![]() |
||||
|
|
||||
|
صدا و سیما به کجا مینگرد؟!صدا و سیما به کجا مینگرد؟!
تقریباً تمامی مردم، چه آنهایی که از صدا و سیما و یا به قول دیروزیها رادیو و تلویزیون فقط اخبارش را از خبر تولید بزرگترین سیبزمینی کشور تا عروسی بلندترین مرد جهان و فلان درگیری در ینگه دنیا گرفته تا تأسیس جهاد سازندگی در ونزوئلا، و ساخت صدها واحد مسکونی در لبنان دنبال میکنند و چه آنهایی که با وسعت نظر و موشکافانه در عملکرد رسانه ملی دقیق میشوند، به خاطر دارند که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 تا چه اندازه رسالت بیطرفی این رسانه رها شد و علنا و عملاً به جانبداری از یک کاندیدای خاص گام برداشته شد و در این راه از خزانه ملت و جیب مردم برای یک جناح خاص به صورت غیر مستقیم هزینه گردید و از هر شخصیتی که صاحب وجه و شخصیت اجتماعی بود، استفاده شد تا شاید بشود فرد مورد نظر را به مردم قبولاند و وی را بر مسند مورد نظر نشاند. هر چند بعضی از این شخصیتهایی که از آثار و کلام آنها استفاده شد پس از انتخابات بابت اطلاعات غلطی که به آنها داده شده اظهار پشیمانی کردند. دست اندرکاران و سیاست پردازان آن زمان رسانه ملی که گویا متعلق به جامعهای دیگر بودند، با عدم شناخت فضای عمومی حاکم بر جامعه، بیتوجهی به شعور اجتماعی و سیاسی بالای مردم کشور خود و عدم درک نیاز و خواست مردم در آن شرایط خاص سعی در ایجاد وجه و پرستیژ برای کسانی کردند که مردم خود گواه خوبی بر عملکرد آنها بودند. در این جریان آن قدر به نفع یک طیف سیاسی خاص مانور تبلیغاتی داده شد و غلو گردید تا مردم با درک و بینش عمیق خود رأی به ارجحیت رقیب دادند و حماسه دوم خرداد 76 رقم خورد. امروز و پس از گذشت 10 سال از آن رویداد مهم و با نزدیک شدن به انتخابات حساس و سرنوشتساز مجلس هشتم، شاهد تکرار عملکرد برنامهریزان گذشته صدا و سیما و نگاه یک جانبه و محدود به یک طیف و گروه خاص از فعالان سیاسی کشور هستیم. تبلیغ دیدگاه، برجسته کردن عملکردها و بیان نقطه نظرات و برنامههای جناح موسوم به اصولگرا و چهره نمودن افراد خاص در سیمای متعلق به مردم که هزینه آن بر دوش تمامی آنها فارغ از وابستگی به هر جناح و حزب، عملی است کاملاً ناعادلانه و به دور از واقعیت شعار همگرایی و وحدت رویه در برخورد با موضوعات اجتماعی و سیاسی که در این مقطع زمانی در عملکرد صدا و سیما به خوبی مشهود است. استفاده از شیوههای کهن تصویر سازی و تلقین خواستههای برنامهسازان در برنامههایی مانند "در حاشیه"، "سایه روشن" و "خبرهای..." در شبکههای مختلف صدا و سیما، ساختن چهرهای کریه، خیانتکار ... از رقیب برای مطلوب جلوه دادن و استفاده از مجریانی که شیوه های خاص خود را در بیان اینگونه حاشیهسازیها به کار میگیرند و اصرار بر یافتن شکاف و اختلاف در بین اصلاحطلبان از اقداماتی است که برای از میدان به در کردن حامیان اصلاحات به کرات استفاده میشود. در بعضی از این برنامهها، خبرهای به ظاهر منفی مربوط به اصلاحطلبان را در بین اخبار مربوط به اپوزیسیون و فراریان خارج از کشور و یا بنیاد ملی براندازی (سوروس) و یا قاچاقچیان مواد مخدر و مثلاً "جمعه خان قاچاقچی معروف" پخش می کنند تا ضمن رتبهبندی رقیب در بین اشرار و معا ندان و مخالفان انقلاب ، به مردم اینگونه القا شود که همه اینها از یک قماشند، که قطعاً این ترفندهای سوخته و مندرس نه تنها سودی برای صاحبان اینگونه برنامهها نخواهد داشت، شاید به نوعی منجر به تکرار تاریخ گذشته نیز شده و نهایتاً این سناریو به ضرر همان کسانی تمام شود که سودای موفقیت خود و دوستانشان را در سر میپرورانند. اولویت خاصی که از مهمترین رسانه ملی برآمده، حمایت همه جانبه از عملکرد دولت نهم است. به طوری که در گذشته در مورد دولتهای قبلی مسبوق به سابقه نبوده است. البته از یک نظر حمایت از دولتی که برخاسته از حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است در مقابل توطئههای احتمالی دشمنان کاری است واجب و ضروری که در طول 8 سال ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به فراموشی سپرده شده بود، به هر حال توقع و انتظار مردم شریف ایران از صدا و سیمای ملت این است که در هر شرایطی رعایت عدالت و منش منصفانه را سر لوحه کار خویش قرار داده به جای پرداختن به مسائل و مواردی که باعث ایجاد دلخوری بخش عظیمی از مردم و بروز تفرقه وتشتت و چند دستگی در بین ملت متحد ایران اسلامی گشته و نهایتاً به نفع دشمنان مملکت خواهد شد، به رسالت مهم و اساسی خویش که همان اطلاعرسانی و فرهنگسازی است بپردازد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه