیرد. «حضور متقابل» اگر این دو قشر بزرگ و مؤثر در جامعه از هم دور باشند عواقبی دارد: ـ بیاطلاعی هر دو طیف از نظرات و علوم یکدیگر بیاطلاعی از نیازهای همدیگر: با توجه به این که دانشگاه محل تجمع آراء و دیدگاههای مختلف بوده لذا در صورت دوری عالم دینی از محیط دانشگاه از تفکرات و شبهات نیز بیاطلاع بوده، و نمیتواند به موقع پیشگیری یا اصلاح نمایند. همچنین در امور حوزوی هم وضعیت به همین گونه است. ـ فعالیت افرادی با هدف نامقدس و ایجاد شک و تردید نسبت به همدیگر و عدم همکاری آنها در بهبود وضع جامعه «ایجاد کمیته هماهنگی و ارزیابی» متشکل از: رؤسای دانشگاهها ـ سازمان تبلیغات و ارشاد اسلامی ـ مدیر حوزههای علمیه ـ معاونین پژوهشی و فرهنگی دانشگاهها، امام جمعه وظایف: 1ـ یافتن عوامل مؤثر در وحدت و راهکارهای عملی کردن آنها 2ـ بررسی عوامل تفرقه انگیز و شیوههای برخورد با آنها 3ـ داشتن نشریه مخصوص (مشترکاً) 4ـ کمک خواستن و نظر خواهی از دانشگاهیان و حوزویان جهت ارائه راهکارهای علمی به صورت فراخوان مقاله یا به صورت ارائه پایان نام برای وحدت 5ـ همان طور که در دانشگاه نماینده رهبری و فرهنگی هست در حوزهها هم مشاورین دانشگاهی برقرار شود. به عنوان مثال مشاوران پزشکی و بهداشتی، جامعهشناسی، علوم سیاسی و… میتوانند جلساتی را در حوزه جهت آموزش طلاب برقرار نمایند. 6ـ نشستهای فصلی در سطوح مختلف: برگزاری همایشهای علمی و دینی در دانشگاه و حوزه و با حضور دانشجویان، طلاب و استادان هر دو مؤسسهی علمی. 7ـ دعوت از نخبگان حوزه و دانشگاه و افرادی که در راه علمی کردن وحدت حوزه، و دانشگاه گامهایی اساسی برداشتهاند. 8ـ برگزاری درس اخلاق مستمر جهت طلاب و دانشجویان به صورت مشترک و با اطلاع رسانی خوب و دعوت از اساتید اخلاق حوزه و دانشگاه با مد نظر داشتن زمان مناسب برای هر دو قشر 9ـ نظارت بر انتخاب ائمه جماعات دانشگاهها جهت برگزیدن افرادی با سطح علمی بالا، خوش خلق و خوی، برخورد و دوری از انتخاب افرادی که کم سواد یا دارای تفکرات متحجرانه میباشند. 10ـ اختصاص مکانی در دانشگاه جهت جواب به سؤالات و شبهات با حضور مستمر اشخاص زبده و آگاه به مسائل روز (اگر چه فعلاً در سطح ضعیف انجام میشود.) 11ـ دعوت از اساتید دانشگاه و حوزه در سمینارها یا نشستهایی که به شکل تخصصی برگزاری میشود، به عنوان مثال: اگر جلسهای از طرف دانشگاه، برای مبارزه، با ایدز برگزار شد، یکی از اساتید حوزه هم دعوت تا نظرات اسلام را در مورد پیشگیری و برخورد با آن بیان کند. یا اگر حوزه نشست فرهنگی و اخلاقی برگزار میشود از اساتید دانشگاه دعوت کرده تا پیشرفتهای علمی جدید را در ارتباط با آن قضایا بیان کند. 12ـ برگزاری اردو و یا سفرهای زیارتی مشترک 13ـ برگزاری مسابقات ورزشی مشترک 14ـ در نظر گرفتن سهمیهای برای ورود روحانیون و طلاب با تحصیلات متناسب متوسطه به دانشگاه در رشتههایی از قبیل دبیری زبانهای خارجه، ریاضی و … به طور کلی دروسی که حوزوی نیست، اگر چه این به ظاهر راه کار مناسبی نیست ولی عملاً تأثیر شایانی در جذب دانشآموزان و دانشجویان به مسائل معنوی و روحانی دارد و همچنین نقش مهمی بر ایجاد ارتباط صمیمانه بین دانشآموز و روحانی داشته و باعث کمرنگ شدن فعالیت دشمنان عزت اسلام و حکومت اسلامی جهت دور کردن مردم از روحانیت میشود که این حقیر تجربه خیلی خوبی هم در این زمینه داشتهام. زمانی که برای تدریس کتاب زیستشناسی به دبیرستانی ابلاغ گرفتم در اولین جلسه دانشآموزان احساس تعجب کردند و گفتند که شما اشتباه آمدهاید و هم برخورد خیلی صمیمانهای نداشتند، ولی بعد از گذشت چند روز آن قدر صمیمی شدند که حتی بعضی از آنها سؤال میکردند ظهرها کجا نماز میخوانی و پس از آن در نماز جماعت ظهر که برگزار میشد شرکت کردند. 15ـ برگزاری دورههای فشرده آموزش مکالمه زبانهای خارجی برای طلاب و روحانیون توسط اساتید دانشگاه 16ـ امکان برگزاری کلاسهای پاره وقت حوزوی برای اساتید و دانشجویان در حوزههای علمیه هر شهر 17ـ تعیین و تدوین چشم انداز وحدت، نه این که هر چه شود. 18ـ نظارت بر نشریههای حوزوی و دانشگاهی برای جلوگیری از درج مطالب تحریک آمیز بر علیه یکدیگر. و آموزش نقد جهت انتقاد سازنده در هر دو قشر 19ـ فراهم نمودن امکان ارائه پایان نامهها به صورت همکاری یک طلبه با یک دانشجو در رشتههای مختلف، تا مسائل مورد تحقیق از لحاظ علم جدید و علم حوزوی مورد بررسی قرار گیرد 20 ـ ارائه مسائل اخلاقی توسط اساتید دانشگاهی که اثر خیلی زیادی بر دانشجویان خواهد گذاشت. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه