![]() |
||||
|
|
||||
|
تکلیف مردم چیست؟تکلیف مردم چیست؟
حکومتهای مدرن سه وظیفه عمده بر عهده دارند 1ـ اجرای قوانین مصوب مجلس و نظارت بر حسن اجرای آن توسط بخش خصوصی 2ـ تنظیم روابط خارجی با سازمانهای بینالمللی و کشورهای جهان به منظور گسترش روابط سیاسی و اقتصادی 3ـ ایجاد امنیت روانی ، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای همه شهروندان اعم از موافقان یا مخالفان نظام سیاسی. بررسی عملکرد حکومت (قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی) در ایران مبین این نکته است که وظایف آن بسیار گسترده و بدون نظامندی است. در کشور ما بسیاری از قوانین حتی قانون اساسی (اصول 15 ، 19 ، 26، 27) به درستی اجرا نمیشوند و دستگاههای حکومتی، بخش خصوصی را به حاشیه راندهاند. 80 درصد اقتصاد در اختیار نهادهای دولتی بوده و دستگاههای حاکمیتی به تمام مسائل و امور زندگی مردم وارد میشوند، پوشیدن لباس و چکمه نیز تحت کنترل پلیس قرار دارد، نظام آموزشی کاملاً تحت حاکمیت دولت است، واردات و صادرات عمدتاً توسط نهادهای دولتی انجام میگیرد. روابط خارجی بر اساس فرمول خاصی صورت نمیگیرد. تیرگی روابط ایران با سازمانهای بینالمللی باعث انزوای ایران و کاهش سرمایهگذاری میشود. منتقدان دولت از امنیت کافی برخوردار نیستند، صدا و سیما و امکانات دولتی به صورت عادلانه در اختیار همه گروهها و شخصیتها قرار نگرفتهاند و خلاصه این که نه تنها دولت مدرن تشکیل نشده است بلکه نهادهای حکومتی وظایف اصلی خودشان را فراموش کردهاند و بر سر راه فعالیتهای عادی مردم نیز مشکل ایجاد میکنند. عملکرد معیوب نهادهای حکومتی منجر به رشد تورم. کاهش سرمایهگذاری، افزایش بیکاری و گسترش فقر و ناهنجاریهای اجتماعی شده است. در این جا این سؤال مطرح است تکلیف مردم چیست و مردم چه گناهی کردهاند؟ این سوء مدیریتها و ناکار آمدیها بر مردم منتقل میشوند و هزینههای زندگی مردم را بالا میبرند. مردم از یک طرف در انتخاب مسئولان توانا و روشنفکر با محدودیت مواجهاند و از طرف دیگر ساز و کار قانونی برای پاسخگو کردن دستگاههای حاکمیتی کافی نیست. مجموعه عوامل فوق باعث گسترش فقر و فرار سرمایه شدهاند و یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا را با انواع گرفتاریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه کرده است. اما برای خروج از بحرانهای کنونی و تشکیل حکومت مدرن راهکارهایی وجود دارد که اجرای آن به نگرش مسئولان و جدیت فعالان سیاسی بستگی دارد. به طور کلی 5 راهکار برای کار آمد کردن نظام سیاسی و اداری ایران وجود دارد: 1ـ اصلاح برخی قوانین و مقررات به منظور تشکیل حاکمیت وحدت ملی. امروزه حاکمیت یک صدایی و دو میدانی نمی تواند مشارکت سیاسی ایجاد کند. 2ـ آزادسازی اقتصاد و واگذاری آن به مردم 3ـ برگزاری انتخابات آزاد به منظور انتخاب متخصصان و روشنفکران نو اندیش در رأس دستگاههای تصمیم گیر 4ـ آزادسازی رسانهها و جنبش نرمافزاری به منظور ارتباط تودهها با نخبگان 5ـ جذب نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور و سرازیر کردن سرمایههای آنها به داخل ایران به منظور توسعه اشتغال و کار آفرینی کشورهای پیشرفته جهان با اتخاذ سیاستهای تشویقی نخبگان، متخصصان و سرمایهگذارانِ کشورهای غیر دموکراتیک را جذب میکنند. نباید اجازه داد فرزندان توانمند این مملکت به خارج مهاجرت نمایند. خروج نخبگان به گسترش فقر و بدبختی میافزاید و برای نظام ایران سودمند نیست. بایستی با اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، انگیزه فعالیت نخبگان را بالا برد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه