سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
تبادار؛ بیاعتنا به افکار عمومی ؟!تبادار؛ بیاعتنا به افکار عمومی ؟!
مردم بوشهر پس از نزدیک به چهار سال تحمل نمایندهای که جز حاشیهپردازی، غوغا سالاری و نواختن ساز مخالفتهای مختلف با خواستهها و نیازهای عمومی شهر و استان، رفتار و گفتار مثبتی از خود بروز نداده است، منتظر فرصتی بودند تا در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک، جبران پشتکرد خود به انتخابات گذشته را نموده و اقدام به انتخاب فردی نمایند که از هر حیث شایستگی و لیاقت نمایندگی آنان در مجلس شورای اسلامی را داشته باشد. در این راستا و از میان افراد مطرح در طیف اصلاحطلبان، کسی که بیش از دیگر افراد، مطمح نظر بود و مردم با توجه به عملکردهای خوب ایشان در دوران استانداریاش، امید زیادی به او بسته بودند، مهندس اسماعیل تبادار بود. حتی در این خصوص، تشکلها و احزاب و جریانات اصلاحطلبی استان نیز در یک ائتلاف نانوشته و غیر مدون در خصوص کاندیداتوری تبادار، اتفاق نظر کامل داشتند. اما متأسفانه اکنون که در آستانهی ثبتنام کاندیداها قرار داشته و برای این منظور نیز بیش از یک هفته وقت نمیباشد، شنیده میشود که آقای تبادار قصد ورود به جریان انتخابات را ندارد!!! بدیهی است که این خبر ضمن آنکه برای مردم استان به ویژه مردم شهرستان بوشهر، مایهی ناامیدی و یأس و نگرانی بوده و تشتت موجود در صفوف اصلاحطلبان را بیشتر خواهد کرد، برای شخص تبادار نیز دارای تبعات منفی اجتماعی میباشد، زیرا این شائبه را در اذهان عمومی به وجود میآورد که بر خلاف آن چه همگان میپنداشتند، ایشان اعتنای چندانی به خواستههای مردم نداشته و مصالح شخصی خود را بر توقع و انتظارات مردم ترجیح میدهد. به خصوص آنکه شنیده میشود ایشان بدین جهت حاضر به ثبتنام نمیباشد که ممکن است از سوی هیأتهای اجرایی و نظارتی و به جرم اصلاحطلبی و انجام خدمات در دولت اصلاحات، رد صلاحیت شود. اگر مبنای تصمیمگیری تبادار واقعاً همین امر باشد، باید به او متذکر شد که به فرض وقوع چنین حادثهای، از ارزش و اعتبار ایشان کسر که نخواهد شد هیچ، بلکه بر منزلت و موقعیت اجتماعی وی افزونتر هم خواهد شد، ضمن آنکه بر کارگزار و کارمند بازنشسته شده از مشاغل دولتیای نظیر تبادار، به لحاظ موقعیت اداری نیز هیچ لطمه و آسیبی مترتّب نمیباشد. لذا جا دارد که آقای تبادار در این مدت زمان اندک باقی مانده تا پایان مهلت ثبتنام، مردانه وارد گود شود، آستینها را بالا کشیده و اجازه ندهند قبل از آنکه دیگران او را بکشند، خود اقدام به خودکشی نماید. ما آن چه شرط بلاغ بود عرض کردیم، حالا خود دانند و خود.
|
|
|