![]() |
||||
|
|
||||
|
بی نظیر بوتو بانوی کم نظیر دموکراسی خواهی در جهان سومبی نظیر بوتو بانوی کم نظیر دموکراسی خواهی در جهان سوم
مرحوم شریعتی در نوشته های خویش عبارتی را به کرات تکرار می کند با این مضمون که در جامعه رشد نیافته و به آگاهی نرسیده هرانقلاب و دگرگونی به فاجعه ختم می شود. بر همین اساس بود که عنوان می داشت باید دموکراسی متعهد و هدایت شده را تا رسیدن به مرز خودآگاهی شهروندان اعمال کرد. عدم پذیرش منش های دموکراتیک در اکثر کشورهای جهان سوم -مخصوصاً در جوامع مذهبی – در همین مقوله قابل تبیین و تحلیل می باشد. رویارویی در برابر باورهای جدید فکری بشر در کشورهای توسعه نیافته در کنار همه مسایل و مشکلات موجود؛ می تواند ناشی از پایبندی توده مردم به باورهای سنتی باشد که متاسفانه در تئوری های جدید توسط صاحبان فکر و اندیشه در نظر گرفته نمی شوند. این مشکل دوسویه از طرف مردم عادی که تلاش در جهت رشد و تعالی خویش ندارند و در نظر نداشتن شرایطی که تئوری ها در آن بیان می شوند از طرف صاحبنظران؛ باعث می شود که بنیان های فکری مستحکمی چون بی نظیر بوتو قربانی لجاجت های سنت گرایانه بشود. مرور خاطره ای از دوران مبارزاتی ذوالفقار علی بوتو که او نیز قربانی دموکراسی خواهی در پاکسان شد می تواند آموزنده باشد. "آورده اند روزگاری که ذوالفقار علی بوتو جوان بود و مبارز؛ در مصاحبه ای با روزنامه ای در مدح و ستایش از آزادی و دموکراسی خواهی سخن های نغزی بر زبان جاری می کند. تا اینکه در گذر زمان بر کرسی نخست وزیری پاکستان تکیه می زند. همان روزنامه نگار خوش حافظه باز ترتیب مصاحبه ای را با ذوالفقار می دهد. اما این بار ذوالفقار مضطرب از آزادی خواهان در مذمت آنان مرثیه می سراید که ... آن خبرنگار با یادآوری مصاحبه دوره مبارزاتی او خاطرنشان می کند که این تغییر فکر ناشی از چیست؟ ذوالفقار اینگونه پاسخ می دهد که : آن روزگار من مبارز بودم و آزادی طلب که خواستار شکستن ساختارها برای ایجاد فضایی که در آن همه افراد صاحب حق باشند و مستوجب آزادی؛ اما اینک نخست وزیری هستم که سودای قدرت دارم و حفظ وضعیت موجود. این سخن بسیار ارزشمند برای همه تاریخ درس آموز است که بدانیم چرا افراد پس از آنکه به قدرت می رسند محافظ کار می شوند و بدانیم که آنان که در پشت دین؛ اقتصاد ؛ مردم و ... سنگر می گیرند و به هیچ وجه اجازه رشد و تعالی مردم را نمی دهند از کدام زاویه می نگرند و از کدام آبشخور تغذیه می کنند؛ که چه بسا اگر ما نیز جای آنان بودیم خیلی تفاوتی با آنان نداشتیم. بر همین اساس رابطه مستقیمی وجود دارد بین "برخوردار بودن" و "حفظ وضعیت موجود و محافظه کاری " و "برخوردار نبودن" و "تغییر". البته این سخن به این معنا نیست که یک قاعده عام ایجاد کنیم و ارزش آنان که در طول تاریخ از سر احترام به انسانیت و آزادی از همه چیز خود گذشته اند، را در نظر نگیریم. بلکه لحاظ کردن این مسئله است که در هر اندیشه و تغییری را باید در شرایط آن در نظر گرفت. و باز این نکته هم یادآوری شود که لحاظ کردن این مسئله به هیچ وجه توجیه ناکارآمدی سیاستمدارانی نیست که از تمام دنیای سیاست یک میز چهارگوش را شناخته اند. نکته ارزشمندی که در سخنان پدر وجود داشت و هرگز در گوش دختر فرو نرفته بود، این مسئله بود که؛ بی نظیر بوتو فکر توده مردم پاکستان را با میزان و منش دموکراتیک خویش سنجیده بود و این خطایی است که هرگز برای او قابل بخشش نیست. او در مانیفست دموکراسی خواهی خویش چنان جسور شده بود که فراموش کرده بود در مملکتی سخن می گوید که حکومت از آن "پادگان هاست". ژنرال مشرف در آرمانی ترین تعریف یک سردار نظامی است که به هیچ آداب دموکراتیکی که در آن قدرت به نحو شایسته دست به دست بشود، پای بند نیست. بنابراین از میان برداشتن بی نظیر بوتو برای او به بهانه های مختلف کار سختی نخواهد بود. مخصوصا که او در ادامه مبارزه بی نظیر بوتو اخیرا ناگزیر شده بود قدرت نظامی خویش را واگذار کند. اما این امر را نباید صرفاً ایراد بر مشرف دانست که یک نظامی است؛ بلکه اغلب حکومت های جهان سوم از این جنس هستند؛ همانطور که پدر بی نظیر بوتو نیز از چنین خصلتی برخوردار بود؛ در عین حال که پدر موکراسی خواهی در پاکستان بود! فضای فکری کشور پاکستان مثل اغلب کشورهای جهان سوم ؛ که از یک طرف ریشه در سنت دارند و از طرف دیگر مذهبی هسند هرگز نمی تواند با معیارهای دموکراسی خواهی بی نظیر بوتو همخوانی داشته باشد. عجب من از خانم بوتو بعد از یک عمر مبارزه این است که چگونه فضای جامعه شناختی و روانشناختی حاکم بر جامعه و مردم پاکستان را در نظریه دموکراسی خواهی خویش لحاظ نکرده بود. در اندیشه آخرین بی نظیر بوتو تاکید بر دموکراسی خواهی به سبک و سیاق غربی دیده می شد که جدای از پسندیده بودن یا نبودن آن؛ رودر رو شده بود با باورهای بومی و سنتی. اذعان بوتو به اینکه در صورت لزوم عبدالقادر پدر هسته ای پاکستان را تحویل امریکا می دهد و یا اجازه راه اندازی و توسعه پادگانهای نظامی در پاکستان به امریکا را خواهد داد؛ از اشتباهاتی بود که به هیچ وجه انتظار نمی رفت بوتو مرتکب شود. پاکستان از دیر باز یک دشمن مشترک داشته است به نام هند؛ که هر کسی در پاکستان قدرت را به دست بگیرد در این امر که با هند در منازعه مستمر است ناگزیر است. بنابراین تاکید بر برچیدن سلاح های هسته ای و یا تحویل عبدالقادر قبل از هر چیز موج ناسیونالیستی علیه بوتو را تشدید می کرد؛ چون پاکستان هسته ای و مغز متفکر آن عبدالقادر امروز به عنوان اهرم بازدارنده ای هستند که توده مردم پاکستان به آن افتخار می کنند. از این رو است که در حالت خوشبینانه اگر بپذیریم که مشرف در ترور بوتو نقش نداشنه است؛ حداقل در این مورد که تدابیر امنیتی در خصوص حفظ جان ایشان در مقابل افراطیون مذهبی اعم از طالبان و غیرطالبان و معصبان ملی و مذهبی را نیندیشید؛ نباید تردید روا داشت. وجود قشرهای به شدت عقل ستیز و بنیادگرا چه آنان که به گروه های شناخه شده ای مثل طالبان وابسته اند و چه آنان که بدون هیچ وابستگی گروهی به باورهای آبا و اجدادی وابسته اند و البته خردستیز هستند؛ باعث شده است که فضا و مجال برای رشد دموکراسی در پاکستان فراهم نباشد. براین اساس شاید تحلیل اینکه مستقیماً چه کسی تیر خلاص را به سوی بانوی آزادی خواهی در پاکستان نشانه گرفت سخت باشد؛ اما کشف این حقیقت هیچ کمکی به مسئله نخواهد کرد.چون در تبیین بنیادین مسئله هیچ تفاوتی حاصل نخواهد شد. آنچه مهم است این نکته می باشد که نزاع عقل و دموکراسی از یک طرف و سنت و تعصبات کور از طرف دیگر در جوامعی مثل پاکستان به این سادگی تمام شدنی نیست. در یک نگاه بدبینانه شاید بتوان بی نظیر بوتو را قربانی عملی زشت و پلید دانست که خود در پرورش آن اگر نقشی نداشت اما در حفظ آن سهیم بود. شاید برای او هرگز این مسئله قابل پیش بینی نبود که روزی او قربانی همان حرکت انتحاری خواهد شد که الفبای پدیدآیی آن، طالبانی است که امریکاییان پرورش دادند و البته بی نظیر بوتو با سکوت چندین ساله در برابر آنان با آنان اگر نگوییم همراهی کرد، حداقل موضع نگرفت. و باز اضافه کنیم که بی نظیر بوتو در ادامه همان اتفاق های تلخی رفت که ایندرا گاندی؛ خالده ضیاء و زنان ژورنالیستی افغانستان رفتند و این همان فکر متعصب و متصلبی است که قبل تر از آن یاد شد و جدای از اینکه به چه کسی وابسته باشند زن را در یک حریم خاص تعریف و تحدید می کنند و در شبه قاره هند و افغانستان و بسیاری کشورهای پیرامون ما کم نیستند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه