![]() |
||||
|
|
||||
|
آنیمیزم ناشی از جهل بشر دبیر سازمان ادوار تحکیم وحدتآنیمیزم ناشی از جهل بشر دبیر سازمان ادوار تحکیم وحدت
از آنجا که تکامل میبایست کار انسان را به ناظر تیزبین طبیعت مبدل سازد، لیک آن هنگام که انسان میخواهد درک درستی از جهان پیرامون خود بدست آورد به دلیل عدم تکامل جسمی و عقلی در برخی از انسانها که آن هم به دلیل آن بوده که یک طبقه خاص همیشه نخواسته که اصالت انسانی به رشد و تکامل سر حد خود برسد و همیشه گلهوار به دنبال یک طبقهی سر تا پا عقدهی ناقص به راه بیافتد، و گرنه در طول تاریخ میبینیم از روز نخست یعنی از زمان تحولات اجتماعی زن جایگاه اجتماعی امروز را نداشت یا با گذشت زمان و با به دست آوردن استعدادهای به تاراج بردهاش زن از مطبخ خانه بیرون و در عرصهی اجتماع به یک خود باوری و در نهایت به تسخیر کرسی دانشگاه، قضاوت و وکالت، پا به عرصهی اجتماعی میگذارد و به رشد و تکامل میرسد پس میتوان گفت که تقلید و تعلّم یک مقطع زمانی کوتاه منقطع و بعد از آن بشر میبایست به اصالت انسانی خویش برگردد و آزاد و مستقل و بدون اتکا به عقل تقلیدی به گشودن گرههای مباحث نظری و عملی برسد و در نهایت به رشد و تکامل عقلی محض. در صورتی که در طول تاریخ اینطور نبوده و از طرفی عدم تجربه و معلومات ناقص آن مرتب و پی در پی دچار توهم میشود و به فکر میافتد که نیروهای فوق طبیعی و وحشتناکی وجود دارند که بر تمام پدیدههای طبیعی تأثیر میگذارد و به این ترتیب بشر در طول زندگی خود به تمام این توهمات رنگ و بوی مفاهیم دینی میدهد. این مفاهیم به ظاهر دینی در واقع تصاویر کج و ناهمگون و عجیبی از نیروهای کاملاً طبیعی است که در زندگی روزانه به شدت دخالت دارد. «در این رابطه باستان شناسان ثابت کردهاند که تا پیش از 40 الی 50 هزار سال قبل هیچگونه مفاهیم دینی وجود نداشته است» از این رو قابل درک است که شاید انسان برای حفظ موجودیت خود و نوعی دلخوشی به پشتوانهی ماورای طبیعی و برای تحصیل یک زندگی بهتر و حفظ خویش در برابر عوامل غیر طبیعی چون سیل و زلزله و جنگ و موفق شدن در زندگی روزمره به کمک توتم مخلوق ذهنش سخت احتیاج دارد لذا برای اثبات این مفاهیم که رنگ و بوی مذهبی به آن داده بود نیاز به یک پشتوانهی تاریخی دارد و به جای ساختن حال و آیندهی بشری، نشسته و برای خود هر مللی عقبهی تاریخی دروغین برای دین و مذهب و اعتقادات غلط خود میاندیشد و میپروراند از این رو برای انجام خواستههایش به توتم خویش مراجعه میکند و سعی میکند آن را با خود همراه کند که بعد از گذشت مدتها و سالها، به بدعتی تبدیل میشود و این تمناهای انسانی شکل مراسم دینی به خود میگیرد. و جالب این است که پیرامون همین بحث به آنیمیزم یکی از اشکال بسیار شایعتر دینی تبدیل می شود که عقیدهایی است به یک موجود روحانی نامریی و یا بهتر بگوییم مرئی که چشم را به رویش میبندد، که قدرت فوق طبیعی دارد. آنیمیزم از جهل بشر نسبت به پیدایش پدیدههای طبیعی ناشی میشود. بشر پدیدههای طبیعی را مطابق الگوی کجاندیش نیاکان خود تصور میکند و برای آنها روح قائل میشود و آنها را موجوداتی غیر مادی با کیفیات انسانی و قدرتی مافوق طبیعی میداند و بدین ترتیب است که اعتقادات ذاتی دینی دستخوش بدعتهای غلط تاریخی و مذهبهای دروغین و باورهای دینی غلط میشود که از نظر او میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد. بدین ترتیب پیدایش عقاید مذهبی ابتدایی ناشی از عدم آگاهی انسان در مقابل طبیعت بود و امروز نیز باعث عدم شناخت درست بشر از جهان پیرامون خود شده است، چون به طور ناخواسته مقلد انسانهای بت نمایی شده که معتقداست بر زندگی مادی و معنوی او تأثیر گذراند و به یک وحشی گری خرافی و به انسداد فکر و جمود رسیده که نزدیک شدن و تلنگر زدن به این تفکرات غلط، توهین به مقدسات محسوب میشود. و به همین دلیل از یک طرف وارد نشدن در این وادی و از طرف دیگر اعتقادات افسونی مردم که همیشه به انتظار یک ناجی هستند راه را برای تشکیل یک جامعه قیم ماب و پدر سالار و به عبارتی بردهداری و بردگی را باز میکند که در اعصار گذشته ذر ذهن و مغز انسانها انباشت و رسوب کرده و بازیابی و اصلاح آن هم اکنون کار یک فرد و سازمان نیست بلکه برای به چالش کشیدن چنین بحثی در حوزهی نظری علاوه بر بستر سازی فرهنگی میبایست این فقر فرهنگی که یک طول تاریخ تبدیل به بزرگترین تراژدی شده است را از پایبست بازنگری و ترمیم کرد حال میبینیم که یکی از وجوه اصلی ایدئولوژی دولتهای بردهداری ماهیت مذهبی آنهاست زیرا جوهر تعلیمات دینی در تمام اشکال آن به صورت داروی خوراکی در تمام سنین این چنین بخورد نسلهای اعصار مختلف داده می شود. که جهنم مجازات الهی است برای کسانی که از طبقات چیزدار سرپیچی میکنند و بهشت پاداش آنانیست که بدبختی ها و مشقات این دنیا را با بردباری تحمل مینمایند و حاکمیت یک طبقه خاص را مشیت الهی میدانند. از این رو دو عامل اساسی اعتقادات دینی ذاتی را تضعیف میکند. 1ـ انباشت معلومات حقیقی دینی و تشنهی نگه داشتن عام و همچنین آب شور به عوام دادن تا همیشه احساس نیاز و تقلید کند. 2ـ مارک بیدینی زدن به کسانی که در بحث اعتقادات دینی وارد میشوند با این توجیه که این بحث درحوزهی علمای اعلم است و در نهایت گوشهنشینی و انحصار و اسارت دین. از همین رو هر جامعه ارگانیزم جامعی است با صورت بندی خاص خود و هر جامعه در مقطع تاریخی خود قراردارد. و دارای زیر بناهای مختص خود است مثلاً زیر بناهای دولتهای صنعتی نیرو تولید پیشرو و اساس زیر بنای دولتهای بردهداری ایدئولوژیهای کج اندیشانهی مذهبی آنهاست که عموماً خصلتی استثماری و استعماری دارد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه