![]() |
||||
|
|
||||
|
اعترافات صادقانه و باورهای تلخاعترافات صادقانه و باورهای تلخ
رییس جمهور بعد از ظهر روز یکشنبه25/9/86 در یک مصاحبه تلویزیونی که از رسانه ملی شبکه یک سیما پخش شد، عملکرد دو سال و چندماههی دولت را به ملت گزارش داد. شاید یکی از عوامل ترتیب آن مصاحبه، رشد تورم، سختی معیشت مردم، گرانیهای روز افزون و رکود اقتصادی و از سوی دیگر هشدارهای علمی و فنی اهالی اقتصاد بود که سبب شد وی برای کاهش فشارهای عاطفی بر اثر تعهدات اجرا نشده با مردم صحبت کند. آشکار بود که ایشان روی موضوعاتی تمرکز دارد، یا پاسخ میدهد که اطمینان داشت مردم بر آن واقف هستند و قشر آگاه جامعه در رابطه با مسایل اقتصادی و سیاست روز نسبت به عملکرد دولت نه تنها ایراد دارند بلکه شدیداً به آن معترض هستند. به قول اچ کار: « صحت وظیفه است نه فضیلت.» این که رییس جمهور با آگاهی از نقاط ضعف دولت شخصاً آنها را به چالش کشاند در ذات وظایف اوست، زیرا روزی که پا در میدان نهاد و برای انجام تعهدات و مسئولیتهای محوله موظف شد و سوگند یاد کرد میدانست باید در برابر مردم پاسخگو باشد و هر جا نقصانی پدید آید، باید شجاعانه مشکل را با مردم در میان گذارد . بینندگان آن برنامه دو گروه بودند. الف: گروه مخالف دولت که در بین آنان نخبه و شیفته وطن کم نیستند، اما طرحها و برنامههای دولت را با چنین روشی برای رفع بحران تورم ناموفق میدانند. اشاره و اعتراض رئیس جمهور به ضعف مدیریتی و اجرایی بخشهایی از بدنه دولت، شاید برای رقبای انتخاباتی وی فایدهای داشت اما برای سایر اقشار مردم تلخ بود. گروه ب: مردمی بودند که دل در گرو عشق به ایران دارند و هر اندیشه مخالفی را برای خود و کشور ذلت میدانند، آنان از راه اعترافات صادقانه ریاست جمهور ی استقبال کردند، هر چند طرح بعضی مطالب همه وجودشان را به درد آورد . مردمی که گویا هویتشان و تأثیر گذاری یشان فقط در هنگام انتخابات مد نظر قرار میگیرد و سپس تودهی مردم به معنای اخص فراموش میشوند، حال آن که برای ایرانیان تفاوت نمیکند، چه نامی به ریاست مملکت میرسد و چه افرادی مسند وزارت و مدیریت کلان را به دست میآورند زیرا به خوبی میدانند ایران چهرههای برجسته علمی و شخصیتهای بزرگ و فرهیختهای دارد که قادر هستند مشکلات جامعه را حل نموده و انسداد خطوط پیشرفت را بگشایند. رییس جمهور در بخشی از سخنان خود گفت: « بیشتر مردم این واژه تورم را در زندگی خود لمس میکنند و باید ریشههای به وجود آمدن آن در ماههای اخیر و راهکارهای دولت تبیین شود، تورم در ایران، امروزی نیست و علتهای ریشهای از گذشته دارد.» این مطلب درست است و بی انصافی است که اگر همهی کاستیها را به دولت نهم مربوط بدانیم، اما واقعیت این است که رییس جمهور با آگاهی بر اشتباهات دولتهای گذشته و حتی عنوان کردن برخی از آنها تعهد رفع مشکل نمود و چنین نشان داد که ایشان هم درد را میداند و هم درمان را. آگاهان کشور با معرفی کابینه جوان دولت نهم بسیار زود متوجه شدند خلاء قدرت، تجربه و اجراء دولت را با مشکلات عدیده مواجه خواهد نمود، آن چنان که زمانی نگذشت که رئیس دولت دست به ترمیم کابینه زد . این که رییس جمهور تغییراتی را در کابینه به وجود میآورد نه تنها بار منفی ندارد بلکه اگر فرا جناحی عمل شود و با شناخت علل عدم توفیق همراه باشد مثبت و سازنده است. زیرا رییس دولت حق دارد وزیر یا مدیری را که قواعد را نادانسته یا دانسته اجرا نمیکند یا به هر علت عاجز از رسیدن به اهداف تعیین شده است از تشکیلات اجرایی خارج کند و فرد شایسته دیگری را جایگزین او نماید. نباید فراموش کرد که دولتهای پیشین هم برخواسته از بطن انقلاب بودند و آنها نیز بارها بر بیماری مزمن اقتصاد کشور تأکید داشتند اما معلوم نیست چرا این بیماری هم چون میراثی گرانبها از دولتی به دولت دیگر میرسد و با شناخت آسیب و موضوع درد از یک گروه ورزیده اقتصاد برا ی علاج آن استفاده نمیشود. امروز گروه های مختلفی از مردم، در اقتصاد، تجارت و گردش پولی مملکت دست دارند و میدانند ضعف اقتصادی جامعه نوعی بیماری مسری است که متأسفانه بر سیستم کلی مملکت اثر سوء میگذارد. شادروان فردوسی هزار سال پیش فرمودند: «به زر میتوان لشکر آراستن». این مملکت از مواهب خداداد فراوانی بهرهمند است و زر و لشکر و علم را به خدمت گرفته پس چه عاملی موجب گردیده تا بیکاری، سقوط روزانه ارزش ریال ایرانی و فقر که ریشه در تورم دارد نگذارد این کشور جوان ، پویا و ثروتمند در برنامههای خود موفق باشد. گزارش مکرر گروههای کارشناسی و مؤسسات مالی و اقتصادی دست کم در یک مورد مشترک نشان میدهند، و آن دولتی بودن اقتصاد ایران است. به نظر میرسد چنان چه دولت به مجموعهی مدیران استانی برای تحول نظام اقتصادی و تدوین روشی منطبق با ساختار فرهنگی و اجتماعی اختیارات تام دهد، متخصصان بومی با هماهنگی مراکز اقتصادی و مالی مرکز خواهند توانست بنبستهای منطقهای را باز نمایند . بدیهی است که بیان طرح و برنامههای زیر بنایی استانها و توانمندی بالقوهی آنان تفاوتهای بیّن وجود داشته باشد، چنان که اگر استاندار بوشهر اختیارات اجرایی بالایی داشته باشد بیشک به خاطر اطلاع و بصیرت بر کمبودها، معضلات و احتیاجات، دقیق تر از مرکز نشینان میتواند برای هر بخش تأمین اعتبار و هزینه نماید، کما این که 90 سال پیش مردم بوشهر و برازجان از مزایای راه آهن بهرمند بودند. در تمامی سالهای گذشته مردم یکصدا احداث خط آهن جنوب (جنوب یعنی بوشهر ـ خوزستان ـ بوشهر ـ بندرعباس و بوشهر ـ شیراز) را طلب کردهاند. گویا پس از قرنی دولت دستور مطالعه مسیر را داده است . جا دارد دولت به این پروژه ملی نگاهی ویژه داشته باشد و در سرعت بخشیدن به عملیات اجرایی آن تمهیدات مهمی اتخاذ نماید. به هر روی حجم زیادی از آن گفت و گوی تلویزیونی به بحران تورم و نفت ارتباط یافت و بیشترین تمرکز مصاحبه به بحران تورم؛ و جالب این که اشارات ریاست دولت به علت "تمرکز گرایی" شدید اغلب معطوف به تهران بود و این عجیب نبود، زیرا از گذشتههای دور تصمیمات مهم اقتصادی از سوی دولت و مجلس به نحوی ابتدا شامل حال تاجر، بازرگان و کارخانهداران تهرانی میشد و بعد به استانهای دیگر میرسید . آیا دولت خود بر این امور واقف نیست؟ و نهایت این که هزینه اشتباه دولتها چرا باید بر گردهی ملت باشد و مردم تاوان خطای اجرایی و برنامههای ناموفق دولت را بپردازند . گفتن نکات تخصصی پول و اعتبار و به طور کلی کالبد شکافی علل تورم برای همه هم وطنان قابل هضم نیست بزرگان عرصه اقتصاد بارها روی این موضوع نظرات کارشناسانه خود را ابراز داشتهاند اما چرا این راهکارها مورد توجه قرار نمیگیرد . رییس جمهور از تیتر زدن بعضاً غلو آمیز نشریات اظهار نارضایتی نمود در حالی که مطبوعات از ارقام و آمار مؤسسات مالی و شورای پول و اعتبار استفاده می کنند . این که ملت سقوط دلار ، افزایش نقدینگی و یا تزریق ریال و دلار به بازار را مسبب تورم دانسته و یازده هزار نفر زیر خط فقر مطلق را از تبعات شرایط بد اقتصادی بدانند چه مشکلی را برطرف می کند؟ شایسته بود در بخشهایی که رئیس جمهور معضلات و ناهنجاری های اقتصادی را نقد می کرد عامل آن و راه برون رفت از شرایط خطرناک آن را هم می گفتند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه