![]() |
||||
|
|
||||
|
در پاسخ به واکنش آقای خورشید فقیهدر پاسخ به واکنش آقای خورشید فقیه
به مطلب اعتدال آری، تندروی نه اندر حکایات تداوم حرکات چریکی و تند آقای فقیه با ادای احترام به شما به عنوان فردی قلم به دست، ناگزیرم در پاسخ به مطلب اعتدال آری، تندروی نه اینجانب، در دو مقوله تاریخی و سیاست روز مطالبی را عرض نمایم امیدوارم از جاده اعتدال خارج نشده باشم و راه انصاف را پی سپرم. آقای فقیه چرا سردار بزرگ، امیر کبیر پذیرفت در حاکمیت ناصرالدین شاه وارد شود و با خواهرش ازدواج نماید و چرا بعداً با خانواده شاه برخورد نمود؟ آیا پیوند با شاه نوعی شیوه عملکردی اعتدالی نبوده است که بعداً منجر به تندروی شد؟ و اگر امیر کبیر قصد اصلاحات داشت چرا در درون سیستم شاهنشاهی با گروهها و فرقه های مذهبی مخالف سیاسی برخوردهای قهرآمیز انجام داد ؟ اگر چه با مشی اصلاح طلبانه خود و عدم پذیرش این مشی توسط شاه، مورد حسد حاسدان قرار گرفت و شاه دنبال بهانه ای بود تا او را سر به نیست کند و این بهانه را امیر کبیر به او داد و حتماً جنابعالی که مدعی تاریخ و تاریخ نگاری هستید می دانید که حتی در روز عید امیر کبیر چه پاسخ زننده ای به مادر همسرش داد و اگر نمی دانید به تاریخ نگاه کنید. تا جایی که مهد علیا مادر ناصرالدین شاه کمر به قتل او بست و با آقاخان نوری واپس گرا دست به یکی شد و توطئه عزل و حتی قتل امیر را فراهم آورد. مصدق هم همین گونه بود با توجه به اصلاحات عمیقی که انجام داد و دست انگلیس را از نفت ایران کوتاه کرد، با ورود به خط قرمزهای همان فردی که پذیرفته بود نخست وزیرش باشد زمینه شکست و انزوای خود را فراهم ساخت به نحوی که هیچگونه عکس العمل بلدوزری در روز 28 مرداد از جانب همان توده ای که مصدق بارها به پشت گرمی آنان دل بسته و سخن گفته بود نشان داده نشد و قداره بندانی چون شعبان جعفری موسوم به بی مخ، حسین گاو کش و اقدس تیغی یکه تاز میدان سیاست 28 مرداد و تعیین کننده وضعیت سیاسی، اجتماعی آن روز شدند و کودتاچیانی همچون زاهدی بر اریکه قدرت سوار شدند. آقای بازرگان هم که نماد میانه روی و اعتدال مورد اعتراض شما بود، سرانجام و به هر دلیل با هم رزمان خود اختلاف سلیقه پیدا کرد و بالاجبار صحنه سیاست را ترک نمود. اما به شیوه چریکی و جنگ مسلحانه روی نیاورد بلکه سعی کرد در قالب جریانات سیاسی، اندیشه و تفکر خویش را به مردم ارائه نماید. آقای خاتمی هم که با اکراه کاندیداتوری ریاست جمهوری را پذیرفت و سعی در نهادینه کردن فعالیت های سیاسی، اجتماعی داشت، گام های بلندی هم برداشت و آن روز هم همین اصلاح طلبان به زعم شما واقعی راستگرا (که تهمتی بیشتر نیست) با خاتمی بودند و آقایان پیشرو بعداً به این جریان فکری پیوستند. در جریان مسئولیتش با تندروی های بخشی از اصلاح طلبان موافق نبودند که بعد از آن عدهای با تندروی شعار عبور از خاتمی را مطرح نمودند و از مشی اصلاح طلبانه عدول کردند و بهانه به رقیب دادند تا باعث تقریباً حذف همه اصلاح طلبان شد اما در همین اثنا تعداد زیادی از اصلاح طلبان پیشرو فعلی تکیه بر مدیریتها زده بودند. اما آقای خورشید فقیه شما ما را متهم به راست و همگرایی با کیهان کردهاید اولاً اصلاح طلبی واقعی در استان بوشهر در مقابل اصلاح طلبان غیر واقعی آورده شده است، نه واقعیت گرایی که کیهان از آن نام برده است. مشی ما مشخص می باشد. جالب است که شما خواسته یا ناخواسته روی به تهمت و افترا آورده اید. همان مطلبی که خودتان در نوشته هایتان به بدی و زشتی از آن یاد کرده اید. شما در نوشتههایتان به جبر تاریخ اشاره کرده اید. اتفاقاً نقطه افتراق ما با شما همین جاست. خود شما هم اگر مشی تند روانه قبلی را می خواهید ادامه دهید، باید گروههای چریکی ایجاد نمائید و بلدوزر ها و ارابه ملت به قول هگل را برای ویرانی آماده کنید. البته کدام ملت برای من جای سوال است ؟ آقای فقیه ما از نظر اعتقادی به جبر تاریخ شما معتقد نیستیم. چین شما هم معتقد نیست. شوروی شما هم از هم پاشید. کاسترو هم عملاً تعدیل شد، تا جایی که امروز ناسیونالیست شناخته می شود. چو ئن لای چینی هم رزم مائو هم راه اعتدال در پیش گرفت و تروتسکی انقلابی هم با هم رزم دیرینه خود لنین سر دشمنی برداشت و نفی بلد شد و به آمریکای لاتین پناه برد تا جایی که بدستور لنین و توسط ک – گ – ب کشته شد و وارث لنین آقای استالین هم به دلیل تندروی و انقلابی گری 28 میلیون از مردم فقرزده روس را تنها به اتهام هوادار بورژ وازی یا سلطنت طلبی قتل و عام نمود که در تاریخ انقلاب مارکسیستی خود یک فاجعه تاریخی است. اما از بین چهار انقلاب از انقلاب فرانسه، آن هم با تسامح و تساهل اشاره کرده اید جهت اطلاع شما در فرانسه حدود 20سال انقلابیون اعم از ژاکوپن ها (تندروان) و ژیروندن ها (میانه رو ها) به جان هم افتادند و ترور سفید را بر پا ساختند که همدیگر را به اسم و بدون هیچ دادگاهی به قتل می رساندند، تا جایی که «رُبس پیر»مرد آهنین انقلاب و«دانتون» موسوم به رعد انقلاب و «مارا» ملقب به دوست مردم در بحبوحهی انقلاب توسط همان گیوتینی که «گردن لویی 16» و «ماری آنِتوآنت» ملکه را قطع کرد، گردن انقلابیون فوق الذکر را هم از تن جدا نمود و جالب تر آن این که توده ی مردم بر جنازه آنها هورا کشیدند و هلهله کردند و بعد از این همه خونریزی و با سقوط«ناپلئون بناپارت» سیاسیون فرانسه از جمهوری چهارم و پنجم به بعد راه اعتدال پیشه کردند. اکنون هم که ما در مقابل اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) متهم می شویم و شما به دفاع از آنها برخاسته اید حتی در پیشینه نماینده ی اصلاح طلبی که به دنبال اصلاحاتی بوده است که شما از آنها نام برده اید و ما هم به آن اصلاحات اعتقاد داریم و در آینده هم خواهیم داشت قبلاً مشی تندروانه مشاهده میشود که اکنون خود را متعادل میپندارد یعنی مشی آرام اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ما هم معتقدیم که جزم اندیشی تندروانه باعث نابودی کشور خواهد شد. آقای فقیه جالب تر اینکه بدانید عده ای از آقایانی که اکنون به اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) مشهور شده اند، در زمانی که اصلاح طلبان واقعی علم اصلاحات خاتمی را به دوش کشید بودند در دامان راست آرام گرفته بودند. تعجب می کنم که حتی شما چند سال اخیر را هم واکاوی نکرده اید تا در نوشته هایتان از تهمت های ناروا خودداری کنید و اگر بتوان صداقت انقلابی شما را با حسن ظن پذیرفت، اصلاح طلبانی مورد حمایت حضرتعالی و همفکرانتان می باشند، که علی الاصول باید بازمانده رسوبات ایده ئولوژیکی تلقی شوند که شما به آن معترض هستید و نه در جریان تکاملی کمونیسم تاریخی جای گیرند که جبر تاریخی و ارابه ملتی باید بر اجساد و اتلال آنان براند و به اتوپیا (بهشت افلاطونی) و بهتر بگویم به جامعه بی طبقه کارگری مختومه شود، نه اصلاحات رو بنایی و رفورمیستی و من تعجب می کنم چه اتفاقی افتاده است که شما مدافع این جریان شده اید. به صراحت عرض کنم شما هم اگر برای جان خود به قول خسرو گلسرخی چانه نمی زدید یاراه اعتدال پیشه نمی کردید که کار عاقلانه ای هم بوده و قابل ستایش است باید همچون همرزمان خود همان راه انقلابی را ادامه می دادید و قهرمانانه جان بر سر آرمان خود می نهادید. آیا مطلب غیر از این است که در پناه تساهل و تسامح و مماشات در حکومتی که متضاد با اندیشه شماست گوشه عافیت نشسته اید و تا اندازه ای ریزه خوار سفره انقلاب هم بوده و هستید. در پایان به عرض شما برسانم ما هیچ گاه تندرویهای طیف مقابل را تأیید نکرده و نمی کنیم و معتقدیم جزم اندیشی و افراط گری در طول تاریخ ضربه های جبران ناپذیری به ملتها زده است و من بحثی برای طیف مقابل ندارم و خودم هم قربانی این افراط گری بوده ام و در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شده ام. از این که به شفافیت خودتان پاسخ دادم عذرخواهی میکنم. امیدوارم رنجیده خاطر نشده باشید؛ چرا که تبادل اندیشه باعث رشد فکری و سیاسی جامعه خواهد شد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه