![]() |
||||
|
|
||||
|
روابط هلندیها با خلیجفارسروابط هلندیها با خلیجفارس
نوشته : ویلم فلور بیست و پنجم در 22 ماه مه 1765 امیرگونه خان به بندر ریگ حمله کرد. به دلیل اینکه کشتیهای بوشهری و انگلیسی ـ آنطور که قول داده بودند ـ بندر ریگ را محاصره دریایی نکردند، بنابراین بیشتر نیروهای میرمهنا توانستند از آنجا فرار کنند. میرمهنا در روز دوم ژوئن ریگ را به مقصد خارگو ترک کرد. گفتنی است در چهارم ژوئن 1765، ناوگان بوشهر ـ انگلستان که شامل سه فروند گالیوات، دو فروند بتیل و یک فروند شناور سه دکلهی انگلیسیبود، وارد منطقه عملیاتی گردید. بین این ناوگان و کشتیهای میرمهنا درگیریهایی به وجود آمد، اما این درگیریها جدی نبود. در واقع میرمهنا به راهزنیهای دریایی خود ادامه داد. پریس «price» ناخدای شناور انگلیسی چنان از این اوضاع، خسته و بیزار شده بود که از امیرگونه خان خواست تا نیروها را در خارگو پیاده کند. امیرگونه خان به او پاسخ داد که به علت اینکه اکنون موسم محرم (20 ژوییه 1765) است این اقدام، امکانپذیر نیست. پریس که از این پاسخ و عدم فعالیت کشتیهای بوشهری از کوره در رفته بود در 12 ژوییه 1765 آنجا را ترک گفت. در خلال این عملیات، سرکیس از بوشمن درخواست کرده بود تا به امیرگونه خان یاری رساند، اما او به رغم تهدیدهای سرکیس از انجام این خواسته سرباز زد.127 گفتنی است میرمهنا پیش از آنکه به خارگو فرار کند درخواست پناهندگی در خارگ گرده بود. بوشمن با بیان اینکه او خواستار درگیری با کریمخان نیست و از طرفی در خارگ هم آذوقه به اندازهی کافی وجود ندارد، این درخواست او را قبول نکرده بود. با وجود این، هم در خلال جنگ و هم بعد از آن تعداد زیادی از افراد میرمهنا به خارگ سفر میکردند. نظر به اینکه بوشمن به این افراد اعتماد نداشت به آنها دستور میداد تا آنجا را ترک کنند. علاوه بر این، او به طور کتبی علت دستور اخراج میرمهنا را به او تبیین کرد. بعضیها حتا بعدها بوشمن را ـ به خاطر اینکه اجازه داده بود تا میرمهنا در خارگو اقامت کند ـ مورد سرزنش قرار دادند، زیرا این جزیره هم به عنوان قلمرو هلندیها قلمداد میگردید. گفتنی است کنیپ هوزن در سال 1757 تعداد دو عدد ستون با مُهر و علامت «واک» در این جزیرهی کوچک برپا کرده بود، لذا هلندیها مدعی بودند که این جزیرهی کوچک به شرکت هند شرقی هلند تعلق دارد.128 واک تصمیم به ترک خارگ گرفت شورای اجرایی واک در باتاویا در ژانویه 1765 راجع به آیندهی تشکیلات تجاری واک در خارگ به بحث و تبادل نظر پرداخت. به رغم اینکه مدیران هفده نفره واک مایل به برچیدن تشکیلات تجاری واک در خلیجفارس بودند، با وجود این باتاویا ـ بر اساس نامههای خوشبینانه بوشمن راجع به چشمانداز تجارت ـ تصمیم گرفتند که تشکیلات خود به فعالیت خود ادامه دهد. باتاویا هرسال دو فروند کشتی ـ که عمدتاً محموله آن شکر بود ـ به منطقه میفرستاد و اوضاع را نیز هرسال مورد بازنگری قرار میداد. ضمناً باتاویا در چهارم آوریل 1765 تصمیم گرفت که پیتر هوتینگ جای بوشمن را بگیرد. مدیران هفده نفره واک در ژوئن 1765 به باتاویا دستور دادند که شورای اجرایی واک باید تشکیلات بازرگانی هلندیها را در خارگ برچیند. بنابراین این شورا در بیستم اوت تصمیم گرفت تشکیلات خارگ را ترک کند. از اینروی به هوتینگ دستور داده شد تا قلعه و عمارات را به قیمت مناسبی به میرمهنا بفروشد و اگر او آن را نمیخرید هوتینگ مجاز بود عمارت را به یکی دیگر از سران محلی بفروشد. باز هم اگر خریداری نمییافت هوتینگ میبایست جزیره را به طور مجانی به یکی از سران محلی واگذار میکرد مشروط بر اینکه هروقت شرکت به خلیجفارس برمیگشت او این تشکیلات را به «واک» مسترد میکرد. افزون بر این او میبایست قول میداد که اجازه ندهد سایر کشورهای اروپایی به جزیره دست یابند و آزادی مذهب و اموال ساکنان جزیره را هم تضمین میکرد. از این گذشته، هوتینگ میبایست از قصد فروش جزیره ساکنان خارگ را مطلع میساخت تا آنها بتوانند راجع به امور خود اقدام مناسب به عمل آورند. ضمناً هوتینگ میبایست کلیه تجهیزات نظامی را با سود صد درصد میفروخت و چنانچه خریداری نمییافت میبایست آن را به باتاویا پس میفرستاد. او مجاز بود مالالتجاره را تا حدودی با قیمتی پایینتر میفروخت و کالاهای فروش نرفته را به مالابار انتقال میداد. هرچند باید میکوشید این کالاها را در بین راه، در بندرعباس و مسقط، آب میکرد. تمامی این عملیات میبایست تا سپتامبر 1766 به پایان میرسید. باتاویا میبایست این تصمیم را مخفی نگه میداشت، زیرا دو فروند کشتی حامل کالاهایی اساسی باتاویا را به مقصد منطقه ترک کرده بود و از این گذشته تصمیم گرفته بود برای بازگشت کارکنان خارگ به باتاویا شناوری را از سورات به منطقه اعزام کند. شورای اجرایی واک برای اینکه بتوانست رویدادهای تجاری و چشمانداز آن در خلیجفارس را زیر نظر داشته باشد تصمیم گرفت تا یکی از کارکنان تشکیلات سورات به همراه یکی از کارکنان خارگ، در مسقط مستقر کند تا آنها به عنوان چشم و گوش شرکت فعالیت کنند. بنابراین شورای سورات هم تصمیم گرفت تا دستیار دوبوردیود «Assistant Dubordieux» را در هیأت تاجری خصوصی به مسقط اعزام کند. زمانی که این نامه به هوتینگ فرستاده شد، خارگ در دست میرمهنا افتاده بود.129 حمله هلندیها به میرمهنا بعد از خروج ناوگان اعزامی از بوشهر، میرمهنا دوباره به ادعای خود بر خارگ شدت بخشید. افزون بر این او فعالیتهای تجاری را هم در خشکی و هم در دریا، تقریباً دچار وقفه کرد. تنها کشتیهایی جرأت میکردند در آن بخش از خلیجفارس تردد کنند که گالیواتهای هلندی آنها را همراهی میکردند. با وجود این هلندیها برای حفاظت از تمام کشتیها امکانات کافی در دست نداشتند، معالوصف ورود کشتی والچرن در 21 ژوییه 1765، تا حدودی مایه آسودگی خاطر گردید. بوشمن اختیارات و مسوولیتهای خود را به هوتینگ سپرده بود. کشتی «دو کروننبرگ» در 31 اوت 1765 وارد منطقه شد. دیری نپایید که هوتینگ با اوضاع دشواری مواجه گشت. از یکسو به محض اینکه کشتیهای هلندی در ماه سپتامبر منطقه را ترک میکردند، خطر حمله میرمهنا وجود داشت. از سوی دیگر کریمخان و شیخ سعدون ـ با درخواستهای مستمر خود دایر بر اینکه با آنها همدست شده و دست به حملهای پیشگیرانه علیه میرمهنا زنند ـ او را کلافه کرده بودند. دست آخر این که تجارت، که واک به خاطر آن در آنجا مستقر شده بود، دچار وقفه کامل شده بود. در 17 سپتامبر 1765 کریمخان و شیخ سعدون نامهای به او ارسال کردند و خواستار پاسخی قاطع شدند که آیا او با آنها متحد خواهد شد یا نه. کریمخان یادآور شده بود که اگر پاسخ ارسالی منفی باشد او واردات کالاهای هلندی را به ایران قدغن خواهد کرد و هلندیها را به عنوان دشمن خود خواهد خواند. بنابراین هوتینگ که در مخمصه افتاده بود تصمیم گرفت تا به کریمخان ـ که تصور می کرد او قدرتمندترین متحد است ـ بپیوندند. ضمناً هوتینگ راجع به امکانپذیری حمله به خارگو، رأی و نظر بوشمن را جویا شده بودند. او در پاسخ اعلام نموده بود که امکان پیروزی یا شکست وجود دارد، هرچند او تصور میکند که نیروهای هلندی برای این حملهی تهاجمی، قدرتمند نیست.130 هوتینگ در 19 سپتامبر 1765، دستیار کریستیاند «Christiand» را جهت بحث و تبادل نظر با شیخ سعدون راجع به طرح حمله، به بوشهر اعزام کرد. کریستیاند چندین بار به خارگو رفته بود و با هزینهها و مخارج آن آشنایی کامل داشت. او در 24 سپتامبر در حالی که با شیخ سعدون به توافق رسیده بود، به خارگ برگشت. لذا هوتینگ، کورنیلر، فرمانده کشتی والچرن را به عنوان فرمانده نیروهای مهاجم منصوب کرد. نیروی بحریه هلندیها شامل شناورهای والچرن و کروننبرگ و سه فروند گالیوات بود که سه فروند گالیوات و تعدادی جهازات کوچکتر به فرماندهی شیخ سعدون هم به آن میپیوست. ناوگان متحدین در نهم اکتبر 1765 خارگ را ترک گفت. این ناوگان در همان روز وارد خارگو شد و سنگرها و مواضع و نیز گالیواتها او، که هنوز در کنار ساحل لنگر انداخته بود، زیر آتش گرفت. این گلولهباران تا 13 اکتبر ادامه یافت و این در حالی بود که خارگو به محاصرهی دریایی درآمد. گفتنی است در ساعت 9 بامداد روز 13 اکتبر تعداد 60 سرباز اروپایی و حدود 500 سرباز بوشهری ـ که سه قبضه توپگردان از آنها پشتیبانی میکرد ـ در خارگو پیاده شدند. فرماندهی نیروهای هلندی به عهدهی گروهبان ژان جرجن نادروپ بود که مدت زیادی در خارگ به سرد برده و به اسلوب جنگهای محلی آشنا بود. این نیرو در حالی که بی هیچ مانع و رداع به جلو میرفت به یک مرتبه در جبههی مقدم توسط سواره نظام میرمهنا و از طرف جناحین توسط نیروهای پیاده او مورد حمله قرار گرفت. نیروهای بوشهری با تحمل 150 کشته و مجروح تار و مار گردید و از میدان جنگ فرار کرد. نیروهای هلندی که فرمانده آن در اولین حمله از پای درآمد دست به عقبنشینی زدند و این در حالی بود که به نبرد خود تا ساحل ادامه دادند، اما در آنجا تعداد زیادی از آنها جان باختند، زیرا خدمهی قایقهای نفربر که ساکنان خارگ بودند، پا به فرار گذاشته بودند. لذا فقط 5 نفر جان سالم به در بردند و تمام عملیات در ساعت 9:30 بامداد به پایان رسید. هوتینگ نیروی دریایی بوشهر که محاصرهی دریایی را به نحوی کارساز سامان نداد و اجازه داد تا میرمهنا ـ که در 10 اکتبر نیروهایش فقط متشکل از 200 نفر بود ـ تقویت کند، مقصر دانست. به گفتهی کریستیاند، میرمهنا بعد از اشغال قلعهی موسلستین، این واقعیت را تایید کرد.131 بعد از این واقعهی ناگوار ناوگان به خارگ عقب نشست و در ساعت 13 بعد از ظهر به آنجا وارد گشت. هوتینگ که از این بابت خشمگین شده بود، تأکید می کرد که اگر کشتیها به گلولهباران مواضع میرمهنا ادامه میدادند این واقعهی ناگوار روی نمیداد. ناخداهای کشتیها با این گفتهی او مخالف بودند و میگفتند که آنها در این عملیات به مقدار زیادی مهمات نیاز داشتند. کشتیهای بوشهری که میخواستند آنجا را ترک کنند مطالبهی پرداخت مقرری کردند که هوتینگ آن را نپذیرفت.132 هوتینگ که بسیار مستأصل و سرخورده شده بود، نامهای به کریمخان نوشت و از او درخواست کمک کرد. به رغم اینکه کریمخان قول کمک به او داد، معالوصف این قول تحقق نیافت. هوتینگ از تشکیلات تجاری هلندیها در مالابار هم به طور کتبی درخواست یاری کرد. با همه اینها، به شناورهای والچرن و کروننبرگ دستور داده شد که تا رسیدن نیروهای کمکی کریمخان، در خارگ توقف کنند.133 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه