Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

مصاحبه با حسین پور صفر سراینده مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت »

مصاحبه با حسین پور صفر سراینده مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت »
تصور ایجاد اثر هنری بدون توجه به زمان ایجاد اثر امری ناممکن است
 قبل از هر پرسش دوست داریم بیشتر با شما آشنا شویم ، بنابر این کمی از خودتان بگویید.
ـ در سال 1331 در بوشهر متولد شدم . دوره ابتدایی در دبستان مهران و دوره دبیرستان در دبیرستان‌های داریوش کبیر و سعادت در رشته ریاضی به پایان رساندم . سال 50 تا 52 با کار و فعالیت در شرکت های صنایع دریایی و هدیش و مدت کوتاهی ملی حفاری سپری شد. سال 52 به دانشکده حقوق سیاسی دانشگاه تهران راه یافتم . بعد از یک سال نیمه کاره تحصیل را رها کردم و دوباره در شرکت هدیش مشغول به کار شدم . سال 54 در کسوت معلمی به یکی از روستا های کنگان اعزام شدم . سال 55 دوباره منصرف شده و در دانشسرای راهنمایی شیراز به تحصیل پرداختم . پس از فارغ التحصیلی در رشته ریاضی روانه تدریس در مدارس خورموج و بوشهر گردیدم . کار هنری من از سال 43 در محضر استادانی از جمله باباچاهی و نعمتی زاده آغاز شد. مشق شعر کردم و این روند تا سال 50 ادامه داشت . حاصل این هفت سال اشعار فراوانی بود که پیش از چاپ به دست آتش سپردم. از سال 55 تا 62 سه مجموعه شعر سرودم که چون در دوره خود موفق به چاپ آنها نشدم ، بعدها از انتشار آنها چشم پوشیدم . از اواخر دهه ی 70 دست به کار نوشتن رمان « هیاهوی پنهان » شدم که در سال 79 منتشر شد . اوائل سال 78 تا اواخر 80 نوشتن رمان « لابه ی لذت » را شروع کردم . از 80 تا 84 در سکوت و بی حوصلگی سپری شد . از 84 تا 86 رمان « لابه ی لذت » را بازنویسی و به دست چاپ سپردم . هم زمان مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » که حاصل دهه ی هفتاد بود و برخی از آن اشعار در نشریات چاپ شده بود ، منتشر کردم . در حال حاضر نوشتن رمان دیگری آغاز کرده ام که مراحل پایانی را می گذراند.
 شما چند سال از بوشهر دور بودید . در این سال‌ها هیچ مطلبی از شما در نشریات به چاپ نرسید . سکوت شما و یا دوری شما از بوشهر چگونه توجیه می شود؟
ـ در دهه ی هفتاد من همکاری مستمر با نشریه نسیم جنوب و برخی نشریات دیگر بوشهر و فارس داشتم . شعر و نقد ادبی دست مایه ی کار من در این نشریات بود. در سال 82 به دنبال بازی های سرنوشت و زندگی حدود چهار سال از بوشهر به شیراز کوچ کردم و این مصادف بود با سال‌هایی که زندگی من در سکوت و یا در نوشتن رمان خلاصه می شد.
 کتاب اول شما رمان « هیاهوی پنهان » در سال 79 به چاپ رسید و حال دومین کتاب مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » . این رویکرد شما چگونه ارزیابی می شود؟
ـ حدود هشت سال از اوائل سال 70 تا نیمه های 78 طول کشید تا من از دست رمان «هیاهوی پنهان» خلاص شوم . طولانی شدن نوشتن این رمان به چند دلیل بود : اول به قول شاملو غم نان که بدون خستگی ناشی از آن روزانه لااقل ده ساعت وقت مرا به خود اختصاص داده بود . دوم نوشتن رمان یک بار از زبان دانای کل و در حدود 300 صفحه ، که با توجه به جمیع مؤلفه‌هایی که قصه نویس در دوره کنونی با آن دست به گریبان است ، روح مرا بر نمی‌تابید . بار دوم تغییر ساختار و روایت از نگاه دانای کل و راوی اول شخص در همان تعداد صفحه ، که دوباره احساس کردم تمام ماجرا بازگو نشده است . بار سوم روایت از زبان اول شخص که حدیث نفس زنی بود که چشم باز نکرده ، همسرش را در اوان ازدواج در جنگ از دست می دهد . این روایت گرچه چگونگی ماجرا را از نگاه «شوکت» بازگو می کرد ، اما ویژگی های شخصیت همسرش در آن کاملاً آشکار نبود. بار چهارم روایت از زبان نویسنده ای که در میانسالی، ماجرایی مربوط به یک دهه قبل از زمان روایت از ازدواج ، جنگ ، حوادث پیش از سال 57 که همگی مربوط به همسرش بوده را بازگو می کند. این روایت گرچه ابعاد شخصیت همسرش را آشکار می کرد ، اما با نگاه آخر شیوه ی روایت در قفس تنگ زمان خطی مرا قانع نکرد . بار پنجم نقل روایت با ارائه ی ذهن به مثابه ی راوی با تمام ویژگی‌هایش که در مقطعی محدود بی پروا خطر می کند و تمام معادلات زمان گذشته ، حال، واقعیت های روزمره ، حدس و گمان‌ها، شک و تردید‌ها ، دل مشغولی‌ها و گله و شکایت‌ها را به هم می ریزد و بی قاعده ناخود آگاه و خود آگاه برجسته و در عین حال به پرسش می گیرد و ماجرا را همان گونه که برای ذهن به مثابه ی راوی امکان پذیر است بی واهمه به تصویر ، جدل و چالش می کشد. در واقع هشت سال روایت « هیاهوی پنهان » روایت پنج داستان مستقل بود که یکی از آن‌ها برگزیده شد. در این جا از علاقمندی و حوصله مرحوم محمد بیابانی ویراستار کتاب















که در طول آن سال‌ها زحمت فراوان کشید و همکاری لازم با من داشت تشکر می کنم.
سال 79 و 80 پیش نویس رمان دوم من « لابه ی لذت » تقریباً آماده شد. دست سرنوشت اجازه نداد من در مدت کوتاهی بازنویسی نهایی را نوشته و کتاب را چاپ کنم . سه سال این نسخه خاک خورد و در سال 84 و 85 بالاخره نوشتن این رمان به پایان رسانده و هم زمان با مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » به دست چاپ سپردم که فعلاً در مرحله توزیع است . رمان « لابه ی لذت » چهار داستان مستقل و در عین حال به هم پیوسته است که برخی شخصیت ها کم و بیش در چهار داستان حضور دارند.
«رستوران کوچک واقعیت » شعر های دهه ی هفتاد است که با تاخیر چاپ شده است . فعلاً رمان دیگری در دست دارم که پیش نویس آن تمام شده و مراحل نهایی نوشتن را می گذراند .
 شعر شما به نوعی تلاش برای بوجود آوردن شعری « خِرد محور » است . روند شکل گیری و کنش زبانی – اندیشه ای ای که باعث آفرینش این نوع شعر می شود را توضیح دهید .
ـ من مخالف اطلاق شعر « خِرد محور » به شعر های این مجموعه شعر نیستم . « محور» کلمه ای ساده و بدیهی است و مثل برخی قضایا در ریاضی که نیاز به اثبات ندارند . اما کلمه «خِرد» بار ارزش و معنایی ویژه و در عین حال پیچیده ای دارد که باید آن را تعریف کرد . در قرن حاضر به دلایل ویژه ای که فعلاً مورد بحث ما نیست ، استفاده از این نمونه کلمات بدون تعریف مشخص گمراه کننده است . در دوره معاصر تمام کلماتی که بار ارزشی دارند مورد بهره برداری های گوناگون و چه بسا متضاد قرار گرفته اند . در نتیجه ما هر بار ناگزیریم آن را به طور مشخصی تعریف کنیم. منظور ما خِرد به معنای امری یقینی است. یا خِرد به مثابه ی امری نسبی و قابل اعتماد و یا به معنای امری نسبی و غیرقابل اعتماد و یا به مثابه ی امری غیرقابل اعتماد. در دورانی که همه چیز حتی معانی کلمات بنا به ماهیت شان به یغما رفته ما ناگزیر هر بار باید منظور خودمان را از استفاده از کلمات بازگو کنیم. بی توجهی به این امر آدرس غلط گرفتن است، بدون این که ما در عالم واقع قادر باشیم توانایی زبان را در ارتباط میان آدم ها کتمان کنیم. من واقعاً نمی دانم منظور شما از خِرد کدام معنا و لایه معنایی لغزنده است . چون که خیلی آسان می توان بار معنایی ویژه ای را بر دوش لغتی سوار کرد و بعد آن را به چالش کشید. بدون توجه به این دشواری ها دیالوگ















میان آدم ها بی سرانجام و دست نیافتنی است. در هر صورت تصور ایجاد اثر هنری بدون توجه به زمان ایجاد اثر امری ناممکن است . بی دلیل نیست که آثار تابناک شعر گذشته برخی مواقع از نگاه مخاطب امروز مورد بی مهری قرار می گیرد و حتی به دست فراموشی سپرده می شود. همین گونه موسیقی ، رمان و حتی سبک‌ها و شیوه های ادبی در طول تاریخ هر کدام در دوره های بعد معمولاً به چالش کشیده می شوند. شاخه‌های مختلف هنری با توجه به نیاز های انسان بروز و خودنمایی یافته اند. اما امکانات هر شاخه محدود و امکان بهره برداری از آن‌ها در هر دوره متفاوت است . برترین ویژگی اثر هنری گفتگوی متن و مخاطب است که با توجه به دوره هنری سامان می یابد . از آنجا که پیش نیاز های انسان غالب بر زمان و مکان است ، ما با آثار هنری گذشته گفتگو می کنیم ، اما به شیوه مخاطب دوره معاصر و شیوه ، شکل ، زبان ، و نحوه ی مکالمه که ناگزیر بیرون از دایره ی زمان قابل دریافت نیست، در این گفتگو نقش تعیین کننده دارد.
 یکی از نخستین پرسش‌هایی که مخاطب شعر شما در مواجهه با کتابتان روبرو می شود نحوه ی خاص سطر بندی شعرهاست . دلیل این نوع سطر بندی چه بوده ؟
ـ شعر مثل دیگر شاخه های هنر مکالمه ای است میان متن و مخاطب . در یک گفتگوی دلپذیر و به سامان معمولاً هر یک از طرفین شیوه‌هایی به کار می گیرند که موثر تر در گفتگو شرکت کنند . معمولاً سطرها مثل جمله‌هایی است که هر یک از طرفین به کار می گیرند و تعداد سطر‌ها به وقفه‌هایی می ماند که هر یک از طرفین برای بهتر برگزار کردن گفتگو از آن بهره برداری می کنند.
 به قرائتی « خِرد گریزی » و « دوری از آرمان‌ها » یکی از پیامدهای شعری شعر دهه ی هفتاد و بعد از آن بوده است . آیا شعر شما به عنوان شعر « خِرد گرا» (اگر این را بپذیرید) و حتی « آرمان گرا » آیا می تواند حضوری پررنگ در عرصه شعر امروز ما داشته باشد؟
ـ متأسفانه مثل نوع لباس یا نوع آرایش در دوره معاصر نوع تفکر یا شیوه و سبک اثر هنری هم مورد بهره برداری مدیران فرهنگی جوامع قرار گرفته است. بهره برداری همه سویه از تمام جوانب اثر هنری و سمت و سو دادن به آن به مثابه ی کنترل کردن ، ویژگی مهم عصر ماست . این که در یک دوره شیوه ای از هنر و یا تفکر ویژه ای تبلیغ و ترویج می شود، نباید ما را گمراه کند ،که این رویکرد را ملاک و میزان سنجش آثار هنری آن دوره قرار دهیم . چنان که مکتب های بزرگی مثل رئالیسم ، ناتورالیسم و رمانتیسم علی رغم ارائه آثار جاودان و فراموش نشدنی هر یک در دوره های بعد به چالش کشیده شدند. از آن جا که هر کدام از این‌ها بخشی از شیوه تفکر ، جهان بینی و شیوه ی ادبی را برجسته کردند به مثابه ی اجزایی از یک سبک و شیوه مرکب کماکان در سینه متون هنری نفس می کشند. اما این نکته حائز اهمیت است که روایت هنری در طول تحول خود به هیچ یک از این مکتب‌ها و ایسم‌ها اکتفا نکرده است و متون سترگ هنری در دوره معاصر در قالب هیچ یک از این سبک ها و شیوه ها به تنهایی نمی گنجد . تصور کنید « خشم و هیاهو» یا « ابشالوم ! ابشالوم » فاکنر در چار چوب کدام مکتب ادبی قابل تفسیر است. حتی در رمان نو شیوه روایت به تعداد راویان متنوع و گوناگون است . آثار « رب گریه» شباهتی به آثار « کلود سیمون » ندارد . کمی پیش تر آثار فاکنر ، پروست و جویس شباهتی به یک دیگر ندارند. در عین حال هر کدام از این بزرگان روایت‌هایی از زندگی ارائه داده اند که مخاطب را مسحور و شیفته متن می سازد. تنوع آثار پست مدرن آن قدر متنوع و گوناگون است که حتی در یک سبک و شیوه ی ادبی معین قرار نمی گیرند .
انسان در هر صورت همان گونه که از مبادله تجربه در زندگی مادی گریز ندارد ، نیازمند محاوره ، گفتگو و زندگی معنوی است ، واین عرصه فرامخاطب است که خِرد ، آرمان ، پوچی ، سرگشتگی و زندگی بهتر در آن رخنه کرده و به اعتبار زندگی مادی و روابط اجتماعی این عوامل گاه برجسته و گاه به چالش کشیده می شوند.
 پیرو پرسش پیشین چرا اکثر مواقع به نظر می رسد تلقی شاعران امروز از مفاهیم اساسی جهان و اندیشه کم عمق شده است؟
ـ با توجه به پرسش قبلی شما هر عاملی اعم از مادی یا معنوی اگر به نیاز های زندگی فردی و اجتماعی انسان پاسخ مطلوب ندهد به پرسش گرفته می شود. شیوه غالب تفکر در دوره معاصر که با توجه به گسترش رسانه های جمعی و القا برخی جهان بینی ها که با توجه به اهداف مادی خاصی تبلیغ و ترویج می شود میزان معتبر و تمام شده ای برای گفتگویی که لاجرم میان متن و مخاطب پایان ناپذیر و حیاتی است محسوب نمی گردد . مفاهیم اساسی جهان و اندیشه نه با شیوه ی غالب هر دوره ، بلکه با توجه به ساز و کار ، سرنوشت و تحول این مقولات در بستر تاریخ قابل دریافت است.