![]() |
||||
|
|
||||
|
انشقاق در اردوگاه اصولگرایانانشقاق در اردوگاه اصولگرایان
همان طور که موجود انسانی دوران رشدی را پشت سر میگذارد و مراحلی را میپیماید تا به فردی بالغ و دارای پختگی برسد گروههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی هم مراحلی را طی میکنند که متخصصان از آن به عنوان مراحل رشد گروه نام میبرند. چنان چه این مراحل به صورت هماهنگ و متوازن طی نگردد گروهها و احزاب شکل گرفته (رسمی یا غیر رسمی) دیر یا زود دستخوش تغییر، دگرگونی و شاید زوال گردند و جای خود را به گروههای دیگر واگذار نمایند. دوران رشد گروه را متخصصان به پنج مرحله تقسیم بندی میکنند که عبارتند از : 1ـ شکلگیری 2ـ تعارض 3ـ هنجار گزینی 4ـ عملکرد 5ـ انحلال. گروههای سیاسی که در جستجوی رسیدن به قدرت با هم به رقابت بر می خیزند کم و بیش این مراحل را میپیمایند. در ابتدا افرادی که فکر میکنند دارای وجه اشتراکی میباشند، دور هم جمع میشوند و تلاش میکنند تا چارچوبی را برای همکاری و تشریک مساعی در جهت رسیدن به یک هدف (فرضاً قدرت سیاسی) تعریف کنند. در مرحله دوم یعنی مرحله بحران، افراد گروه متوجه میشوند که بعضاً شباهتها حداقل، و تفاوتها حداکثر است و این جاست که تعارضها آغاز میگردد یا این که ممکن است افراد تفاوتهایی را دریابند که قبلاً به عنوان وجوه اشتراک بر آن پای میفشردند. در هر حال در مرحله دوم رشد (دوره بحران) ممکن ست به علت افزایش تعارض گروه متلاشی شود و هر فردی به دنبال کسب و کار خود برود و عطای نیل به هدف را به لقای آن ببخشد. اما معمولاً گروهها سعی میکنند با توافق ظاهری به صورت تقسیم غنائم و پستها و مسئولیتها قبل از رسیدن به هدف یا ایجاد دلگرمی و انگیزههای دیگر، کیان گروه اجتماعی را از فروپاشی حفظ کنند و مانع از انحلال گروه سیاسی گردند. پس از این، مرحله سوم یعنی هنجار گزینی فرا میرسد. در این مرحله قواعد و مقررات از طرف گروه برای اعضا درباره گفتار، کردار تعیین میشود و افراد خود را متعهد به انجام آن میدانند. مرحله چهارم که در واقع آماج و هدف هر گروه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قلمداد میشود، علمکرد و اقدام است. یعنی این که گروه اهداف خود را آشکار میسازد و ایدههای مورد نظر خود را عملی مینماید. برخی از گروهها به این مرحله که میرسند دیگر آن وحدت نظر و همبستگی فی ما بین رو به کاهش مینهد و به ویژه نخبگان گروه خود به ایجاد نحلههای دیگری مبادرت میورزند و حتی به رقابت با سایر افراد گروه میپردازند. البته ممکن است گروه به صورت متشکل و منسجم به عملکرد بپردازد ولی زیاده خواهی، قدرت طلبی، سهم خواهی معمولاً گروه را دستخوش دگرگونی میسازد و بیشک در این شرایط مرحله پنجم فرا میرسد و گروه از هم میپاشد. اینک به مصداق عینی موضوع بر میگردیم. بی شک نخستین عاملی که اصولگرایان را در تیر ماه 1384 در انتخابات ریاست جمهوری حول یک محور جمع کرد و نوعی شکل گیری اولیه بود همانا شکست و ناکامی سنگین آنها در انتخابات دوم خرداد 76 و تحقیر و تخفیف ایجاد شده برای آنها بود که همه اصولگرایان را بر آن داشت که باید به هر صورت ممکن رقیب را شکست دهند. از سوی دیگر، ناکامی و شکست اصلاحطلبان در اجرای برنامههایشان سهم دیگری در موقعیت اصولگرایان بود و در این شرایط اصولگرایان تابلودار و غیر تابلودار همه جمع شدند و آن چه که آنها را گرد هم آورد فقط کنار زدن رقیب بود و بس! بنابراین، نگرش شکست رقیب، مهمتر از اصل موفقیت بود. یعنی آنها را برای شکست رقیب برنامه منسجم و هماهنگ داشتند اما در زمینه اجرای موفقیت ایدهها، برنامهای نداشتند زیرا که وزن ناکامیو شکست چنان بر ذهن و نگرش آنان سنگینی میکرد که تصور موفقیت فراگیر و همه جانبه برایشان رویایی بود که تمرکزی بر آن صورت نگرفته بود. اصولگرایان در طی مراحل رشدی گروهی با بحرانهایی هم مواجه شدند، اما ترس از رقیب چنان بر آنان مستولی شده بود که تفاوت و تعارضهای فی مابین خود را همواره نادیده انگاشته و فقط بر شکست رقیب تاکید داشتند به هر حال اصولگرایان رقیب را شکست داده و به حاشیه راندند و تا مدتی چنان شادمان و خوشحال از پیروزی حاصل بودند که تفاوتی را در بین خود نمیدیدند و هر آن چه میدیدند، دوستی بود و برادری و صمیمت و علاقه و … اما با گذشت زمان کم کم موج عواطف و شادی حاصل از شکست رقیب فرو نشست و مرحله عملکرد فرا رسید. یعنی مرحلهای که اصولگرایان برای آن اندیشهای نکرده بودند. در این مرحله اصولگرایان قدرت یافته، تلاش کردند با آدرس انحرافی دادن و معرفی گروه رقیب به عنوان عامل مشکلات و معضلات از گرانباری عملکرد ضعیف خود بکاهند. اما این حربه با استیلای همه جانبه و فراگیر اصولگرایان بر ارکان قدرت سیاسی کمرنگ شده بود. زیرا که رقیب نه تنها شکست خورده بود بلکه خانه نشین هم شده بود و لذا بر چسب مشکلات را به رقیب زدن و نخ نمایی رقیب دیگر فاقد کارایی و اثر بخشی بود. و دقیقاً از همین نقطه بود که اصولگرایان متوجه شدند. که نه تنها تفاوتهای آنها حداکثری بلکه شباهت موجود بین آنها هم تصوری و کاذب بوده است. آن چه بین آنها وجود داشت و به خیال خود عامل وحدت و انسجام است، پاره ریسمانهایی است که مدتها پیش گسسته شده است ولی آنها در سراب ذهنی خود به شکل به هم پیوسته دیدهاند. این موضوع اینک آشکارتر شده است و عقلای اصولگرای سنت محور، برای حفظ کیان و «بودن» خود و نه برای «شدن» پای به میدان گذاشتهاند و فریاد رسای اصولگرایان خرد ورز را پیش کشیدهاند. آنان به وضوح و روشنی تمایز و انفکاک خود را از نئو اصولگرایان دولتی اعلام مینمایند و در پی ترسیم جغرافیای سیاسی دیگر اما در گشتاوری غیر از آن چه بودهاند میباشند. اظهارات اخیر، لیدرهای اصولگرای سنتی را در باب انتخابات مجلس هشتم باید در همین چارچوب تعبیر و تفسیر کرد. آنان با شتاب فراوان میکوشند هم از نظر فکری و هم رفتاری خود را از عملکرد مجموعه دولت جدا سازند. شاید که در بازی دیگری فرصتی بیابند و با رقیب گزینی دیگر ، اما این بار نه اصلاحطلبان، بلکه دوستان و هم پیمانان قدیم اصولگرای خود وجههای نو به دست آورند. به اصولگرایان سنتی اعلام کرد که افکار عمومی در حال شکلگیری دیگری است و دیگر بار بخت با اصلاحطلبان در حال یار شدن است اگر که آنها قدر آن را بدانند و مستقبلان خوبی برای آن باشند! جالب است که باز هم تاریخ در حال تکرار است و عامل پیروزی شکست قبل از رقابت است یعنی عامل موفقیت، شکست اصولگرایان است، نه موفقیت برنامه اصلاحطلبان اینک بادهای سرد پاییزی همرا با برف زمستانی بر اردوگاه اصولگرایان وزیدن و باریدن گرفته است و درختان بیبرگ و بار آنها را در هالهای از سرمای زمستانی فرو برده است، هر چند که آنان در انتظار بارش برفهای سنگین زمستانی به سر میبرند. اصولگرایان سنتی حتی در جمع خود ساخته به قدرت رسیده هم جایگاه برازندهای ندارند و حتی گاهاً به چشم خصم نگریسته میشوند. راست گرایان محافظه کار دیروز، اصولگرایان سنتی امروز و راست گرایان مصلحت گرای فردا، راه دشواری در پیش دارند. آنان پیوسته در حال فاصله گرفتن و دور شدن از نو اصولگرایان دولتی میباشند و به نظر میرسد رقیب اصلی آنها در انتخابات دیگر اصلاحطلبان دیروز نمیباشند، بلکه هم اندیشانی میباشند که خود آنان باعث و بانی شکل گیری و رشد آنها بودهاند اما هم اینک در چرخشی آشکار در مقابل آنها قرار خواهند گرفت. یگانه راه احتمالی برای اصولگرایان سنتی این است که چشم خود را بشویند و دنیا را به شکل دیگری ببینند! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه