![]() |
||||
|
|
||||
|
موسیقی فیلمموسیقی فیلم
بخش پایانی فرمها: به طور کل سه نوع موزیک فیلم وجود دارد: 1ـ پارا فریز کردن (Paraphrasing): در این نمونه از موسیقی فیلم، قطعه موسیقی مناسب با تصویر انتخاب میشود تا تماشاگر آن صحنه را بهتر درک کند. مثال: در تصویر تعدادی افراد شاد و خندان وجود دارند که موسیقی شادی بخش هم استفاده میشود. 2ـ پولاریزه کردن (Polarizing): در صحنههایی که تنها تصاویر قادر به انتقال احساس درونی فیلم نمیباشند، موسیقی جهت انتخاب صحیح به کمک تماشاگر میآید. مثال: تصویر مردی که در خیابانی تاریک میرود. آیا او افکار شوم یا افکار نیکی درسر دارد؟ در این لحظه موسیقی که روی تصویر است به تماشاگر کمک کند تا حس درونی صحنه را دریابد در این مورد محتوای تصویر ثابت است اما تعلیق با موسیقی اوج میگیرد و یا بالعکس کم میشود. 3ـ کاونتر پوینتینگ (counterpointing): در این فرم برای یک تصویر کاملاً واضح از لحاظ بار محتوایی موزیکی مخالف یا کاملاً متفاوت انتخاب میشود تا بدین ترتیب تماشاگر را نسبت به آن چه متعاقباً اتفاق خواهد افتاد هشدار دهد. مثال: بر تصویر رمانتیک و نگاه عاشقانه دو نفر به یکدیگر موسیقی جیغ آسایی گذاشته میشود و بدین ترتیب تماشاگر احساس میکند اتفاق ناخوشایندی در راه است. تکنیکها: 1ـ Leitmtiv-technik : در این پروسه که ریشه در درامهای موسیقایی ریچارد واگنر دارد، اشخاص یا شاخههای روایتی خاصی که در فیلم نقش اصلی و مهم دارند، توسط موسیقی برجسته میشوند. بدین منظور برای نقش مهم فیلم یا شاخهای خاص از روایت، موسیقی مخصوصی یا به اصطلاح leitmotiv ساخته میشود که بر اساس نیاز داستان در جای جای آن گذاشته و تکرار میشود. افرادی مثل Max steine و erich.w.korngold از پیشگامان استفاده لایت موتیف میباشند. از افراد معاصر میتوان به Howard اشاره که موسیقی ارباب حلقهها و سری جنگ ستارگان اثر John Williams را ساخته است. 2ـ mood- technik در این تکنیک موسیقی مناسب با حال و هوا و فضای صحنههای فیلم انتخاب و یا ساخته میشود. به عبارت دیگر mood-technik میکوشد تا بیننده فیلم را به حال و هوا و فضای موجود در صحنه نزدیک کند. 3ـ Mickey-Mousing : در این تکنیک سازنده موسیقی، به تک تک حرکات نقش آفرینان فیلم، حتی به روی قدمهای آنها تأکید میکند و برای هر نوع حرکتی موسیقی متناسب با نوع حرکت میسازد. بهترین مثال برای تفهیم این تکنیک "کارتون" میباشد. ناگفته نماند که نام این تکنیک هم از آغاز بر فیگورهای کارتونی برگرفته شده بود. امروزه در اکثر انیمیشنها و نیز فیلمهای کمدی از آن استفاده میشود. در پایان و در یک جمع بندی میتوان کاربردهای مختلف موسیقی فیلم را به طور خلاصه و به شرح زیر عنوان کرد: موسیقی در خدمت آرایش بیرونی فیلم: موسیقیای که روی تیتراژ آغاز و پایان فیلم گذاشته میشود، همچون قابی، فیلم را در بر میگیرد. موسیقی در خدمت ساختار فیلم: موسیقی نقاط اوج تصاویر و صحنههای فیلم را پر رنگتر میکند، و یا واقعیت را از رؤیا جدا میکند، و یا چندین صحنه را به هم پیوند داده و احساسهای درونی صحنهها را غنیتر میکند. مفاهیم غیر قابل مشاهده را قابل حس میکرد و بالاخره این که خود نیز جزو لاینفک فیلم میشود (در فیلمهایی که اجرای یک کنسرت در بطن روایت فیلم جای دارد. امید است که این مقاله در نحوه ساخت انتخاب موسیقی و چگونگی استفاده از آن برای فیلم توسط دست اندرکاران این مهم مؤثر واقع شود. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه